۱۳۹۱ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

مصاحبه من با با خبرگزاری مهر: توافق بزرگ هسته ای امکان دارد



یک تحلیلگر جمهوری آذربایجان بر این باور است که برای حل موضوع هسته ای ایران راهی جز پرهیز از سیاسی شدن این پدیده علمی و فنی وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری مهر، "دالغا خاتین اوغلو" در گفتگو با خبرنگار مهر با موفقیت آمیز خواندن نشست استانبول به چشم انداز همکاری ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی و تاثیر آن درحل موضوع هسته ای جمهوری اسلامی اشاره می کند ومی گوید: پس از همکاری کامل ایران با آژانس بحث برداشته شدن بخشی از تحریم هاعلیه ایران مطرح است و در این مورد امضای یک توافق بزرگ درتهران نیزامکان پذیر است که این می تواند تضمین هایی از سوی غرب به ایران مبنی بر اینکه مورد حمله قرار نخواهد گرفت بدهد.

این نویسنده در ادامه می گوید: غرب برای حل موضوع هسته ای ایران باید دیگر مسائل از جمله حقوق بشر، حمایت ایران از مقاومت حزب الله و دیگر گروهها و در عین حال اختلافات سیاسی را در پرونده هسته ای ایران دخالت ندهد.

وی می گوید: اگر کشورهای غربی حق ایران را برای غنی سازی در چارچوب ان پی تی و پروتکل الحاقی بپذیرند، آنگاه ایران نیز می تواند همکاری بیشتر و عمیق تری داشته باشد.

خاتین اوغلو می گوید: ممکن است ایران به مرحله ای از غنی سازی و تکنولوژی هسته ای برسد که بالقوه توان تولید تسلیحات اتمی را داشته باشد. اما حتی این توانایی نیز الزاما به معنی آن نیست که این کشور چنین کاری را خواهد کرد. برسمیت شناختن حق ایران برای فعالیت های هسته ای صلح آمیز به این کشور اجازه خواهد داد تا اهداف خود را پیگیری کند و حداکثر دستاورد این کشور رسیدن به مرحله ای است که کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و دیگر کشورها رسیده اند که تسلیحات هسته ای تولید نمی کنند.

این کارشناس جمهوری آذربایجان در بخش دیگری می گوید: هیچ گزینه ای برای حل موضوع هسته ای ایران وجود ندارد مگر اینکه بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ازتاسیسات اتمی ایران بیشتر شود و همکاریهای تکنیکی میان تهران و آژانس عمیقتر شود.

وی می افزاید: اگر این بازرسی ها بیشترشود سبب خواهد شد تا موضوع هسته ای با مسائل سیاسی آمیخته نشود ویک رویکرد فنی و تکنیکی به جای یک رویکرد سیاسی- امنیتی برای حل این مسئله پیدا شود. زیرا که هم اکنون واقعا برنامه هسته ای ایران از نقطه غیر قابل برگشت عبور کرده است و توقف آن عملا ناممکن است.

درپایان این فعال رسانه ای تصریح می کند: غرب و ایران باید موضوع هسته ای را از دیگر موضوعات مورد اختلاف جدا کند. یعنی موضوع هسته ای ایران در قالب فنی وتکنیکی و فارغ از مسائل سیاسی حل و فصل شود. در چند دهه اخیر، موارد زیادی می توان نام برد که عدم تفکیک نوع اختلافات فی مابین و تمرکز جداگانه بر هر کدام از گزینه های مورد مناقشه، باعث عمیقتر شدن اختلافات و خلق مشکلات جدید شده است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه

انگشت ایران روی باختهای ترکیه



درحالی که بعد از سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به ایران در اواخر ماه گذشته میلادی، از میزبانی دوباره ترکیه برای اجلاس آتی ایران و گروه 5+1 در 13 آوریل خبر داده شده بود، اخیرا مقامات ایران با عدم تایید این موضوع، گفته اند که زمان و مکان دیدار آتی مذاکرات هسته ای معلوم نیست.

مذاکرات دور قبل، 14 ماه پیش در استانبول برگزار شد و نتیجه ای نداشت.

