۱۳۹۱ مهر ۱۵, شنبه

گفتگوی من با آلن ایر سخنگوی وزارت خارجه آمریکا



دالغا خاتین اوغلو، مدیر بخش انگلیسی سرویس اخبار ایران خبرگزاری ترند/
آلن ایر، سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه آمریکا در گفتگو با خبرگزاری ترند تصریح کرد که سقوط آزاد قیمت واحد پول ایران، ریال، در مقایسه با دلار به خاطر سیاستهای غط اقتصادی دولت احمدی نژاد است و تحریمهایی که وی عامل اصلی افزایش قیمت دلار در ایران عنوان کرده، نقش کلیدی در آشفتگی بازار ارز ایران نداشته و تنها "مزید بر علت" بوده است.
وی گفت که مردم ایران باید به این نکته توجه داشته باشند که مشکل از ناحیه دولت ایران است.
قیمت دلار در مقایسه با ریال ایران در اواخر ماه سپتامبر طی یک هفته از 2500 تومان به 3600 تومان اوج گرفت. موضوعی که روز چهارشنبه گذشته باعث تعطیلی بازار تهران، اعتراضات مردمی علیه افت ارزش ریال و توقف خرید و فروش ارز در ایران شد. پلیس ایران با متفرق کردن معترضان، گفته می شود که 16 نفر را که بعنوان "مخل بازار ارز" معرفی شده اند، بازداشت کرد.
یک روز قبل از این اتفاق آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران طی نشست خبری 11 مهر اعلام کرد که تحریمهای نفتی و بانکی علیه ایران بر وضعیت بازار ارز تاثیر گذاشته و اعلام کرد، افزایش قیمت ارز را ناشی از "جنگ روانی" است و گفت که بر اساس گزارش یک نهاد اطلاعاتی، در این بازار ۲۲ نفر سرحلقه هستند و تمام سر نخ|ها در دست آن|ها است.
آقای ایر می گوید که سوء مدیریت اقتصادی در ایران و تصمیمات اتخاذ شده توسط رهبران ایران در زمینه برنامه هسته ای این کشور و تبعات آن، عاملی مزید بر علت برای بحران اقتصادی ایران شده است.
وی گفت که اگر ایران خواستار رفع تحریمها است، راه برای ایران باز است و همکاری جدی، گفتگوهای سازنده بهمراه احترام متقابل میان ایران و گروه 5+1 برای رفع نگرانیها از برنامه هسته ای ایران می تواند باعث "لغو فوری" تحریمهای اقتصادی علیه ایران شود.
بگفته وی، ایران این جدیت را تاکنون از خود نشان نداده و نهاد ذی صلاح در مساله هسته ای یعنی آژانس بین المللی انرژی هسته ای به کرات اعلام کرده است که ایران در برنامه هسته ای خود همکاری نمی کند، شفافسازی وجود ندارد و نگرانیهای جدی از ابعاد نظامی برنامه هسته ای این کشور وجود دارد.
در پاسخ به این سوال که، برنامه هسته ای ایران آنطور که مقامات ایرانی عنوان می کنند "غرور ملی ایرانیان" است، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که ایالات متحده آمریکا نه قصد ضربه بر غرور ملی ایرانیان دارد، نه با ایرانی مقتدر مخالف است و نه همکاری ایران با جامعه بین المللی به معنی "تسلیم" ایران است. به گفته وی، طرف ایرانی باید این تصور را کنار بگذارد که همکاری با جامعه جهانی و رفع نگرانیها به معنی تسلیم ایران در مساله هسته ای است.
آقای ایر در پاسخ به این سوال خبرگزاری ترند که "ایران می گوید اولین قدم را غربیها بردارند"، اعلام کرد که گروه 5+1 و خود آمریکا قبلا نیز درباره "گامهای متقابل" بسته پیشنهادی داده است، اما ایران واکنش جدی نشان نداده است.
هم اکنون اتحادیه اروپا و آمریکا بصورت جداگانه بسته تحریمی جدیدی علیه ایران تنظیم می کنند که بگفته دیپلماتهای اروپایی هدف این تحریم، افزایش فشار بر ایران و ایجاد محدودیتهای فزاینده برای ایران است.
آقای ایر می گوید که "هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت". بگفته وی، ایران باید تصمیم بگیرد که سیاستهای هسته ای را ادامه می دهد و تبعات آن را ببیند، یا اینکه همکاری کند و تغییر موضوع بدهد.
خرانه داری آمریکا اعلام کرده است که ایران هر ماه 5 میلیارد دلار بخاطر کاهش صادرات نفت این کشور از دست می دهد.
هم اکنون اقتصاد ایران از تورم بالای 24 درصدی، (بگفته رئیس مجلس ایران 29 درصدی و بگفته برخی کراشناسان اقتصادی تا 40 درصدی) رنح می برد. نقدینگی از مرز 400 میلیارد تومان فرا رفته و به گزارش صندوق بین المللی پول انتظار می رود که رشد اقتصادی ایران در سال جاری میلادی به چهار دهم درصد سقوط کند.
آلن ایر می گوید که جامعه جهانی مشکلی با دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای ندارد و ایران حق دارد که مصارف صلح آمیز از انرژی هسته ای داشته باشد، اما مشکل این است که ایران درباره صلح آمیز بودن برنامه هسته ای خود از شفافسازی و همکاری سر باز می زند. اگر ایران چیزی برای پنهان کردن ندارد، پس چرا همکاری نمی کند؟
بگفته وی، ایران باید مانند دیگر کشورهای عضو "ان پی تی" باید به تعهدات هسته ای خود عمل کند.
ایران بر این ادعا است که برنامه هسته ای آن صرفا صلح آمیز است و "جنجالهایی که راه انداخته شده است" با تحریک آمریکا و اسرائیل به وجود آمده است، به عبارتی در موراجهه با برنامه هسته ای ایران "سیاسی کاری" شده است.
تاکنون شورای امنیت سازمان ملل چهار قطعنامه تحریمی علیه ایران به تصویب رسانده و اتحادیه اروپا و آمریکا نیز تحریمهای یکجانبه سخت تری بر علیه ایران وضع کرده اند.

