۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ظرفیت‌های بالای گاز ایران در عصر جدید

ایران با در اختیار داشتن حدود ٣٤ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی، درواقع رتبه اول مالکیت ذخایر را به خود اختصاص داده است. اما در عین حال چالش مصرف داخلی هم به نوبه خود موضوع بااهمیتی است. به همین خاطر است که باوجود تولید ٧٠٠‌میلیون مترمکعب در روز؛ عملاً میزان صادرات ایران در سطح حدود ٣٠‌میلیون مترمکعب در روز باقی مانده است.
اکنون با اتمام سومین اجلاس مجمع کشورهای صادرکننده گاز در تهران، قصد داریم نگاهی به همین دو مؤلفه با تأکید بر ظرفیت‌های تولید و صادرات گاز ایران داشته باشیم. رفع تحریم‌ها چشم‌انداز بسیار مطلوبی را فراروی صنعت گاز ایران قرار داده است و در نیمه اول ٢٠١٦ امیدواری‌های زیادی از این منظر ایجاد خواهد شد. همگام با توسعه فازهای پارس جنوبی، ایران می‌تواند در میان‌مدت یک «صادرکننده مهم گاز» باشد.
مزیت‌های ژئوپولیتیک و ژئولوژیک ایران، غیرقابل انکار است. از این حیث، فضای تعامل ایران با بقیه کشورهای عضو GECF عمدتاً ناظر بر «همکاری» و «تعاون» است تا «رقابت» و جلوه‌های این مهم را می‌توان در حوزه‌های تولید و صادرات و ارتباط با مشتریان به راحتی رصد کرد. برای مثال وزیر نفت روسیه (آقای الکساندر نوآک) چندی قبل اظهار داشت که شرکت گازپروم معامله‌ای را در قالب عرضه گاز به شکل سوآپ به ایران پیشنهاد داده است؛ بدین صورت که گاز به مناطق شمالی ایران حمل شده و در خلیج‌فارس نیز LNG تحویل داده شود.
پروژه احداث تأسیسات LNG ایران تاکنون بیش از ٥٠‌درصد پیشرفت دارد و ظرفیت آن حدود ١٠,٥‌میلیون تن (معادل ١٤٠‌میلیارد مترمکعب) است که طبق برنامه تا ‌سال ٢٠١٩ به مرحله بهره‌برداری می‌رسد. همچنین ایران و روسیه از طریق خط لوله گاز در ارتباط هستند. طول این خط لوله حدود ١٤٧٥کیلومتر بوده که از‌ سال ١٩٧١ وارد مدار شده است. چند‌ سال قبل کشور آذربایجان، قسمت‌هایی از این خط لوله را بازسازی کرد و ایستگاه تقویت فشار (کمپرسور) آستارا را در آن محل تأسیس کرد. اگرچه ظرفیت حمل این خط لوله محدود است و روسیه هم فقط می‌تواند حدود ٤‌میلیارد مترمکعب در‌ سال وارد این خط لوله کند (برای مصارف شمال غرب ایران).
ازسوی دیگر ایران برنامه‌ای برای احداث یک خط لوله ١٨٥٠کیلومتری به ظرفیت حدود ٤٠‌میلیارد مترمکعب در‌ سال (روزی حدود ١١٠‌میلیون مترمکعب) برای انتقال گاز به مناطق شمال‌غرب کشور دارد. قرار است صادرات گاز به اروپا (درصورت تحقق) از طریق همین خط لوله انجام گیرد. هزینه احداث این خط لوله (که نهمین خط لوله سراسری کشور است)، به مرز ٦‌میلیارد دلار بالغ می‌شود و هزینه‌های عملیاتی انتقال آن حجم گاز از پارس‌جنوبی به شمال‌غرب کشور نیز سالیانه به یک‌میلیارد دلار می‌رسد. برای انتقال گاز از پارس‌جنوبی به مناطق شمال‌شرق کشور نیز یک خط لوله سراسری دیگری تعریف شده که ارزش این پروژه حدود ٤‌میلیارد دلار است و هزینه‌های عملیاتی آن نیز به سطح ٢٥٠ تا ٣٠٠‌میلیون دلار در‌ سال بالغ می‌شود.