این در حالی است که ترکیه در اول ماه آوریل، میزبان کنفرانس "کشورهای دوست" سوریه بود، کنفرانسی که ایران به شدت به آن واکنش نشان داد. ترکیه یک روز بعد، اعلام کرد که واردات نفت از ایران را 10 درصد کاهش داده و یک میلیون تن نفت از لیبی وارد خواهد کرد.

اسماعیل کوثری، نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و روابط خارجی مجلس در گفتگو با خبرگزاری ترند، این کنفرانس را اجلاس "دشمنان سوریه" نامید و علی لاریجانی رئیس مجلس ایران آن را "رشوه به اسرائیل" ارزیابی کرد.

محسن رضایی دبیر مجمع مصلحت نظام نیز بر این باور است که بایستی بجای استانبول، یکی از کشورهای "دوست ایران" مانند عراق، سوریه یا لبنان میزبان این دور از مذاکرات ایران و گروه 5+1 باشد.

سال 2010، بعد از خروج 11 وزير از کابينه ائتلافی دولت سعد الحريری تحت حمایت ترکیه، سقوط کرد و نجيب ميقاتی مامور تشکيل کابينه جديد شد. حزب الله لبنان و متحدانش، آقای ميقاتی، ميليارد سنی را در مقابل سعدحريری، نامزد سمت نخست وزيری کرده بودند.


از طرفی در همان سال بعد از نه ماه کشمکش ميان طرفداران نوری المالکی و اياد علاوی نهايتا پارلمان عراق به کابينه مالکی رای دارد که مورد حمایت ایران بود. به دنبال انتخابات پارلمانی عراق، آقای مالکی با ائتلاف شيعی حاکميت قانون با اختلافی اندک پس از آقای علاوی نماينده ائتلاف سنی العراقيه در مقام دوم قرار گرفته بود.

هم اکنون ایران و ترکیه درگیر رقابتی سخت در سوریه هستند، ایرانی که برای ابقای دولت بشار اسد تلاش می کند و ترکیه به شدت خواستار برکناری اسد از قدرت است.

ظاهرا به رغم افزایش تجارت بازگانی ترکیه با ایران تحت تحریم تا سقف 15 میلیارد دلار و کمک به پرداخت پول نفت صادراتی ایران به هند از طریق "هالک بانک" ترکیه، مسائل امنیتی برای ایران اولویت دارتر از همکاریهای اقتصادی است.

۱۳۹۱ فروردین ۱۰, پنجشنبه

انتشار 12.5 میلیارد یورو اوراق مشارکت و بدهی های دولت



دولت احمدی نژاد در لایحه بودجه 91 که تحویل مجلس شده است، انتشار معادل 12.5 میلیارد یورو اوراق مشارکت را در نظر گرفته است.

طبق برنامه پنجم توسعه، ایران بایستی سال گذشته خورشیدی معادل 30 میلیارد دلار (با احتساب نرخ رسمی دلار در ایران- 12،226 ریال) اوراق مشارکت منتشر می کرد.

بنا بر گفته های علی اصغر میرمحمد صادقی، مدیر اعتبارات بانک مرکزی، ایران تا بهمن ماه سال گذشته، معادل 1.3 میلیارد دلار اوراق مشارکت منتشر کرده است که فقط 250 میلیون دلار به فروش رفته است.

علت این شکست، نرخ بهره 17 درصدی اوراق مشارکت بود که حتی پایینتر از نرخ تورم رسمی اعلام شده توسط بانک مرکزی بود، اما در نیمه های بهمن ماه نرخ بهره اوراق مشارکت به 20 درصد افزایش یافت.

از 15 بهمن ماه تا پایان سال خورشیدی 90 وزارت نفت 1.35 میلیارد دلار (1.150 میلیارد از آن فروخته شده)، وزارت نیرو حدود 1 میلیارد و وزارت راه 400 میلیون دلار اوراق مشارکت منتشر کردند که به فروش رفت.

با یک جمع بندی کلی، ارزش اوراق مشارکت به فروش رفته و آنچه که در برنامه پنجم برنامه ریزی شده بود، تفاوت چشمگیری دارد.

بدهی های دولت

انتشار اوراق مشارکت البته، به غیر از جذب سرمایه جنبه های دیگری هم دارد.