خاتین اوغلو در مصاحبه با خبرگزاری مهر: حمله اسرائیل به ایران با کمک دولت باکو موضوعیت ندارد



آذربایجان اجازه استفاده از خاک خود علیه همسایگان را نخواهد داد/ دیدگاه کارشناسان
سفیر آذربایجان در پاکستان اعلام کرد که این کشور اجازه نخواهد داد تا از قلمرو آن به کشور دیگری حمله شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، داشقین شکاراف در گفتگوی اختصاص با روزنامه نیوز چاپ پاکستان قویا شایعه‌های منتشر شده رسانه‌های غربی را مبنی بر آمادگی این کشور برای فراهم کردن تسهیلات مورد نیاز رژیم اسرائیل در حمله احتمالی به مراکز هسته‌ای ایران، رد کرد.
 

این دیپلمات در این باره گفت: الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان به خاطر سیاست هایش در تمامی دنیا مورد احترام است. آذربایجان عضو سازمان همکاری اسلامی است و همه باید اطمینان داشته باشند که این کشور اجازه نمی‌دهد قلمرو آن برای اقدامات تجاوزکارانه علیه یک کشور دیگر عضو سازمان همکاری اسلامی مورد استفاده قرار بگیرد.
 

سفیر جمهوری آذربایجان در پاکستان می‌گوید: آذربایجان سیاست عدم مداخله در امور دیگر کشورها را دنبال کرده است و اجازه نخواهد داد تا تل آویو از قلمرو هوایی یا زمینی آذربایجان برای حمله به ایران یا هر کشور دیگری استفاده کند.
 

گزارش های رسانه ای درباره احتمال حمله اسرائیل به ایران از طریق خاک جمهوری آذربایجان درحالی است که باکو تاکنون بارها بر استقلال خود در مقابل چنین اقداماتی تاکید کرده است.
 

شعیب بهمن، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات ایران و اوراسیا در روسیه اخیرا طی یادداشتی برای "مهر" در همین رابطه موقعیت و موضع جمهوری آذربایجان در تنش های بین ایران از یک سو و غرب و اسرائیل از سوی دیگر را مورد بررسی قرار داده است.
 

او نیز ضمن رد این احتمال و حمله اسرائیل علیه ایران از خاک آذربایجان پنج دلیل را برای ندادن اجازه از سوی آذربایجان به اسرائیل برای حمله به ایران بر می شمارد.
 
نقش و جایگاه ایران در نقشه ژئوپلیتیکی جهان، مناسبات، پیوندها و اشتراکات تاریخی میان بین ایران و آذربایجان، توافقنامه همکاری‌های دوستانه بین دو کشور، و مخالفت روسیه با نزدیکی باکو به واشنگتن و تل آویو از دلایل عمده ای هستند که به زعم این کارشناس مانع از محقق شدن حمله به ایران از طرق خاک آذربایجان می شود.


دالغا خاتین‌اوغلو کارشناس جمهوری آذربایجان و مدیر اخبار سرویس ایران خبرگزاری ترند، نیز در باره گزارش رسانه های غربی در خصوص این حملات می گوید: در این باره چند نکته قابل ذکر وجود دارد؛ اول این که گزارشها بدون اشاره به نام دقیق منبع ذکر شده است، برای نمونه خبرگزاری رویترز در گزارش خود تنها نام یکی از چهار منبع خود را ذکر کرده که او خود نیز گفته اطلاعی از موضوع همکاری آذربایجان و اسرائیل ندارد. آقای راسیم موسی بیگ اف کارشناس سیاسی، همچنین یکی از نمایندگان مستقل پارلمان آذربایجان هست. قبلا هم مجله فارین پالیسی دقیقا در همین مضمون گزارشی داده بود که با واکنش بسیار سخت آذربایجان مواجه شد و آذربایجان به شدت این گفته ها را رد و تقبیح کرد.
این کارشناس آذربایجانی در ادامه می گوید: اولا سه پایگاه از چهارپایگاه نظامی آذربایجان قابلیت ارائه سرویس سوختگیری دوباره به جنگنده های اف 16 و اسکورتهای اف 15 اسرائیل را دارند، اما فاصله این پایگاهها مثلا تا سایت غنی سازی نظنز دست کمی از فاصله خود اسرائیل به این سایت ندارد. یعنی حدود 3000 کیلومتر مسافت که از سوخت مورد نیاز جنگنده برای مسیر رفت و برگشت بیشتر است. موضوع دوم اینکه ایران و آذربایجان بیش از 600 کیلومتر مرز زمینی دارند و هر دو تفاهمنامه "قرار ندادن اراضی خود در اختیار کشور دیگری برای حمله به دیگران" را سالهاست امضا کرده اند. موضوع سوم هم که در این گزارش مطرح شده، اشاره به استفاده از پهبادهایی است که طراحی آن متعلق به اسرائیل است، اما قرار است در آذربایجان مونتاژ شود و گفته شده است که از این پهبادها می تواند برای عملیات جاسوسی استفاده شود.


وی می گوید: برد عملیاتی این پهبادهای شرکت «ایرواستار» اسرائیل که رقم آنها به 60 فروند خواهد رسید، حدود 200 کیلومتر است، در حالی که سایتهای غنی سازی فردو، نطنز، تاسیسات هسته ای «یو سی اف» اصفهان و غیره از 1000 تا نزدیک به 3000 کیلومتر از آذربایجان مسافت دارند. از طرفی این نوع پهبادها قابل شناسایی برای رادارهای ایران هستند.

من شخصا این گزارش را بهمراه گزارش فارین پالیسی واقعا غیرمنطقی ارزیابی می کنم، مقامات آذربایجان هم به دفعات هم مخالفت خود را با حمله به ایران اعلام کرده اند و هم به صراحت گفته اند که در سناریوی حمله نقشی نخواهند داشت.



۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

خاتین اوغلو در مصاحبه با خبرگزاری مهر: ارمنستان جوابده خونهایی که ریخته باشد



در پی افزایش تنش های باکو-ایروان در رابطه با عفو یک متهم جمهوری آذربایجان از سوی رئیس جمهوری این کشور، اتحادیه اروپا برای ممانعت از بدتر شدن تنش ها پا در میانی می کند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت خبری «ای ‌بی ‌سی» در آذربایجان، استرداد رامیل صفراف شهروند آذربایجانی از سوی مجارستان به این کشور تنش ها بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان را بیش از پیش کرده است.

صفراف در سال ۲۰۰۴ گورگن ماکاریان، سرباز ارمنی را در دانشگاه آکادمی ارتش در بوداپست به قتل رساند. هر دوی آنها در حال یادگیری زبان انگلیسی در کلاسهای ناتو بودند. وی در طول محاکمه خود گفته بود که جنگ آذربایجان و ارمنستان در سال ۱۹۹۰ و توهین افسر ارمنی، دلیل اصلی به قتل رساندن ماکاریان بوده است.
جنگ مورد اشاره صفراف همان جنگ دوطرف بر سر ناگورنو قره باغ است.
 
صفراف پس از بازگشت به آذربایجان مورد تقدیر الهام علی‌اف، رئیس جمهوری آذربایجان قرار گرفت و همین مسئله خشم ارمنستان را بر انگیخت.
 
اتحادیه اروپا بر آن است تا با اعزام هیئت هایی تنش های بین این دو کشور را کاهش دهد. در نشست نمایندگان پارلمان اتحادیه اروپا با الهام علی اف که روز جمعه در باکو صورت گرفت طرفین درباره روابط و همکاری های دو جانبه و صلح بین ارمنستان و آذربایجان به بحث و تبادل نظر پرداختند.
 
در این دیدار همچنین اتحادیه اروپا نسبت به انتقال صفراف به آذربایجان و استقبال قهرمانانه از وی ابراز ناخرسندی کرد.
 
عفو صفراف در آذربایجان نه تنها تنش ها بین دو طرف را تا حد جنگ پیش برده بلکه این امر محکومیت هایی را نیز در پی داشته است.

 
سرژ سرکیسیان، رئیس جمهوری ارمنستان گفته است که اگر جنگی رخ دهد، کشورش آماده است.
 
سرکیسیان گفت: "ما جنگ نمی خواهیم اما اگر مجبور شویم، می جنگیم و برنده می شویم. ما از قاتلان نمی ترسیم حتی اگر تحت حمایت رهبر کشورشان باشند."
 
جمهوری ارمنستان اعلام کرده که این کشور پیشتر به مجارستان درباره استرداد این مجرم به آذربایجان هشدار داده و اعلام کرده بود که در صورت بازگشت صفراف به کشورش مورد عفو قرار خواهد گرفت؛ اما  مقامهای مجاری می گویند بازگرداندن صفراف به کشورش تنها پس از اطمینان از دولت آذربایجان و زندانی شدن صفراف صورت گرفته است.

ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان گفته است که کشورش مطابق قوانین بین المللی عمل کرده است و اتهام هرگونه معامله مخفیانه با باکو را رد کرده است.

در همین حال گروههای صلح طلب خواستار آرامش شده و اعلام کرده اند که این حادثه نباید جلوی مذاکرات صلح بین ارمنستان و آذربایجان را بگیرد.

در سال ۱۹۹۰ آذربایجان و ارمنستان بر سر قره باغ به مدت چهار سال جنگیدند. این جنگ منجر به کشته شدن نزدیک به ۳۰ هزار نفر و آواره شدن صدها هزار نفر شد. اکنون ارمنستان این ناحیه را تحت کنترل دارد.

با وجود آتش بس سال ۱۹۹۴، درگیریها در مرز دو کشور هنوز ادامه دارد. در آخرین تحولات در این باره یک رسانه ارمنی از شلیک یک هزارو پانصد گلوله از سوی ارتش آذربایجان به سوری ارتش ارمنی خبر داد.
 
هر روز تنش ها بین دو کشور بیشتر می شود و اتحادیه اروپا خواهان آرامش از سوی دو کشور شده است.
 
روسیه نیز بازگشت متهم آذری را برای گفتگوهای صلح بین دو طرف که در قالب "گروه مینسک" برگزار می شود مخرب توصیف کرده است.
 
آزادی صفراف مسئله داخلی یا دغدغه بین المللی

 در حالیکه اظهار نظر ها در چند روز گذشته حکایت از نگرانی اتحادیه اروپا و روسیه در باره آزادی رامیل صفر اف دارد و این بدان معنی است که برخی طرف ها آن را دغدغه فرامرزی و فراترز از مشکل دو کشورهسایه می دانند، اما یک کارشناس آذربایجان آن را یک مسئله داخلی عنوان می کند.

دالغا خاتین‌اوغلو کارشناس و تحلیلگر خبرگزاری ترند در این باره به مهر می گوید: مسئله آزادی صفراف، موضوع داخلی آذربایجان بوده، وی 8 سال تمام در انفرادی نگه داشته شده بود  و انگیزه قتل هم تحقیر پرچم آذربایجان توسط یک ارمنی بود.
 
وی می گوید: آذربایجان از لحاظ حقوقی حق آزاد کردن این فرد را داشت.

 
خاتین اوغلو در این باره می گوید: چند نکته در این زمینه قابل توجه است، اولاً فقط این آذربایجان نیست که دست به چنین کاری زده، سابقه نشان می دهد که ارمنستان هم همین اقدامات را به دفعات انجام داده است. برای نمونه  استرداد چند عضو تروریستی "آسالا"  به ارمنستان و آزاد شدن آنها. این افراد در سال 1981 در پاریس بخاطر یک سلسله ترورها دستگیر شده بودند. آسالا یا ارتش مخفی آزادی بخش ارمنستان تاکنون چندین ترور علیه آذربایجانی ها و ترکها انجام داده است.

موضوع دوم که این فعال رسانه ای در باکو بر آن تاکید دارد؛ اینکه ارمنستان باید اول پاسخگوی کشتارهایی باشد که در جریان جنگ قره باغ کوهستانی به راه انداخت و هزاران کودک و زن کشته شدند. تا کنون چندین قطعنامه از طرف سازمان ملل برای آزادسازی اراضی آذربایجان تصویب شده که کشور برادر ایران هم به نفع آذربایجان رای داده است، اما این کشور کوچکترین حرکت مثبتی از خود نشان نمی دهد.