به هر تقدیر، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را نباید الزاما «هزینه» تلقی کرد. همین زیرساخت‌ها هستند که روسیه را از طریق ترکمنستان به ایران و سایر بازارها وصل کرده و امکان حمل‌ونقل خط لوله‌ای گاز را فراهم می‌آورد. ظرفیت این زیرساخت در بخش روسیه- ترکمنستان- ایران، چندین برابر زیرساخت مشابه در بخش روسیه- جمهوری آذربایجان- ایران است.
مقامات ایران درنظر دارند تولید گاز را تا‌ سال ٢٠٢٠ به مرز ١,٣‌میلیارد مترمکعب در روز برسانند. ایران توافقات جدیدی برای صادرات حدود ٣٠‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال (یعنی حدود ٨٠‌میلیون مترمکعب در روز) را در دستور کار دارد.
از این جمله باید به قرارداد با عراق به حجم ٩,٢‌میلیارد مترمکعب در ‌سال (حدود ٢٥‌میلیون مترمکعب در سال) اشاره کرد که البته در‌ سال ٢٠١٣ منعقد شده بود. طی این قرارداد، تعداد سه نیروگاه در بغداد به گاز طبیعی متصل می‌شوند. همچنین دو کشور درحال مذاکره برای صادرات سالانه ١٣‌میلیارد مترمکعب گاز (روزی ٣٥‌میلیون مترمکعب) به شهر بصره هستند.
کشور عمان مذاکرات و توافقاتی برای واردات ١٠‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال از ایران داشته. کشور پاکستان نیز به دنبال واردات ٨‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال (معادل روزانه ٢٢‌میلیون مترمکعب) از ایران است. کشور امارات هم به‌عنوان یک مشتری بالقوه، خواهان واردات گاز از ایران است. جالب است که بدانیم دو کشور عمان و امارات در اجلاس GECF به‌عنوان عضو ناظر حضور دارند و هر دو نیز «تولیدکننده گاز» هستند؛ منتها خطوط لوله‌ و تأسیسات صادراتی این دو کشور، عمدتا رنگ گاز تولیدی کشورشان را به خود ندیده‌اند. کشور عراق از ذخایر فراوان گاز برخوردار بوده و عضو ناظر GECF است.
همه اینها گواهی بر آن است که روابط گازی ایران با بسیاری از همسایگانش، هرگز بر مبنای «رقابت» و «تقابل» نبوده، بلکه بیشتر شکل «همکاری و «تعامل» دارد. در مورد کشور عمان ذکر این نکته لازم است که این کشور درحال حاضر روزانه حدود ٥‌میلیون مترمکعب گاز وارد می‌کند. وزیر نفت این کشور چندی قبل گفته بود که به‌واسطه توسعه سریع نیروگاه‌ها و صنایع و پروژه‌های پالایشگاهی، عملا نرخ رشد مصرف گاز طبیعی در این کشور از مرز ١٠‌درصد هم عبور می‌کند.
در مرحله بعد به کشور پاکستان می‌رسیم. شکی نیست که خط لوله گاز ایران به پاکستان (موسوم به خط لوله صلح) می‌تواند منبع بسیار مهم و پایداری برای تأمین نیازهای انرژی کشور هندوستان و چین هم باشد. پراناب موخرجی؛ رئیس‌جمهوری هند؛ در شهریورماه از این خط لوله تحت عنوان «خط لوله‌ ایران- پاکستان - هند» یاد کرد و اظهار داشت که ایران بخش اعظم کارهای احداث خط لوله را در خاک خود به پایان رسانده و اکنون باید این خط لوله را «احیا» کرد. البته قرار است شرکت دولتی گاز قطر در یک دوره پانزده ساله به‌طور متوسط در هر‌ سال حدود ٤,١٤‌میلیارد مترمکعب LNG (چیزی حدود ٣‌میلیون تن) به پاکستان عرضه کند. وزارت اقتصاد پاکستان برآورد کرده که آن کشور تا مقطع ٢٠٢٥ روزانه بالغ بر ٢٩٠‌میلیون مترمکعب گاز نیاز دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که پاکستان برای تأمین نیازهای انرژی خود، چاره‌ای جز توسل به ایران ندارد. البته این کشور گوشه چشمی هم به ترکمنستان (از طریق پروژه خط لوله TAPI) دارد. اما ظرفیت انتقال این خط لوله خیلی کمتر از نیازهای کشوری مانند پاکستان است.