اخیرا خبرگزاری فارس گزارش کرد که بدهی های دولت و شرکتهای دولتی به بانکها تا پایان سال 89 به معادل 45.8 میلیارد دلار رسیده است و این بدهی ها در حال افزایش است. طبق این گزارش، بدهی دولت ظرف چهار سال گذشته (تا پایان سال 89) به بانکهای ایران دو برابر افزایش یافته است.

با توجه به وجود معادل 300 میلیارد دلار نقدینگی در جامعه، فروش اوراق مشارکت می تواند تا حدی این حجم را کاهش دهد و سرمایه های سرگردان را وارد پروژه های عمرانی و انرژی کند، اما همزمان می تواند بدهی های دولت را افزایش دهد، موضوعی که می تواند مشکل دیگری برای اقتصاد ایران تولید کند.

۱۳۹۰ بهمن ۲۵, سه‌شنبه

Iran will be loser in oil bartering



With a glance at Iran's trade partners and its foreign trade balance, it can be found out that the country will be a loser in bartering with its three major customers instead of using the dollar in oil trade. India has recently replaced China as the main customer for Iranian crude importing 550,000 barrels of oil per day. India has been facing problems since January 2011 for paying its oil dues to Iran.

India has reportedly owed at least $8 billion in oil dues to Iran. The two countries have recently come to terms on settling 45 percent of the dues in rupees and the rest through bartering goods for oil.

Last year, India bought oil worth about $1 billion from Iran per month in average.However it has increased imports by 37 percent. A look at the bilateral trade shows that it is highly probable that India will not be able to pay the rest 55 per cent of its oil dues through bartering. Moreover, settling 45 percent of the dues in rupee is as much as two times of India's exports to Iran.

India exports goods worth $2.5 billion to Iran annually, which is very low compared with imports from Iran. According to the External Affairs Ministry of India, in the two countries' trade balance was around $8 billion last year.

Except for the considerable trade balance figure, rupee's value has declined by 9.2 percent during the past 12 months. This fact will raise the risk of oil trade in rupees. The rupee's depreciation is also likely to happen in 2012. The Indian Central Bank has forecasted 6.9 percent economic growth for the current year, which is 1.5 percent lower than the last year's figure and is the lowest since 2008.

The trade balance between Iran and Japan is the same. Japan is the third largest importer of Iranian crude and makes some $11 billion-trade with Iran, of which just 20 percent is the share of Iran's imports from Japan.

In 2011, trade between Iran and China amounted to some $40 billion, of which $18 billion was Iran's exports to China. The bilateral trade is expected to hit $45 billion and the trade balance still remains very high.

Considering that none of the two countries' currencies are among the major currencies in global trade, Iran will face major problems in trade with such countries.

۱۳۹۰ بهمن ۲۰, پنجشنبه

ایران احتمالا مجبور به قطع صادرات گاز به ترکیه خواهد شد



مصرف روزانه گاز در ایران، کشوری که دمای 28 استان از 31 استانش هم اکنون زیر صفر درجه است، به رقم بی سابقه 551 میلیون متر مکعب رسیده است. هم اکنون ایران روزانه 554 میلیون متر مکعب گاز تولید می کند که مازاد گاز ایران فقط سه میلیون متر مکعب در روز است و این کشور متعهد است که روزانه 10 برابر این حجم از گاز را به ترکیه صادر کند.

ترکیه می گوید که ایران به مفاد قرارداد گازی 1996 که قرار بود روزانه 30 میلیون متر مکعب گاز به ایران صادر کند، عمل نکرده و این کشور در همین رابطه دومین پرونده دادخواست خود بر علیه ایران را تنظیم و به زودی به دیوان داوری بین المللی تقدیم خواهد کرد. اولین دادخواست ترکیه، درباره اختلاف با ایران بر سر قیمت گاز بود.

ایران تا همین اواخر 24 میلیون متر مکعب گاز به ترکیه صادر می کرد، اما امروز، 6 فوریه، جواد اوجی، معاون وزیر نفت خبر داد که ایران روزانه 30 میلیون متر مکعب گاز به ترکیه صادر می کند، به عبارتی احتمالا ایران در چند روز گذشته صادرات گاز به ترکیه را افزایش داده است.

