۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۳, شنبه

بازگشت چین به پارس شمالی؛ مشکلات پارس جنوبی



خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه طی گزارشی خبر داد که چینی ها اعلام کرده اند که بعد از پنج سال کناره گیری، آماده توسعه میدان گازی پارس شمالی هستند.
موافقت نامه توسعه میدان گازی پارس شمالی هم در بخش بالادستی و هم پایین دستی با هزینه 15 تا 16 میلیارد دلار بین شركت ملی نفت ایران و شرکت ملی نفت فراساحل چین (SINOC ) در مهر سال 1386 به امضا رسید.
این در حالی است که وزیر نفت ایران در مهرماه سال گذشته، قرار داد شرکت چینی برای توسعه پارس شمالی را بخاطر اینکه بعد از پنج سال هنوز عملیات توسعه این میدان گازی را شروع نکرده بود و همچنین بخاطر تعلل چینی ها در توسعه فاز 11 پارس جنوبی تعلیق کرد.
هم اکنون سه سال از عقد قرارد داد توسعه فاز 11 پارس جنوبی توسط شرکت "سی ان پی سی" چین با ایران نیز می گذرد، اما این شرکت تاکنون اقدام به توسعه فاز 11 پارس جنوبی نکرده است.
بنا بر گزارش خبرگزاری مهر، پیمانکاران ایرانی هفته گذشته خواستار مشارکت در این پروژه مشترک گازی شده و تاکید کرده اند با خروج چین امکان اجرای این قرارداد 5 میلیارد دلاری وجود دارد. شرکت "سی ان پی سی" چین تنها شرکتی است که در لیست پیمانکاران خارجی پارس جنوبی قرار دارد.
پارس جنوبی، بزرگترین میدان گازی جهان و مشترک میان ایران و قطر که به تنهایی ۸ درصد از ذخایر گاز جهان را در دل خود دارد. ایران حدود 10 سال دیرتر از قطر شروع به توسعه بخش ایرانی این میدان عظیم کرد و هم اکنون رقیب ایران 2,5 برابر بیشتر از ایران از این میدان مشترک گازی برداشت می کند.
بخش ایرانی این میدان غول گازی به 29 فاز تقسیم شد و در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و آغاز دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد با کمک شرکتهای خارجی غربی ۸ فاز آن به بهره برداری کامل رسید. دو فاز 9 و 10 نیز سه سال قبل بصورت زودهنگام و ناقص به مدار بهره برداری وارد شد.
این دو فاز از سال 2009 تاکنون تکمیل نشده اند و با ظرفیت روزانه 42 میلیون متر مکعب (75 درصد) گاز تولید می کنند.
ایران بعد از روسیه دومین دارنده بزرگ ذخایر گازی دنیاست و بالغ بر 33 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی دارد، اما طی سال گذشته حدودا 11,8 میلیارد متر مکعب گاز از ترکمنستان وارد و 9,5 میلیارد متر مکعب گاز نیز به ترکیه صادر کرده است، به عبارتی ایران هنوز وارد کننده گاز است.
هنوز معلوم نیست که اینبار شرکتهای چینی واقعا عزم به توسعه میادین انرژی ایران گرفته اند یا مانند گذشته در توسعه بخش بالادستی میادین گازی ایران تعلل خواهند کرد.
روازنه معادل گاز "2 فاز پارس جنوبی" در مشعل ها تلف می شود
مشکلات پیرامون صنعت گاز ایران تنها خلاصه به توسعه میادین جدید گازی و فازهای 11 تا 29 پارس جنوبی نمی شود. خبرگزاری فارس روز چهارشنبه هفته گذشته طی گزارشی از سوختن روزانه 40 میلیون متر مکعب گاز های همراه در بخش تولید نفت و همچنین 50.96 میلیون متر مکعب گاز سبک در پالایشگاه های گازی کشور خبر داد.
گاز همراه گازی است که به همراه نفت از میادین نفتی استخراج می شود. این گاز در برخی مواقع به صورت محلول در نفت خام است كه در مراحل بهره برداری از نفت خام جدا می شود. گاز سبک نیز عبارت از گازی است که از میعانات و مایعات تصفیه شده باشد که معمولا از میادینی که صرفا حاوی گاز هستند، استخراج می شود.
بنا بر این گزارش هم اکنون معادل گاز بیش از دو فاز پارس جنوبی بر روی فلرهای گازی می سوزد "ولی مسئولان به جای تدبیر این مشکل، در توسعه فازهای جدید پارس جنوبی نیز از مدل قبلی کپی برداری می کنند".
این گزارش در ادامه می نویسد: "اگر سفری به منطقه عسلویه داشته باشید حتما مشعل های غول پیکری را مشاهده می کنید که روشن هستند و ارتفاع شعله هایشان گاها به بیش از 20 تا 30 متر می رسند".
بنا بر این گزارش، اگر قرار باشد تنها فازهای پارس جنوبی (فازهای 1 تا 10) را مدنظر قرار دهیم باید بگوییم که تنها روزانه نزدیک به 7 میلیون متر مکعب "گاز سبک" در این فازها سوزانده می شود.
ایران سالهاست که برنامه استفاده و مهار گازهای همراه را در دستور کار قرار داده است، اما موفقیت چندانی نداشته است.
خبرگزاری مهر پاییز 1388 طی گزارشی اعلام کرد که طی چهار سال نخست برنامه چهارم توسعه (1384-88) بیش از 64 میلیارد متر مکعب گازهای همراه نفت بدون کوچکترین استفاده ای در مشعل های میادین و پالایشگاه ها سوزانده شده است.

۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

مصاحبه من با با خبرگزاری مهر: توافق بزرگ هسته ای امکان دارد



یک تحلیلگر جمهوری آذربایجان بر این باور است که برای حل موضوع هسته ای ایران راهی جز پرهیز از سیاسی شدن این پدیده علمی و فنی وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، "دالغا خاتین اوغلو" در گفتگو با خبرنگار مهر با موفقیت آمیز خواندن نشست استانبول به چشم انداز همکاری ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی و تاثیر آن درحل موضوع هسته ای جمهوری اسلامی اشاره می کند ومی گوید: پس از همکاری کامل ایران با آژانس بحث برداشته شدن بخشی از تحریم هاعلیه ایران مطرح است و در این مورد امضای یک توافق بزرگ درتهران نیزامکان پذیر است که این می تواند تضمین هایی از سوی غرب به ایران مبنی بر اینکه مورد حمله قرار نخواهد گرفت بدهد.

این نویسنده در ادامه می گوید: غرب برای حل موضوع هسته ای ایران باید دیگر مسائل از جمله حقوق بشر، حمایت ایران از مقاومت حزب الله و دیگر گروهها و در عین حال اختلافات سیاسی را در پرونده هسته ای ایران دخالت ندهد.

وی می گوید: اگر کشورهای غربی حق ایران را برای غنی سازی در چارچوب ان پی تی و پروتکل الحاقی بپذیرند، آنگاه ایران نیز می تواند همکاری بیشتر و عمیق تری داشته باشد.

خاتین اوغلو می گوید: ممکن است ایران به مرحله ای از غنی سازی و تکنولوژی هسته ای برسد که بالقوه توان تولید تسلیحات اتمی را داشته باشد. اما حتی این توانایی نیز الزاما به معنی آن نیست که این کشور چنین کاری را خواهد کرد. برسمیت شناختن حق ایران برای فعالیت های هسته ای صلح آمیز به این کشور اجازه خواهد داد تا اهداف خود را پیگیری کند و حداکثر دستاورد این کشور رسیدن به مرحله ای است که کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و دیگر کشورها رسیده اند که تسلیحات هسته ای تولید نمی کنند.

این کارشناس جمهوری آذربایجان در بخش دیگری می گوید: هیچ گزینه ای برای حل موضوع هسته ای ایران وجود ندارد مگر اینکه بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ازتاسیسات اتمی ایران بیشتر شود و همکاریهای تکنیکی میان تهران و آژانس عمیقتر شود.