درباره تاثیر آزاد کردن صفراف بر مذاکرات قره باغ کوهستانی نیز این کارشناس می گوید: باید گفت  که ارمنستان قبل از آزاد شدن صفراف هم هیچ حرکت مثبتی در راستای حل مناقشه قره باغ انجام نداده بود و موضوع استرداد و آزاد شدن صفراف تنها بهانه ای برای جوسازیها است.

در پایان خاتین اوغلو می گوید: ارمنستان پیش از همه باید پاسخگوی مسجدهایی باشد که ویران کرده، عکسهایی تایید شده از تبدیل مساجد مسلمان قره باغ کوهستانی به خوکدانی و محل پرورش حیوانات وجود دارد، این واقعیت ثابت هم شده و بارها از طرف مسلمانان آذربایجان و جهان محکوم شده است.

لینک گزارش در خبرگزاری مهر:
http://www.mehrnews.com/FA/newsdetail.aspx?NewsID=1697905

۱۳۹۱ شهریور ۱۳, دوشنبه

رویای گاز مایع ایران با اتکا به چین



ایران روز گذشته، یکشنبه، اعلام کرد که قرارداد 3.3 میلیارد دلاری احداث مجتمع تولید گاز مایع طبیعی، ال ان جی، میان ایران و یک کنسرسیوم چینی لغو شد. مطبوعات ایران نامی از کنسرسیوم نبردند، اما قبلا اخباری پیرامون تاخیرهای مکرر کنسرسیوم موسوم به "سینوک" چین برای تولید سالانه بیش از 10 میلیون تن گاز مایع در رسانه های ایران منتشر شده بود.
ظاهرا این ششمین قرارداد تعلیق شده ساخت مجتمع تولید "ال ان جی" در ایران است. بر اساس برنامه چهارم سند چشم انداز بیست ساله، (2005-2009) ایران تولید روزانه 70 میلیون تن گاز مایع توسط 6 مجمتع تولیدی از میادین پارس جنوبی، پارس شمالی، فردوسی و گلشن را در دستور کار قرار داده بود. تا سال 2008، با کنار کشیدن شرکت توتال فرانسه، رپسول اسپانیا، شرکت مشترک بریتانیایی-هلندی شل و پتروناس مالزی از قراردادهای منعقده، عملا ایران پتانسیل تولید سالانه 27 میلیون تن گاز مایع را از دست داد.
در همان سال، ایران با عقد قراردادهایی به ارزش 25 میلیارد دلار با شرکت دولتی گاز لهستان (PGNiG) به ارزش 2 میلیارد دلار، شرکت پتروفیلد مالزی به ارزش 14 الی 16 میلیارد دلار و گروه "سینوک" و شرکت "سی ای پی اِی" باز هم پروژه های راه اندازی خط تولید از میادین گازی جدید و سیاست تولید گاز مایع را ادامه داد، اما نتوانست هیچ پیشرفت عملی در این زمینه داشته باشد.
چین، شریکی نه خیلی قابل اطمینان
لغو قرارداد احداث مجتمع تولید گاز مایع کنسرسیوم چینی در ایران، در حالی است که پکن سه روز دیگر، 16 شهریور، پنجمین اجلاس سالانه بین المللی پیشرفت و تکنولوژی "ال ان جی" چین را برگزار خواهد کرد. در اعلامیه معارفه این اجلاس، چین اعلام کرده است که "انتظار می رود واردات گاز مایع چین تا سال 2015 به 20 میلیثون تن برسد ... پیشرفت پروژه های ال ان جی، کاهش وابستگی به نفت برای دولت چین اهمیت بسزایی دارد و در آینده ای نزدک گاز مایع سومین منبع مصرفی انرژی این کشور بعد از زغال سنگ و نفت خواهد بود".
البته لغو قراردادهای انرژی ایران و چین داستان جدیدی نیست، لغو قرارداد 5 میلیارد دلاری توسعه میدان پارس شمالی در پاییز سال گذشته و قرارداد 5 میلیارد دلاری فاز 11 پارس جنوبی در ماه گذشته میان ایران و شرکت "سی ان پی سی" از جمله موارد تعلیق و لغو قراردهای ایران و چین است. بر اساس گزارشها، شرکتهای چینی طی سالهای گذشته دهها پروژه معوقه به ارزش 40 میلیارد دلار با ایران داشته اند.
اگرچه ایران و چین سالانه 45 میلیارد دلار تجارت دوجانبه دارند و چین بزرگترین وارد کننده نفت ایران است، با اینهمه، ظاهرا تکیه ایران به شرکتهای چینی در بخش بالادستی و پایین دستی صنعت نفت راه بجایی نخواهد برد.
اهمیت گاز مایع طبیعی
طی سالهای گذشته تجارت گاز مایع طبیعی رشد چشمگیری داشته است. بر اساس گزارش سالانه شرکت بریتیش پترولیوم که در ماه ژوئن منتشر شد، حمل و انتقال گاز مایع در جهان طی سال گذشته نسبت به سال قبل آن بیش از 10 درصد افزایش داشته و تجارت گاز مایع، یک شوم کل تجارت 1025 میلیارد متر مکعبی دنیا را طی سال 2011 تشکیل داده است.
قطر، همسایه جنوبی ایران و شریک گازی ایران در میدان پارس جنوبی، به مدد شرکتهای "اکسون موبایل" و" کونوکو فیلیپس " امریکا، توتال فرانسه، شل بریتانیا-هلند، شرکتهای ماروبنی و میتسویی ژاپن توانسته است تولید سالانه ال ان جی خود را به 102 میلیارد متر مکعب برساند.
ال ان جی، محدودیهای موجود بر سر راه فروش گاز طبیعی مانند لزوم احداث خطوط لوله، قراردادهای بالای 20 سال، مشتریان منطقه ای و غیره را ندارد. بلکه با حمل توسط کشتیهای حامل گاز مایع از طریق دریاها، عقد قراردادهای کوتاه مدت یا فروش در بازارهای نقدی (اسپوت مارکت) همچنین ایمنی فروش و کاهش ریسک قرارداد، مزایای بسیار بالایی در مقایسه با گاز طبیعی دارد.