اگر باور کنیم که ایران در عرض چند روز 6 میلیون متر مکعب به صادرات گاز خود به ترکیه افزوده باشد، یقینا اتکای ایران به واردات روزانه 26-30 میلیون متر مکعب گاز از همسایه شمالی اش ترکمنستان بوده است، اما آیا ترکمنستان شریک مطمئنی برای اتکا باقی خواهد ماند؟

صادرات گاز ترکمنستان به ایران با احداث خط لوله|ی "کرپچه - کردکوی" در سال 1996 آغاز شد. دومین خط لوله|ی گازی "دولت آباد- سرخس- خانگیران" نیز در سال 2010 افتتاح شد.

روز گذشته ایران از کاهش 50 درصدی صادرات گاز طبیعی ترکمنستان به ایران خبر داد، موضوعی که اگرچه احتمالا ایران را با بحران سرما مواجه نکند، اما یقینا به صادرات گاز ایران به ترکیه تاثیر خواهد گذاشت.

ترکمنستان از دسامبر 2007 تا ماه مارس، صادرات گاز به ایران را بخاطر آنچه که "مشکلات تکنیکی" عنوان کرد، قطع کرده بود. اقدامی که باعث ایجاد قطعی گاز و بحران سرما در استانهای شمالغرب ایران و قطع صادرات گاز این کشور به ترکیه شد.

خبرگزاری مهر از قول جواد اوجی گزارش کرده است که شرکت "ترکمن گاز" ترکمنستان صادرات گاز به ایران را بدون اطلاع قبلی به نصف کاهش داده است. " در شرایط عادی باید روزانه 20 میلیون متر مکعب گاز طبیعی از مسیر سرخس- دولت آباد توسط ترکمنستان به ایران صادر شود. با این وجود، این کشور همسایه صادرات گاز طبیعی به ایران را روزانه 10 میلیون متر مکعب کاهش داده است".

ایران سال گذشته خط لوله گاز یکهزار و 24 کیلومتری شمال و شمالشرق ایران را در دو فاز به بهره برداری رسانده است که بتواند گاز پارس جنوبی را به استانهای شمال و شمالشرقی برساند و ظاهرا ایران توانسته است از بروز بحران دوباره قطعی گاز در این استانها جلوگیری کند.

اما هنوز معلوم نیست که ایران چگونه صادرات گاز به ترکیه را ادامه خواهد داد، موضوعی که با توجه به بارش شدید برف در مناطق شرقی و جنوب شرقی ترکیه، مقامات ترکیه نسبت به امنیت انرژی این مناطق بمراتب حساسیت بیشتری دارند.

ایران با 33 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی، بعد از روسیه، دومین دارنده بزرگ ذخایر گاز دنیاست.

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

تنگه هرمز جایگزین ندارد


افزایش تنشها در پی رزمايش ده روزه نیروهای دريايی ايران در آبهای خليج فارس، بمنظور نمايش قابليتهای جمهوری اسلامی در مسدود ساختن تنگه استراتژیک هرمز که 20 درصد از کل ترانزیت نفت خام جهان از این مسیر می گذرد، بحث بر سر راههای جایگزین این تنگه را برجسته تر کرده است.

هفته گذشته، اداره اطلاعات انرژی امریکا، با اشاره به عبور کنونی روزانه 17 میلیون بشکه نفت خام از طریق این تنگه باریک21 مایلی، گزارش کرده است که این رقم 35 درصد از کل ترانزیت نفت جهان از مسیر دریا را شامل می شود.

هم اکنون روزانه حداقل 17 تانکر نفتی از این تنگه عبور می کند و مقصد نهایی 85 درصد از محموله های نفتی که از این تنگه عبور می کند، بازارهای آسیایی از جمله چین، هند، کره جنوبی و ژاپن است.

ایران هم اکنون بالای دو میلیون و 150 هزار بشکه نفت خام را از همین تنگه صادر می کند که بستن تنگه هرمز هم به منزله عملی انتحاری برای خود ایران هست و هم باعث قطع قسمت عمده واردات نفتی دوستان آسیایی خود مانند چین و هند خواهد شد. بر همین اساس، احتمال بستن تنگه هرمز با غرق کردن چند کشتی در ابهای عمیق این تنگه بسیار کم است و در صورت چنین اقدامی امکان باز کردن این تنکه در عرض چند روز وجود دارد. با اینهمه، خود تهدید لفظی یا مانور نظامی ایران نیز باعث نوساناتی در قیمت نفت شد.