وی می افزاید: اگر این بازرسی ها بیشترشود سبب خواهد شد تا موضوع هسته ای با مسائل سیاسی آمیخته نشود ویک رویکرد فنی و تکنیکی به جای یک رویکرد سیاسی- امنیتی برای حل این مسئله پیدا شود. زیرا که هم اکنون واقعا برنامه هسته ای ایران از نقطه غیر قابل برگشت عبور کرده است و توقف آن عملا ناممکن است.

درپایان این فعال رسانه ای تصریح می کند: غرب و ایران باید موضوع هسته ای را از دیگر موضوعات مورد اختلاف جدا کند. یعنی موضوع هسته ای ایران در قالب فنی وتکنیکی و فارغ از مسائل سیاسی حل و فصل شود. در چند دهه اخیر، موارد زیادی می توان نام برد که عدم تفکیک نوع اختلافات فی مابین و تمرکز جداگانه بر هر کدام از گزینه های مورد مناقشه، باعث عمیقتر شدن اختلافات و خلق مشکلات جدید شده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

انگشت ایران روی باختهای ترکیه



درحالی که بعد از سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به ایران در اواخر ماه گذشته میلادی، از میزبانی دوباره ترکیه برای اجلاس آتی ایران و گروه 5+1 در 13 آوریل خبر داده شده بود، اخیرا مقامات ایران با عدم تایید این موضوع، گفته اند که زمان و مکان دیدار آتی مذاکرات هسته ای معلوم نیست.

مذاکرات دور قبل، 14 ماه پیش در استانبول برگزار شد و نتیجه ای نداشت.

این در حالی است که ترکیه در اول ماه آوریل، میزبان کنفرانس "کشورهای دوست" سوریه بود، کنفرانسی که ایران به شدت به آن واکنش نشان داد. ترکیه یک روز بعد، اعلام کرد که واردات نفت از ایران را 10 درصد کاهش داده و یک میلیون تن نفت از لیبی وارد خواهد کرد.

اسماعیل کوثری، نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و روابط خارجی مجلس در گفتگو با خبرگزاری ترند، این کنفرانس را اجلاس "دشمنان سوریه" نامید و علی لاریجانی رئیس مجلس ایران آن را "رشوه به اسرائیل" ارزیابی کرد.

محسن رضایی دبیر مجمع مصلحت نظام نیز بر این باور است که بایستی بجای استانبول، یکی از کشورهای "دوست ایران" مانند عراق، سوریه یا لبنان میزبان این دور از مذاکرات ایران و گروه 5+1 باشد.

سال 2010، بعد از خروج 11 وزير از کابينه ائتلافی دولت سعد الحريری تحت حمایت ترکیه، سقوط کرد و نجيب ميقاتی مامور تشکيل کابينه جديد شد. حزب الله لبنان و متحدانش، آقای ميقاتی، ميليارد سنی را در مقابل سعدحريری، نامزد سمت نخست وزيری کرده بودند.


از طرفی در همان سال بعد از نه ماه کشمکش ميان طرفداران نوری المالکی و اياد علاوی نهايتا پارلمان عراق به کابينه مالکی رای دارد که مورد حمایت ایران بود. به دنبال انتخابات پارلمانی عراق، آقای مالکی با ائتلاف شيعی حاکميت قانون با اختلافی اندک پس از آقای علاوی نماينده ائتلاف سنی العراقيه در مقام دوم قرار گرفته بود.

هم اکنون ایران و ترکیه درگیر رقابتی سخت در سوریه هستند، ایرانی که برای ابقای دولت بشار اسد تلاش می کند و ترکیه به شدت خواستار برکناری اسد از قدرت است.

ظاهرا به رغم افزایش تجارت بازگانی ترکیه با ایران تحت تحریم تا سقف 15 میلیارد دلار و کمک به پرداخت پول نفت صادراتی ایران به هند از طریق "هالک بانک" ترکیه، مسائل امنیتی برای ایران اولویت دارتر از همکاریهای اقتصادی است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه

انتشار 12.5 میلیارد یورو اوراق مشارکت و بدهی های دولت



دولت احمدی نژاد در لایحه بودجه 91 که تحویل مجلس شده است، انتشار معادل 12.5 میلیارد یورو اوراق مشارکت را در نظر گرفته است.