۱۳۹۱ تیر ۱۹, دوشنبه

انتقال گاز دریای خزر به ترکیه و اروپا نهایی شد



مصاحبه من با دویچه وله
قراداد احداث خط لوله‌ی"ترانس آناتولی" بین ترکیه و آذربایجان امضاء شد. از طریق این خط لوله قراراست گاز منطقه شاه دنیز در جمهوری آذربایجان به تركیه و سپس توسط خط لوله نابوکوی غربی به اروپا انتقال یابد.
قراداد ترانس آناتولی توسط تانر ییلدیز، وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه و ناطق علی‌یف وزیر صنایع و انرژی آذربایجان روز سه‌شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ در شهر استانبول امضا شد. در مراسم امضای این قرارداد رجب طیب اردوغان نخست وزیر تركیه و الهام علی‌اف رئیس جمهوری آذربایجان نیز حضور داشتند.
قرار است از طریق خط لوله ترانس آناتولی تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز به ترکیه و اتحادیه اروپا انتقال یابد. رسانه‌های ترکیه و جمهوری آذربایجان گزارش دادند که ترکیه و آذربایجان قصد دارند به‌طور مشترک احداث خط لوله جدید را آغازکنند.

همچنین گزارش می‌شود که تا پایان سال جاری میلادی برنامه‌ریزی‌های مختلف این پروژه به پایان برسد و تا ۵ سال دیگر احداث این خط لوله پایان یابد. بخش عمده‌ی هزینه این پروژه که حدود ۷ میلیارد دلار برآورد می‌شود، قرار است از طریق شرکت سوکار، شرکت نفت‌وگاز آذربایجان تامین شود.
اتحادیه اروپا به امید انتقال گاز شاه دنیز
یک روز پس از امضای قراداد طرح ترانس آناتولی، کنسرسیوم شاه دنیز برای انتقال مسیر گازی خود رسما مسیر نابوکوی غربی را انتخاب کرد. کارشناسان این تصمیم سوکار و بی پی را رویداد مهمی در انتقال گاز دریای خزر به اتحادیه اروپا تلقی می‌کنند. از طریق خط لوله نابوکوی غربی گاز دریای خزر از مرز ترکیه و بلغارستان تا "باوم گارتن" اتریش انتقال پیدا خواهد کرد.
پروژه‌ی تولید گاز فاز دوم شاه دنیز که ۷۰ کیلومتر از ساحل باکو فاصله دارد، با اپراتوری شرکت بریتیش پترولیوم قراراست با راه‌اندازی۲ سکوی تولید، حفاری ۲۶ چاه دریایی توسط دو سکوی نیمه شناور و لوله گذاری در عمق ۵۵۰ متری آب، تا سال ۲۰۱۷ اجرا شود.
مسیر انتقال گاز شاه دنیز
قرارداد فروش و ترانزیت گاز فاز دوم شاه‌دنیز قبلا در اکتبر سال ۲۰۱۱ با ترکیه امضا شده است، اما مسیر ترانزیت آن تاکنون مبهم مانده بود. کنسرسیوم شاه دنیز درست یک روز پس از امضای طرح خط لوله ترانس آناتولی، انتخاب نهایی خود را برای مسیر ترانزیت گاز نابوکوی غربی اعلام کرد.
هم اکنون از فاز اول پروژه شاه دنیز سالانه تا ۹ میلیارد متر مکعب گاز تولید می‌شود و بخش اعظم گاز تولیدی از طریق خط لوله باکو- تفلیس- ارزروم به کشورهای گرجستان و ترکیه صادر می‌شود. راه‌اندازی فاز اول این پروژه ۷ سال به طول انجامید و با توجه به این‌که مطالعات ابتدایی فاز دوم دو سال است انجام می‌شود، به احتمال قریب به یقین، فاز دوم این پروژه تا ۲۰۱۷ عملیاتی خواهد شد.
ذخائر گاز جمهوری آذربایجان در دریای خزر
خبرگزاری ترند نیوز آذربایجان می‌نویسد از طریق خط لوله ترانس آناتولی سالانه بیش از ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز صادر خواهد شد که قرار است از سوی جمهوری آذربایجان تا سال ۲۰۲۵ میلادی تولید شود. اما آیا جمهوری آذربایجان به اندازه‌ی کافی گاز در اختیار دارد؟
دالغا خاتین اوغلو، مدیر سرویس اخبار ایران خبرگزاری ترند نیوز به این پرسش دویچه وله چنین پاسخ می‌دهد: «آذربایجان با تولید ۱۶ میلیارد متر مکعب گاز از فاز دوم شاه دنیز، قادراست میزان اولیه گاز مورد نیاز خط لوله ترانس آناتولی را تامین کند، اما این کشور تا سال ۲۰۱۷ طبیعتا میادین گازی دیگری نیز دارد، مانند میدان گازی آبشرون و امید. همچنین افزایش تولید گاز از فاز اول شاه دنیز نیز در حال انجام است
این کارشناس در توضیحات خود به منابع دیگر گازی در حوزه‌ی دریای خزر هم اشاره می‌کند و تاکید دارد: «گاز ترکمنستان هنوز هم یکی از منابع پشتیبانی صادرات گاز به اروپا محسوب می‌شود، اگرچه روسیه روی خوشی به این ایده نشان نمی‌دهد، ولی به هر حال، این پروژه برای روسیه نیز قابل توجه است، چراکه رقیب اصلی روسیه، یعنی ایران را برای یافتن جای پا در بازار گاز اروپا در آینده منزوی‌تر خواهد کرد. من در تحلیل نهایی نسبت به موفقیت پروژه ترانس آناتولی کاملا خوشبین هستم