اقتصاد جهانی که موج بحران مالی ماه اوت 2007 را اخیرا کمی پشت سرنهاده، برای بهبود رشد اقتصادی و تداوم ترمیم صدمات ناشی از رکود اقتصادی چند ساله، به شدت نیازمند پایین نگه داشتن قیمت نفت و ثبات بازار است.

کشورهای حاشیه خلیج فارس در سال 2011 میلادی بطور متوسط روزانه یک میلیون بشکه بیشتر از سالهای 2009 و 2010 از این تنگه نفت صادر کرده اند.

ایران تهدید کرده است که در صورتی که خود مورد تهدید قرار گیرد، این تنگه استراتژیک را ببندد. عرض این تنگه حدودا 21 مایل است که فقط آبهای عمیق آن که محدوده ای دو مایلی را تشکیل می دهد قابلیت عبور برای نفتکشهایی است که بطور متوسط دو سوم آنها ظرفیت حمل بالای 150 هزار تن را دارا هستند.

در تازه ترین واکنشها به تنوع سازی مسیر ترانزیت نفت کشورهای خلیج فارس، خبرگزاری رسمی امارات 9 ژانویه گزارش داد که محمد بن ظاعن الهاملی، وزیر انرژی امارات گفته است که ساخت خط لوله حبشان - جفیره تا ماه می یا ژوئن تمکیل خواهد شد.

خط لوله 360 کیلومتری حبشان- جفیره (Habshan-Fujairah)، موسوم به خط لوله "ابوظبی" قرار است نفت امارات را از طریق خشکی و با دور زدن تنگه هرمز به دریای عمان برساند. ظرفیت ترانزیت خط لوله حدود 2 میلیون بشکه در روز است و ظرفیت تولید نفت امارات 2.5 میلیون بشکه در روز می باشد.

اخیرا محمد سوري مديرعامل شركت ملي نفتكش ایران درباره پروژه امارات براي ساخت خطوط لوله جديد نفت و دور زدن تنگه هرمز، گفت: امارات متحده عربی قصد دور زدن تنگه هرمز را ندارد بلكه به دنبال يك فعاليت تجاری است.

البته، به غیر از نفت امارات و 2.5 میلیون بشکه نفت و میعانات گازی ایران که روزانه از همین تنگه می گذرد، کشورهای دیگر عرب نشین خلیج فارس رویهمرفته 12 میلیون بشکه نفت از این مسیر صادر می کنند که مهمترین آنها کشور عربستان سعودی با ظرفیت تولید روزانه بیش از 10 میلیون بشکه نفت است که البته ظرفیت تولید مازاد 2 میلیون بشکه ای را نیز دارد که هم اکنون از آن استفاده نمی کند.

این کشور به غیر از تنکه هرمز، از دو خط لوله زمینی نیز استفاده می کند، یکی از آنها خط لوله 745 مایلی "پترولاین" (Petroline ) یا East-West Pipeline است که از منطقه "بقیق" (Abqaiq ) عربستان تا دریای سرخ امتداد دارد و ظرفیت ظرفیت ترانزیت 5 میلیون بشکه در روز را دارد، اما، هم اکنون فقط روزانه 2 میلیون بشکه نفت را حمل می کند.

مسیر خاکی دوم ، عبارت از خط لوله "بقیق- ينبع‎" (Abqaiq-Yanbu) است که برای ترانزیت گاز مایع در نظر گرفته شده است و بصورت موازی با خط لوله "پترولاین" تا دریای سرخ امتداد دارد، ظرفیت حمل این خط لوله 290 هزار بشکه در روز است.

البته هزینه ترانزیت از هر دو این مسیرها گرانتر از راههای آبی است و از طرفی عربستان با استفاده از مسیرهای یاد شده فقط قادر به دور زدن تنگه هرمز برای ترانزیت تنها نیمی از تولیدات نفت خام خود است.