طبق برنامه پنجم توسعه، ایران بایستی سال گذشته خورشیدی معادل 30 میلیارد دلار (با احتساب نرخ رسمی دلار در ایران- 12،226 ریال) اوراق مشارکت منتشر می کرد.

بنا بر گفته های علی اصغر میرمحمد صادقی، مدیر اعتبارات بانک مرکزی، ایران تا بهمن ماه سال گذشته، معادل 1.3 میلیارد دلار اوراق مشارکت منتشر کرده است که فقط 250 میلیون دلار به فروش رفته است.

علت این شکست، نرخ بهره 17 درصدی اوراق مشارکت بود که حتی پایینتر از نرخ تورم رسمی اعلام شده توسط بانک مرکزی بود، اما در نیمه های بهمن ماه نرخ بهره اوراق مشارکت به 20 درصد افزایش یافت.

از 15 بهمن ماه تا پایان سال خورشیدی 90 وزارت نفت 1.35 میلیارد دلار (1.150 میلیارد از آن فروخته شده)، وزارت نیرو حدود 1 میلیارد و وزارت راه 400 میلیون دلار اوراق مشارکت منتشر کردند که به فروش رفت.

با یک جمع بندی کلی، ارزش اوراق مشارکت به فروش رفته و آنچه که در برنامه پنجم برنامه ریزی شده بود، تفاوت چشمگیری دارد.

بدهی های دولت

انتشار اوراق مشارکت البته، به غیر از جذب سرمایه جنبه های دیگری هم دارد.

اخیرا خبرگزاری فارس گزارش کرد که بدهی های دولت و شرکتهای دولتی به بانکها تا پایان سال 89 به معادل 45.8 میلیارد دلار رسیده است و این بدهی ها در حال افزایش است. طبق این گزارش، بدهی دولت ظرف چهار سال گذشته (تا پایان سال 89) به بانکهای ایران دو برابر افزایش یافته است.

با توجه به وجود معادل 300 میلیارد دلار نقدینگی در جامعه، فروش اوراق مشارکت می تواند تا حدی این حجم را کاهش دهد و سرمایه های سرگردان را وارد پروژه های عمرانی و انرژی کند، اما همزمان می تواند بدهی های دولت را افزایش دهد، موضوعی که می تواند مشکل دیگری برای اقتصاد ایران تولید کند.

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

Iran will be loser in oil bartering



With a glance at Iran's trade partners and its foreign trade balance, it can be found out that the country will be a loser in bartering with its three major customers instead of using the dollar in oil trade. India has recently replaced China as the main customer for Iranian crude importing 550,000 barrels of oil per day. India has been facing problems since January 2011 for paying its oil dues to Iran.

India has reportedly owed at least $8 billion in oil dues to Iran. The two countries have recently come to terms on settling 45 percent of the dues in rupees and the rest through bartering goods for oil.

Last year, India bought oil worth about $1 billion from Iran per month in average.However it has increased imports by 37 percent. A look at the bilateral trade shows that it is highly probable that India will not be able to pay the rest 55 per cent of its oil dues through bartering. Moreover, settling 45 percent of the dues in rupee is as much as two times of India's exports to Iran.

India exports goods worth $2.5 billion to Iran annually, which is very low compared with imports from Iran. According to the External Affairs Ministry of India, in the two countries' trade balance was around $8 billion last year.

Except for the considerable trade balance figure, rupee's value has declined by 9.2 percent during the past 12 months. This fact will raise the risk of oil trade in rupees. The rupee's depreciation is also likely to happen in 2012. The Indian Central Bank has forecasted 6.9 percent economic growth for the current year, which is 1.5 percent lower than the last year's figure and is the lowest since 2008.

The trade balance between Iran and Japan is the same. Japan is the third largest importer of Iranian crude and makes some $11 billion-trade with Iran, of which just 20 percent is the share of Iran's imports from Japan.