از سوی دیگر لازم است که ایران توجه ویژه‌ای به پروژه‌های LNG خود داشته باشد و تا کمتر از ١٠‌سال آینده باید ظرفیت‌های تولید LNG را به شکل مطلوبی توسعه دهد. از این طریق علاوه بر مشتریان و بازارهای نزدیک و منطقه‌ای، امکان دسترسی به بازارهای دورتر و مشتریان بیشتر فراهم خواهد آمد. اما در مورد ایران باید به یک نکته بسار مهم عنایت داشت و آن «بهینه‌سازی مصرف انرژی» است. هم‌اکنون شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالا بوده و لذا این کشور باید در راستای تعدیل این نرخ اقدام کند.
سهم گاز طبیعی در مصرف اولیه انرژی در ایران حدود ٧٠‌درصد برآورد شده که این رقم چیزی در حدود ١,٦‌میلیارد بشکه معادل نفت خام (BOE) است. مصارف کنونی گاز در داخل کشور بسیار «زیاد» و «غیرمنطقی» است (خصوصا در بخش خانگی) که باعث می‌شود سهم گاز صادراتی کشور بسیار ناچیزتر از توان واقعی باشد. علاوه بر آن، افزایش مصارف داخلی و خانگی غیرمولد (که منبعث از ناکارآمد بودن بخش مصرف است) عملا سهم سایر بخش‌های مولد داخلی نظیر صنایع، نیروگاه‌ها، تزریق گاز به میادین نفتی (با هدف افزایش ضریب بازیافت چاه‌های نفتی) و خوراک پتروشیمی را در مضیقه‌ قرار می‌دهد. اگر ایران موفق به افزایش کارآیی مصرف شود، آنگاه قطعا می‌تواند به یک «صادرکننده بزرگ و تأثیرگذار جهانی» تبدیل شود. در این صورت هدف‌گذاری ٢٠٠‌میلیارد مترمکعب در سال، چندان غیرمعقول نخواهد بود. درحال حاضر حجم صادرات دو کشور روسیه و قطر به ترتیب ١٧٨ و ١٢٤‌میلیارد مترمکعب در ‌سال است و لذا ایران می‌تواند در سایه منطقی‌کردن مصارف داخلی؛ شانه‌به‌شانه این دو غول گازی بزند.
* این مقاله در روزنامه شهروند منتشر شده است.

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

زوایایی از نقش ایران در GECF


مقاله بصورت اختصاصی برای خبرگزاری ایرنا نوشته شده است:
* دالغا خاتین اوغلو : مدیر بخش اخبار فارسی خبرگزاری ترند – آذربایجان – کارشناس پایگاه اطلاعاتی «نچرال گس یوروپ» در حوزه صنعت نفت ایران
* جان روبرتز : کارشناس ارشد پایگاه اطلاعاتی «نچرال گس یوروپ»، کارشناس و مشاور حوزه امنیت انرژی است که قبلا سردبیر نشریه های معتبری مانند فایننشال تایمز و پلاتز بوده است.
ایران در مورخ 23 نوامبر میزبان نشست کشورهای صادرکننده‌ی گاز است. این میزبانی با توجه به سابقه‌ی ایران و برنامه‌های این کشور در راستای افزایش صادرات گاز در آینده‌ی نزدیک، ابعاد و پیام‌های مهمی دارد؛ هرچند نرخ رشد مصرف داخلی گاز ایران، همواره رو به تزاید بوده است.