یک خط لوله غیر فعال موسوم به "تاپ لاین" یا خط لوله ترانس-عرب (Trans-Arabian Pipeline - Tapline) ) با ظرفیت حمل 500 هزار بشکه از منطقه القيصومه (Qaisumah ) عربستان تا "صيدا‎" (Sidon) در لبنان نیز وجود دارد که 1,214 کیلومتر امتداد دارد و از سال 1990 غیر فعال است.

خطوط لوله دیگری که بعد از حمله نظامی عراق به کویت، در سال 1991 به حالت تعلیق درآمد، "آی پی اس آی" (IPSI) است که ظرفیت حمل یک میلیون و 650 هزار بشکه نفت در روز را داراست و نفت عراق را به بندر ینبع عربستان وصل می کند.

البته هم اکنون عراق روزانه کمتر از یک پنجم نفت صادارتی خود را به حجم 350 تا 400 هزار بشکه در روز از طریق خط لوله کرکوک-بندر جیهان (Kirkuk- Ceyhan) صادر می کند. که البته این خط لوله در ماه می سال گذشته در پی بمبگذاری منفجر شد و امنیت این مسیر بطور کامل برقرار نیست. از طرفی، 71 درصد از ذخایر نفت عراق در جنوب این کشور قرار دارد. طبق آخرین آمار وزارت نفت عراق، برداشت نفت از میدان های نفتی بصره در جنوب عراق به دو میلیون و 130 هزار بشکه در روز و در منطقه شمالی کرکوک به 697 هزار بشکه رسیده است. صادرات نفت عراق بالغ بر 2.2 میلیون بشکه در روز است.

هم اکنون اکثر نفت تولیدی عراق، کویت، عربستان، ایران، امارات، بهمراه صادرات سالانه 77 میلیون تن گاز مایع (LNG) قطر از باریکه هرمز می گذرد.

مشکل دیگر برای انتقال نفت کشورهای ساحلی خلیج فارس مشتریان شرقی این کشورها است، بطوری که دو سوم فراورده های نفتی گذرنده از تنگه هرمز راهی بازارهای آسیایی می شود و مسیرهای جایگزین هزینه ترانزیت نفت را تا حد زیادی افزایش می دهد.

۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

رضایت توام با اکراه ایران از افزایش سقف تولید اوپک



کشورهای عضو اوپک در نشست روز چهارشنبه خود در وین، توافق کردند که میزان تولید روزانه کشورهای عضو بصورت رسمی سی میلیون بشکه باشد که شش میلیون بشکه بیشتر از سقف رسمی قبلی ست که در سال 2008 به تصویب کشورهای عضو رسیده بود.

طبق گزارشات رسمی اوپک، کشورهای عضو بدون رعایت سهمیه بندی، عملا تولید نفت خود را افزایش داده و در ماه نوامبر ابن رقم مجموعا به سی میلیون و 470 هزار بشکه رسیده است.

ایران شش ماه قبل در نشست وزاری نفت اوپک، بهمراه ونزوئلا و الجزایر، با پیشنهاد عربستان برای افزایش سقف تولید نفت اوپک تا 1.5 میلیون بشکه در روز مخالفت کرده بودند که عملا شکافی میان اعضای اوپک بوجود آورد و اجلاس بی نتیجه ماند.

البته، از ماه نوامبر سال جاری عربستان با افزایش ناگهانی تولید نفت خام خود تا سقف 10 میلیون و 47 هزار بشکه در روز (سوای میعانات گازی) و لیبی با افزایش دوباره سقف تولید خود تا میزان یک میلیون بشکه، همچنین افزایش صادرات نفت عراق به مرز 2 میلیون و 135 هزار بشکه، عملا سقف تولید نفت اوپک بصورت غیر رسمی به بالای سی میلیون بشکه رسیده بود.

افزایش سقف تولید نفت عربستان بالای 10 میلیون بشکه از سال 1980 تاکنون سابقه نداشته است.

احتمالا، عربستان با افزایش ناگهانی سقف تولید در آستانه اجلاس اعضای اوپک عملا این پیغام را داده است که می تواند و اگر لازم باشد، هرچقدر بخواهد نفت تولید کند و ایران عملا در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته است و چاره ای جز قبول افزایش سقف تولید، یا قانونی کردن آنچه که در حال حاضر اتفاق افتاده، نداشته است.