ترکیه و آذربایجان تنها سهام‌داران ترانس آناتولی
به نظر دالغا خاتین اوغلو زمینه اجرای پروژه ترانس آناتولی اکنون فراهم است. وی می‌گوید: «آن‌چه که خط لوله ترانس آناتولی را از دیگر پروژه‌های ترانزیتی گاز متمایز می‌کند، این است که آذربایجان و ترکیه مستقیما سهام‌دار این پروژه هستند، ۸۰ درصد سهم شرکت سوکار آذربایجان و ۲۰ درصد سهم شرکت بوتاش ترکیه است. این پروژه ۷ میلیاردی، ۶ میلیارد متر مکعب از گاز فاز دوم شاه دنیز ۲ را به ترکیه و بقیه آن‌را به اروپا صادر خواهد کرد
این کارشناس همچنین تاکید می‌کند: «آذربایجان به لطف درآمدهای نفتی خود به حدی از پیشرفت رسیده است که نه تنها قابلیت تکنیکی اجرای این دست از پروژه‌ها را دارد، بلکه در طول چند سال گذشته بیشتر از ۵ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی انجام داده است، یعنی مشکل سرمایه گذاری برای آذربایجان در پروژه‌ها وجود ندارد

سکوت روسیه درباره‌ی خط لوله آناتولی
ولادیمیر سوکور از"مؤسسه تحقیقاتی جیمزتاون در واشنگتن" که درباره‌مسایل مربوط به امور گاز تحقیق می‌کند، در گفت‌وگو با دویچه وله درباره‌ی موضع روسیه توضیح می‌دهد: «این خط لوله از کناره‌های دریای خزر تا مرز ترکیه با بلغارستان کشیده خواهد شد. روسیه در انتقال گاز دریای خزر نمی‌تواند به ترکیه فشار آورد. ترکیه و آذربایجان تواقفنامه اولیه خود را در ۲۶ دسامبر امضا کردند و روسیه تابحال هیچ واکنشی نشان نداده است. روسیه تمام تلاش خود را خواهد کرد تا مانع اجرای نابوکو شود. روسیه همچنین تهدید می‌کند با احداث خط لوله "زود استریم" زودتر از طرح ترانس آناتولی گاز کشورهای یونان، بلغارستان، رومانی، مجارستان، اتریش و آلمان را تامین کند
سوکور خاطرنشان می‌کند: «اگر واقعا چنین خط لوله‌ای احداث شود و زودتر از نابوکو گاز صادر کند پروژه‌ی نابوکو و حتی ترانس آناتولی هم اهمیت خود را از دست خواهد داد
دالغا خاتین اوغلو و ولادیمیر سوکور متفق‌القولند که طرح خط لوله ترانس آناتولی تحول بزرگی در انتقال انرژی حوزه دریای خزر به ترکیه و اتحادیه اروپا به شمار می‌آید. آن‌ها به اجرای این طرح خوشبین هستند.

ایران و جمهوری آذربایجان؛ اشتراکاتی که ریشه اختلاف است


مقاله تحلیلی من برای بی بی سی
جمهوری آذربایجان، همسایه شمالی با ۶۱۱ کیلومتر مرز مشترک خشکی با ایران. سرزمینی که اول اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی بر اساس معاهده ترکمنچای از ایران جدا شد و در سال ۱۹۹۱ رسما از اتحاد جماهیر شوروی اعلام استقلال کرد، اما هنوز هم بعد ۱۸۵ سال، اشتراکات فرهنگی، زبانی و دینی بسیار عمیقی میان مردم دو کشور وجود دارد، عواملی که هر دو کشور همسایه، اتفاقا همدیگر را به استفاده ابزاری از این اشتراکات برای ضربه زدن به امنیت ملی خود متهم می کنند.
این اتهامات از روز استقلال آذربایجان از اتحاد جماهیر شوروی همواره مطرح بوده است، اما آنچه که در طی ماههای اخیر روابط دو کشور را به شدت دچار تلاطم کرده، ابعاد فرامنطقه ای نیز دارد.
در غیاب گزارش های رسمی، طبق آمارهای غیر رسمی بیش از ۲۵ میلیون نفر از شهروندان ایران آذربایجانی زبان هستند و آمارهای رسمی کمیته دولتی اداره مسلمانان جمهوری آذربایجان نیز نشان می دهد که ۹۶ درصد از اهالی این کشور مسلمان و اکثرا شیعی مذهب هستند.
دو عاملی که هر دو کشور را نسبت به تلاش برای سوء استفاده ابزاری از این واقعیت ها به شدت بدبین کرده است و البته همین عوامل به نوبه خود همواره انتظارات و چشم داشت های دوجانبه فراتر از مقیاس همکاری های های عرفی و روابط دیپلماتیک را نیز به وجود آورده است که مقامات دو کشور از آن به عنوان «روابط برادرانه» نام می برند.

از جمله طیف اتهاماتی که دولت باکو علیه ایران مطرح می کند، «تلاش ایران برای ایجاد گروههای دینی افراطی، پخش برنامه های مخرب و تفرقه افکنانه شبکه تلویزیونی آذری زبان «سحر» وابسته به سازمان صدا و سیمای ایران، تلاش برای تشکیل گروه های تروریستی و جاسوسی در خاک جمهوری آذربایجان، گسترش روابط با جمهوری ارمنستان که ۱۸ درصد از اراضی جمهوری آذربایجان را اشغال کرده، را می تواند نام برد.
ایران نیز به نوبه خود دولت جمهوری آذربایجان را به «تحریک آذربایجانیان مقیم ایران، برگزاری مراسمی مانند کنگره آذربایجانیان جهان، نزدیکی به امریکا و اسرائیل، همکاری با اسرائیل برای جاسوسی و قتل دانشمندان هسته ای این کشور و دین ستیزی و تلاش برای خفه کردن مطالبات مسلمانان این کشور، از جمله رعایت حجاب در مدارس، متهم می کند.
صفحاتی جدید در لیست تنش ها
جمهوری آذربایجان در طول یکسال گذشته، حدودا ۴۰ نفر را به اتهام همکاری با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات ایران برای انجام عملیاتهای جاسوسی و تروریستی در آذربایجان بازداشت کرده است که ۲۳ نفر آنها فقط طی سه ماه گذشته دستگیر شده اند.
علاوه بر این، دولت باکو ۳۱ فروردین ماه اعلام کرد که طی عملیات های گسترده در چندین شهر آذربایجان موفق به بازداشت ۱۹ عضو القاعده شده است که برخی از آنها در ایران آموزش نظامی دیده اند.