In 2011, trade between Iran and China amounted to some $40 billion, of which $18 billion was Iran's exports to China. The bilateral trade is expected to hit $45 billion and the trade balance still remains very high.

Considering that none of the two countries' currencies are among the major currencies in global trade, Iran will face major problems in trade with such countries.

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

ایران احتمالا مجبور به قطع صادرات گاز به ترکیه خواهد شد



مصرف روزانه گاز در ایران، کشوری که دمای 28 استان از 31 استانش هم اکنون زیر صفر درجه است، به رقم بی سابقه 551 میلیون متر مکعب رسیده است. هم اکنون ایران روزانه 554 میلیون متر مکعب گاز تولید می کند که مازاد گاز ایران فقط سه میلیون متر مکعب در روز است و این کشور متعهد است که روزانه 10 برابر این حجم از گاز را به ترکیه صادر کند.

ترکیه می گوید که ایران به مفاد قرارداد گازی 1996 که قرار بود روزانه 30 میلیون متر مکعب گاز به ایران صادر کند، عمل نکرده و این کشور در همین رابطه دومین پرونده دادخواست خود بر علیه ایران را تنظیم و به زودی به دیوان داوری بین المللی تقدیم خواهد کرد. اولین دادخواست ترکیه، درباره اختلاف با ایران بر سر قیمت گاز بود.

ایران تا همین اواخر 24 میلیون متر مکعب گاز به ترکیه صادر می کرد، اما امروز، 6 فوریه، جواد اوجی، معاون وزیر نفت خبر داد که ایران روزانه 30 میلیون متر مکعب گاز به ترکیه صادر می کند، به عبارتی احتمالا ایران در چند روز گذشته صادرات گاز به ترکیه را افزایش داده است.

اگر باور کنیم که ایران در عرض چند روز 6 میلیون متر مکعب به صادرات گاز خود به ترکیه افزوده باشد، یقینا اتکای ایران به واردات روزانه 26-30 میلیون متر مکعب گاز از همسایه شمالی اش ترکمنستان بوده است، اما آیا ترکمنستان شریک مطمئنی برای اتکا باقی خواهد ماند؟

صادرات گاز ترکمنستان به ایران با احداث خط لوله|ی "کرپچه - کردکوی" در سال 1996 آغاز شد. دومین خط لوله|ی گازی "دولت آباد- سرخس- خانگیران" نیز در سال 2010 افتتاح شد.

روز گذشته ایران از کاهش 50 درصدی صادرات گاز طبیعی ترکمنستان به ایران خبر داد، موضوعی که اگرچه احتمالا ایران را با بحران سرما مواجه نکند، اما یقینا به صادرات گاز ایران به ترکیه تاثیر خواهد گذاشت.

ترکمنستان از دسامبر 2007 تا ماه مارس، صادرات گاز به ایران را بخاطر آنچه که "مشکلات تکنیکی" عنوان کرد، قطع کرده بود. اقدامی که باعث ایجاد قطعی گاز و بحران سرما در استانهای شمالغرب ایران و قطع صادرات گاز این کشور به ترکیه شد.

خبرگزاری مهر از قول جواد اوجی گزارش کرده است که شرکت "ترکمن گاز" ترکمنستان صادرات گاز به ایران را بدون اطلاع قبلی به نصف کاهش داده است. " در شرایط عادی باید روزانه 20 میلیون متر مکعب گاز طبیعی از مسیر سرخس- دولت آباد توسط ترکمنستان به ایران صادر شود. با این وجود، این کشور همسایه صادرات گاز طبیعی به ایران را روزانه 10 میلیون متر مکعب کاهش داده است".

ایران سال گذشته خط لوله گاز یکهزار و 24 کیلومتری شمال و شمالشرق ایران را در دو فاز به بهره برداری رسانده است که بتواند گاز پارس جنوبی را به استانهای شمال و شمالشرقی برساند و ظاهرا ایران توانسته است از بروز بحران دوباره قطعی گاز در این استانها جلوگیری کند.