عربستان با تولید بیش از 10 میلیون بشکه نفت، هنوز هم بالای 2 میلیون بشکه پتانسیل تولید مازاد دارد.

شاهزاده ترکی الفیصل، رییس سابق دستگاه اطلاعات عربستان پاییزسال جاری طی کنفرانسی در لندن گفته است که ظرفیت مازاد تولید نفت عربستان به اندازه کل صادرات ایران است یعنی دو و نیم میلیون بشکه. به این ترتیب اگر ایران به طور کامل از چرخه تولید حذف شود عربستان می تواند جایگزین آن شود. ترکی الفیصل این حرف را فردای روزی زد که ایران به طرح ترور سفیر عربستان در آمریکا متهم شده بود.

اما افزایش تولید ناگهانی نفت عربستان زمانی انجام شد که بحث پیرامون تحریم نفت ایران توسط کشورهای اروپایی و متفقین امریکا بالا گرفته است، اگرچه رستم قاسمی وزیر نفت ایران در اجلاس روز چهارشنبه اوپک اذعان داشت که عربستان سقف تولید خود را بخاطر تحریم ایران هرگز افزایش نخواهد داد.

البته، دو مشکل اساسی در مورد پتانسیل نفت مازاد عربستان وجود دارد. اولا، این نفت مازاد از نوع فوق سنگین است و عمده صادرات نفت ایران به ترتیب از نوع سنگین و سبک است. به این ترتیب جایگزین کردن نفت عربستان بجاری ایران برای پالایشگاهها نیازمند تغییرات فنی در امکانات پالایشگاهها و وفق دادن آن با نوع نفت فوق سنگین است که هزینه های زیادی می طلبد. دوم اینکه ظرفیت مازاد تولید عربستان برای حالتهلی اضطراری است، یعنی برای حالتهایی مانند آنچه که در لیبی اتفاق افتاد و معلوم نیست که بصورت مدام می تواند از این ظرفیت استفاده کند یا نه و اگر اتفاق دومی مانند کاهش نفت لیبی در پی نا آرامیها در یکی از کشورهای دیرگ تولید کننده نفت اتفاق بیفتد، شوک افزایش قیمت نفت چگونه گرفته خواهد شد؟

ایران در سال 2010 به میزان 83 میلیارد دلار صادرات داشته که 71 میلیارد دلار آن از صادرات نفت خام حاصل شده است و این آمار به تنهایی نشان دهنده عمق نیاز ایران به پایین نگه داشتن سقف تولید اوپک برای بالا نگه داشتن قیمت جهانی نفت است. ایران در سال گذشته 58 میلیارد دلار واردات قانونی داشته است(آنچه که بصورت قانونی از گمرک ایران گذشته است). مصطفی مطورزاده، نایب|رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس اسلامی ایران اخیرا اعلام کرد که حجم قاچاق کالا به کشور نگران|کننده شده است گفت هم|اکنون نزدیک به یک سوم واردات به ایران کالاهای قاچاق می|شود.

بگفته وی، ارزش کالای قاچاق به کشور ۱۹ میلیارد دلار در سال است.

هم اکنون 80 درصد چاههای نفتی ایران (ایران کلا 40 میدان نفتی دارد، 13 میدان در دریا و 27 میدان در خشکی) در نیمه دوم عمر خود قرار دارند که با افت تولید بالای 8 درصدی مواجه هستند (300-400 هزار بشکه در سال).

صادرات نفت ایران نیمی از درآمدهای دولت و 80 درصد از صادرات ایران (با احتساب میعانات گازی) را تشکیل می دهد.

ایران هم اکنون روزانه کمی بیشتر از 2.1 میلیون بشکه صادرات نفت خام دارد و این رقم مدام کاهش می یابد. به این ترتیب، تنها امید ایران برای افزایش درآمدهای صادرات نفت، کاهش تولید اوپک و بالا نگه داشتن قیمت نفت خام است. ایران در سال 2006 بالای 4.1 میلیون بشکه تولید نفت داشت که این رقم هم اکنون به 3.55 میلیون بشکه کاهش یافته است، از طرفی طی دو سال گذشته، مصرف داخلی نفت ایران 18 درصد افزایش یافته است.