جمهوری آذربایجان همچنین احمد کاظمی موسس شبکه تلویزیونی «سحر» و نماینده رسمی سازمان صدا و سیمای ایران را اواخر ۲۰۱۱ از این کشور اخراج کرد و متعاقبا دو نفر از کارمندان این رسانه را بازداشت نمود.
در طی سه ماه گذشته، ایران نیز چهار بار سفیر جمهوری آذربایجان در تهران را به وزارت خارجه احضار کرده است، از جمله به اتهام همکاری دولت باکو با سرویس اطلاعاتی اسرائیل، موساد برای قتل دانشمندان هسته ای ایران (۲۳ بهمن)، بازداشت کارکنان شبکه سحر (۲۸ بهمن۱۳۹۰)، قرارداد یک و نیم میلیارد دلاری جمهوری آذربایجان و اسرائیل برای خرید تسلیحات نظامی و هواپیماهای بدون سرنشین (۱۰ اسفند ماه۱۳۹۰) و ادعای بازداشت ۱۸ شهروند آذربایجانی و چهار خارجی به اتهام جاسوسی برای ایران (۲۸ اسفند۱۳۹۰).
مجله «فارن پالسی» در فرودین ماه سال جاری، طی گزارشی درباره تحویل یک پایگاه هوایی جمهوری آذربایجان در مرز ایران به دولت اسرائیل خبر داد که دولت آذربایجان ۱۰ فروردین، یک روز بعد از انتشار این گزارش، آن را تکذیب کرد.
موج جدیدی از محکومیت ها و تبلیغات علیه برگزاری مسابقه آوازخوانی «یوروویژن» که در جمهوری آذربایجان برگزار شد توسط روحانیان ایران انجام شد. ایران سایت خرید بلیت «یوروویژن» را از اسفندماه فیلتر کرده بود.
محسن مجتهد شبستری، امام جمعه تبریز روز سه‌شنبه، ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که مردم تبریز در محکومیت حرکات ضداسلامی دولت باکو مقابل کنسولگری جمهوری آذربایجان در این شهر تجمع اعتراض‌آمیز برگزار می‌کنند.
به گفته وی «در شرایطی که اکثر مردم این کشور مسلمان و شیعه هستند، برگزاری رژه‌ همجنس‌گرایان جای بسی تاسف دارد، تصمیم دولت باکو برای برگزاری مسابقه‌ی موسیقی و رقص یوروویژن قلب مسلمانان جهان را جریحه دار کرده است».
رژه همجنسگرایان که جزئی از مراسم مسابقه یوروویژن هست، در سال ۲۰۰۹ در روسیه، نیز انجام شد و آرش خواننده «پاپ ایرانی» به همراه آیسل نماینده جمهوری آذربایجان در این مسابقه بودند، با هیچ واکنشی از طرف روحانیان ایران مواجه نشد.
جدیدترین صفحه؛ اسکان اعضای سازمان مجاهدین 
رامین مهمانپرست سخنگوی وزارت خارجه ایران روز سه‌شنبه، ۱۹ اردیبهشت، در نشست خبری هفتگی خود در مورد احتمال اسکان یافتن اعضای سازمان مجاهدین خلق در جمهوری آذربایجان گفت که ما (ایران) حساسیت بالایی نسبت به این موضوع داریم و به شدت واکنش نشان خواهیم داد. موضوعی که یک گره دیگر به حلقه اتهامات اضافه کرد.
شایعات پیرامون پناهندگی دادن جمهوری آذربایجان به اعضای سازمان مجاهدین خلق چندین ماه است که در رسانه های ایران مطرح می شود. اخیرا شبکه «پرس تی وی» نیز در تارنمای اینترنتی خود نوشت که «در پی تصمیم دولت عراق مبنی بر اخراج اعضای مجاهدین، اعضای این سازمان احتمالا در کشورهای جمهوری آذربایجان، اردن، پاکستان، قطر و عربستان سعودی ساکن می شوند» موضوعی که محمد مجید الشیخ، سفیر عراق در تهران در ماه دسامبر سال گذشته طی مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا وجود چنین توافقی را تایید کرد، اما هنوز دولت آذربایجان رسما این موضوع را تایید نکرده است.
افشار سلیمانی سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان در مصاحبه با سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا «ایراس» در ۲۱ دی ماه سال گذشته، درخصوص اتهامات حضور مجاهدین خلق در آذربایجان گفته بود که «به نظر می‌رسد این گونه اخبار که مستندات لازم و متقنی از آن ارائه نمی‌شود، بیشتر جنبه ایذائی و روانی دارد
هنوز دولت ایران رسما ارائه مدرکی دال بر حضور مجاهدین خلق در آذربایجان یا همکاری این کشور با اسرائیل در ترور دانشمندان هسته ای ایران به دولت باکو را اعلام نکرده است.
کاهش روابط تجاری تاثیر تنش ها روابط اقتصاد