اما هنوز معلوم نیست که ایران چگونه صادرات گاز به ترکیه را ادامه خواهد داد، موضوعی که با توجه به بارش شدید برف در مناطق شرقی و جنوب شرقی ترکیه، مقامات ترکیه نسبت به امنیت انرژی این مناطق بمراتب حساسیت بیشتری دارند.

ایران با 33 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی، بعد از روسیه، دومین دارنده بزرگ ذخایر گاز دنیاست.

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

تنگه هرمز جایگزین ندارد


افزایش تنشها در پی رزمايش ده روزه نیروهای دريايی ايران در آبهای خليج فارس، بمنظور نمايش قابليتهای جمهوری اسلامی در مسدود ساختن تنگه استراتژیک هرمز که 20 درصد از کل ترانزیت نفت خام جهان از این مسیر می گذرد، بحث بر سر راههای جایگزین این تنگه را برجسته تر کرده است.

هفته گذشته، اداره اطلاعات انرژی امریکا، با اشاره به عبور کنونی روزانه 17 میلیون بشکه نفت خام از طریق این تنگه باریک21 مایلی، گزارش کرده است که این رقم 35 درصد از کل ترانزیت نفت جهان از مسیر دریا را شامل می شود.

هم اکنون روزانه حداقل 17 تانکر نفتی از این تنگه عبور می کند و مقصد نهایی 85 درصد از محموله های نفتی که از این تنگه عبور می کند، بازارهای آسیایی از جمله چین، هند، کره جنوبی و ژاپن است.

ایران هم اکنون بالای دو میلیون و 150 هزار بشکه نفت خام را از همین تنگه صادر می کند که بستن تنگه هرمز هم به منزله عملی انتحاری برای خود ایران هست و هم باعث قطع قسمت عمده واردات نفتی دوستان آسیایی خود مانند چین و هند خواهد شد. بر همین اساس، احتمال بستن تنگه هرمز با غرق کردن چند کشتی در ابهای عمیق این تنگه بسیار کم است و در صورت چنین اقدامی امکان باز کردن این تنکه در عرض چند روز وجود دارد. با اینهمه، خود تهدید لفظی یا مانور نظامی ایران نیز باعث نوساناتی در قیمت نفت شد.

اقتصاد جهانی که موج بحران مالی ماه اوت 2007 را اخیرا کمی پشت سرنهاده، برای بهبود رشد اقتصادی و تداوم ترمیم صدمات ناشی از رکود اقتصادی چند ساله، به شدت نیازمند پایین نگه داشتن قیمت نفت و ثبات بازار است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال 2011 میلادی بطور متوسط روزانه یک میلیون بشکه بیشتر از سالهای 2009 و 2010 از این تنگه نفت صادر کرده اند.

ایران تهدید کرده است که در صورتی که خود مورد تهدید قرار گیرد، این تنگه استراتژیک را ببندد. عرض این تنگه حدودا 21 مایل است که فقط آبهای عمیق آن که محدوده ای دو مایلی را تشکیل می دهد قابلیت عبور برای نفتکشهایی است که بطور متوسط دو سوم آنها ظرفیت حمل بالای 150 هزار تن را دارا هستند.

در تازه ترین واکنشها به تنوع سازی مسیر ترانزیت نفت کشورهای خلیج فارس، خبرگزاری رسمی امارات 9 ژانویه گزارش داد که محمد بن ظاعن الهاملی، وزیر انرژی امارات گفته است که ساخت خط لوله حبشان - جفیره تا ماه می یا ژوئن تمکیل خواهد شد.

خط لوله 360 کیلومتری حبشان- جفیره (Habshan-Fujairah)، موسوم به خط لوله "ابوظبی" قرار است نفت امارات را از طریق خشکی و با دور زدن تنگه هرمز به دریای عمان برساند. ظرفیت ترانزیت خط لوله حدود 2 میلیون بشکه در روز است و ظرفیت تولید نفت امارات 2.5 میلیون بشکه در روز می باشد.

اخیرا محمد سوري مديرعامل شركت ملي نفتكش ایران درباره پروژه امارات براي ساخت خطوط لوله جديد نفت و دور زدن تنگه هرمز، گفت: امارات متحده عربی قصد دور زدن تنگه هرمز را ندارد بلكه به دنبال يك فعاليت تجاری است.

البته، به غیر از نفت امارات و 2.5 میلیون بشکه نفت و میعانات گازی ایران که روزانه از همین تنگه می گذرد، کشورهای دیگر عرب نشین خلیج فارس رویهمرفته 12 میلیون بشکه نفت از این مسیر صادر می کنند که مهمترین آنها کشور عربستان سعودی با ظرفیت تولید روزانه بیش از 10 میلیون بشکه نفت است که البته ظرفیت تولید مازاد 2 میلیون بشکه ای را نیز دارد که هم اکنون از آن استفاده نمی کند.

این کشور به غیر از تنکه هرمز، از دو خط لوله زمینی نیز استفاده می کند، یکی از آنها خط لوله 745 مایلی "پترولاین" (Petroline ) یا East-West Pipeline است که از منطقه "بقیق" (Abqaiq ) عربستان تا دریای سرخ امتداد دارد و ظرفیت ظرفیت ترانزیت 5 میلیون بشکه در روز را دارد، اما، هم اکنون فقط روزانه 2 میلیون بشکه نفت را حمل می کند.

مسیر خاکی دوم ، عبارت از خط لوله "بقیق- ينبع‎" (Abqaiq-Yanbu) است که برای ترانزیت گاز مایع در نظر گرفته شده است و بصورت موازی با خط لوله "پترولاین" تا دریای سرخ امتداد دارد، ظرفیت حمل این خط لوله 290 هزار بشکه در روز است.

البته هزینه ترانزیت از هر دو این مسیرها گرانتر از راههای آبی است و از طرفی عربستان با استفاده از مسیرهای یاد شده فقط قادر به دور زدن تنگه هرمز برای ترانزیت تنها نیمی از تولیدات نفت خام خود است.

یک خط لوله غیر فعال موسوم به "تاپ لاین" یا خط لوله ترانس-عرب (Trans-Arabian Pipeline - Tapline) ) با ظرفیت حمل 500 هزار بشکه از منطقه القيصومه (Qaisumah ) عربستان تا "صيدا‎" (Sidon) در لبنان نیز وجود دارد که 1,214 کیلومتر امتداد دارد و از سال 1990 غیر فعال است.

خطوط لوله دیگری که بعد از حمله نظامی عراق به کویت، در سال 1991 به حالت تعلیق درآمد، "آی پی اس آی" (IPSI) است که ظرفیت حمل یک میلیون و 650 هزار بشکه نفت در روز را داراست و نفت عراق را به بندر ینبع عربستان وصل می کند.

البته هم اکنون عراق روزانه کمتر از یک پنجم نفت صادارتی خود را به حجم 350 تا 400 هزار بشکه در روز از طریق خط لوله کرکوک-بندر جیهان (Kirkuk- Ceyhan) صادر می کند. که البته این خط لوله در ماه می سال گذشته در پی بمبگذاری منفجر شد و امنیت این مسیر بطور کامل برقرار نیست. از طرفی، 71 درصد از ذخایر نفت عراق در جنوب این کشور قرار دارد. طبق آخرین آمار وزارت نفت عراق، برداشت نفت از میدان های نفتی بصره در جنوب عراق به دو میلیون و 130 هزار بشکه در روز و در منطقه شمالی کرکوک به 697 هزار بشکه رسیده است. صادرات نفت عراق بالغ بر 2.2 میلیون بشکه در روز است.

هم اکنون اکثر نفت تولیدی عراق، کویت، عربستان، ایران، امارات، بهمراه صادرات سالانه 77 میلیون تن گاز مایع (LNG) قطر از باریکه هرمز می گذرد.

مشکل دیگر برای انتقال نفت کشورهای ساحلی خلیج فارس مشتریان شرقی این کشورها است، بطوری که دو سوم فراورده های نفتی گذرنده از تنگه هرمز راهی بازارهای آسیایی می شود و مسیرهای جایگزین هزینه ترانزیت نفت را تا حد زیادی افزایش می دهد.