شاید عمیقترین و بارزترین نتیجه افزایش تنشها میان ایران و آذربایجان را بتوان در آمارهای اقتصادی دو کشور مشاهده کرد. حجم تجارت خارجی آذربایجان در سال ۲۰۱۱ نسبت به سال ۲۰۱۰ با افزایش ۲۹,۹ درصدی همراه بود و به رقم بی سابقه ۳۶ میلیارد دلار رسید، این در حالی است که طبق گزارش وزارت اقتصاد جمهوری‌آذربایجان، حجم بازرگانی دوجانبه ایران و آذربایجان در طی همین دوره از ۵۵۰ میلیون دلار به ۳۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است که حتی یک صدم حجم بازرگانی خارجی جمهوری آذربایجان را نیز تشکیل نمی دهد.
تجارت ۳۰۰ میلیون دلاری ایران و آذربایجان با ۶۱۱ کیلومتر مرز خشکی و وجود دریای خزر که بزرگترین پتانسیل برای توسعه روابط اقتصادی دو کشور و به تبع آن درآمدزایی برای ساکنین شهرهای مرزی است، در حالی است که وزیر خارجه اسرائیل ۵ اردیبهشت طی سفری دو روزه به جمهوری آذربایجان از تجارت ۴ میلیاردی باکو-تل آویو خبر داد، رقمی ۱۳ برابر حجم بازرگانی ایران و آذربایجان.
طی سال گذشته چندین کارخانه بزرگ ایرانی در جمهوری آذربایجان مانند ایران خودرو و کارخانه تولید مواد شوینده «دریا» به تعطیلی کشیده شده اند و بعد از لغو مجوز شرکت بیمه «آذر-آسیا» از سال ۲۰۰۸ تا اکنون هیچ شرکت بیمه ایرانی در آذربایجان رسما قادر به ارائه خدمات بیمه ای ایرانی به بازرگانان و فعالین اقتصادی شهروند ایران در آذربایجان نیست.
سفارت ایران در آذربایجان اواسط بهار جاری، طی اطلاعیه مطبوعاتی که در اختیار رسانه های آذربایجان قرار داد، اعلام کرد که ایران تلاش کرده است که حجم بازرگانی دوجانبه با این کشور را افزایش دهد، اما دولت باکو تمایلی به این کار نشان نداده است.

۱۳۹۱ تیر ۵, دوشنبه

احتمال تسلیم لایه نفتی پارس جنوبی ایران به قطر


اداره کل نظارت و بازرسی نفت سازمان بازرسی کل کشور طی گزارشی اعلام کرده است که برداشت ايران از لايه نفتی ميدان مشترک پارس جنوبی در حالی که هنوز به ۳۵ هزار بشکه نرسيده است، قطر روزانه ۴۵۰ هزار بشکه از لايه نفتی اين ميدان نفت خام برداشت می کند.
میدان عظیم گازی پارس جنوبی، با ذخایر قریب به 30 تریلیون متر مکعب که میان ایران و قطر مشترک است، یک لایه نفتی نیز دارد که ذخایر آن 1.6 میلیارد بشکه برآورد می شود و نوع نفت آن نیمه مرغوب با درجه سبکی کمی بیش از 30 درجه و تقریبا 2 دهم گوگرد است.
طبق بررسی های سال 2005، این لایه نفتی توسط یک برجستگی به دو قسمت کاملا مجزا تقسیم شده است، اما مديريت اکتشاف شرکت ملی نفت ايران در سال ۲۰۱۰ با بررسی نقشه های ژئوفيزيکی، اين نظريه را رد کرد، به عبارتی این لایه نفتی میان ایران و قطر مشترک است و برداشت 13 برابری نفت قطر در مقایسه با ایران به معنی سرازیر شدن ذخایر قسمت ایرانی این لایه به بخشهای جنوبی آن در دراز مدت است.
شرکت دانمارکی مائرسک اویل قطر در سال 1992 لایه نفتی پارس جنوبی (یا آنچه در قطر میدان شمالی) نامیده می شود را کشف کرد و طی قراردادی با شرکت دولتی قطر پترولیوم از نوع "مشارکت در تولید" توسعه این میدان را که الشاهین نامگذاری شد را آغاز کرد.
این میدان بخاطر قرار گرفتن در ساختار ژئوفیزیکی سخت با لایه مخزنی نازک یکی از میادینی است که توسعه و استخراج نفت از آن بسیار سخت است، بطوری که لویس آفلک، مدیر عامل شرکت مائرسک اعلام کرده بود که این میدان بخاطر شرایط دشوار کار بر روی آن، توسط بسیاری از شرکتهای خارجی پروژه ای بدون جذابیت و حاشیه ای ارزیابی شده بود.
طرف ایرانی نیز در سال 1367 این میدان را کشف کرده بود، اما اولین چاه اکتشافی را 10 سال بعد حفاری کرد.
متعاقبا پس از شش سال مناقصه بی نتيجه برای جذب پيمانکاران خارجی، اجرای فاز اول طرح مذکور به صورت ترک تشريفات مناقصه در اسفندماه ۱۳۸۳ طی قراردادی برای مدت ۱۹ ماه به صورت بيع متقابل به شرکت توسعه پترو ايران واگذار گرديد و طبق برنامه می بايست از آذرماه سال ۱۳۸۵ از طرح مزبور بهره برداری به عمل می آمد.
برخلاف درجا زدنهای ایران، قطر هم اکنون 60 درصد از 757 هزار بشکه تولید روزانه نفت خود را از همین لایه مشترک نفتی پارس جنوبی برداشت می کند. قطر در سال 2010 روزانه 300 هزار بشکه نفت از این میدان برداشت می گرد، درحالی که این رقم در سال 2012 به 450 هزار بشکه در روز رسیده است.
شرکت مائرسک تا ماه مارس سال 2010 با راه اندازی 15 سکوی حفاری و حفر 131 تا 160 چاه تولیدی و چاههای تزریقی (برای صیانت از تولید) قدم بسیار مهمی برای استفاده از منابع نفتی این میدان برداشت.
با توجه به وجود 26 میدان گازی و نفتی مشترک ایران با همسایه های خود، عدم وجود تکنولوژی و سرمایه لازم برای توسعه این میادین و با در نظر گرفتن سهل الاجرا بودن عملیات توسعه دیگر میادین مشترک ایران در مقایسه با لایه نفتی پارس جنوبی، احتمالا ایران تا آینده ای میان مدت نتواند پروژه میدان نفتی پارس جنوبی را گسترش دهد، در حالی که قطر با سرعتی شگفت انگیز در حال افزایش برداشت از ذخایر این میدان نفتی است.
هم اکنون تنها یک شرکت خارجی CNPCI چین در پارس جنوبی حضور دارد، اما برخلاف تعهدات خود در قراردادی که سه سال پیش برای توسعه فاز 11 پارس جنوبی امضا کرد، تاکنون هیچ اقدام عملی برای توسعه این فاز گازی پارس جنوبی انجام نداده است.