در این نشست کشورهای مهمی چون روسیه، قطر و الجزایر حضور دارند. در حال حاضر 12 کشور عضو GECF حدود 67 درصد از کل ذخایر گازی دنیا و 64 درصد از صادرات LNG و 42 درصد از صادرات خط لوله‌ای گاز دنیا را در اختیار خود دارند.
نشت آتی با توجه به توافق ایران و 1+5 نیز حائز اهمیت فراوانی است؛ چرا که این توافق، ناظر بر رفع تحریم های بین‌المللی علیه ایران است. ایران امیدوار است که رفع تحریم‌ها در نیمه‌ی اول سال 2016 صورت گیرد و این مهم برای کشوری که بزرگ ترین ذخایر گاز دنیا را کنترل می کند (بالغ بر 34 تریلیون متر مکعب فقط ذخایر اثبات‌شده)، امری بسیار حیاتی و مهم است. زیرا بدین واسطه و در سال‌های آتی، ایران نه تنها یک «تولیدکننده‌ی بزرگ»؛ بلکه یک «صادرکننده‌ی بزرگ» گاز خواهد شد.
توانایی‌ها و قابلیت‌های صادرات گاز
مقامات ایرانی گفته‌اند که ایران طی چهار سال می‌تواند روزانه 200 میلیون مترمکعب گاز صادر کند. این میزان معادل سالانه 73 میلیارد مترمکعب است. قطعاً ایران به‌آن‌اندازه ذخایر گازی دارد که توان صادرات چنین حجمی را داشته باشد. حوزه‌ی گازی پارس جنوبی با 14 تریلیون مترمکعب ذخیره در بخش ایرانی آن؛ به همراه تعداد زیادی از حوزه‌های دیگر، عملاً چنین توانی را برای ایران مهیا می‌سازد. این حوزه‌های یا در حال توسعه هستند و یا در نوبت توسعه قرار دارند. تولید گاز ایران از سال 1990 بنابر اعلام مراجع رسمی به شرح ذیل است:
شرکت نفت مناطق مرکزی ایران عملیات تعداد 14 میدان گازی و 11 میدان نفتی را در اختیار دارد و سالانه حدود 93میلیارد مترمکعب گاز غنی تولید می‌کند. توسعه 30 میدان گازی و 19 میدان نفتی دیگر نیز در حوزه عملیاتی این شرکت است. در حال حاضر شرکت فوق اقدام به اولویت‌بندی توسعه‌ی میادین کرده و 6 میدان گازی «گیشو»، «خارتنگ»، «هالگان»، «سپیدباغون»، «زیره» و «گردان» را در اولویت خود قرار داده تا از این طریق روزانه حدود 40 میلیون مترمکعب گاز (طی چند سال آینده) تولید کند. این میزان معادل 14.6 میلیارد مترمکعب گاز در سال است.
شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب نیز حدود 16 درصد از گاز کشور را تولید می‌کند. این شرکت برنامه هایی برای حذف گاز «فلرینگ» به حجم 6.2 میلیون مترمکعب در روز دارد که منجر به افزایش تولید گاز این شرکت خواهد شد.
شرکت نفت فلات قاره نیز برنامه‌هایی برای حذف فلرینگ (سوزاندن گاز در مشعلها) با حجم 10.2 میلیون مترمکعب در روز پیش‌بینی کرده است.
به طور کلی تولید گاز ایران (با احتساب گاز فلر و تزریقی) تا سال 2020 به رقم 1000 تا 1100 میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید که معادل 365 تا 400 میلیارد مترمکعب در سال است.
ظرفیت کنونی تولید گاز ایران معادل 680 میلیون مترمکعب در روز (248 میلیارد مترمکعب در سال) با در نظر گرفتن گازهای «فلر» و «تزریق به میادین نفتی» است.
تولید گاز شیرین ایران هم‌اکنون حدود 550 میلیون مترمکعب در روز (200 میلیارد مترمکعب در سال) است که بالغ بر 300 میلیون از آن از محل حوزه‌ی پارس جنوبی تامین می‌شود (یعنی معادل 109.5 میلیارد مترمکعب در سال). البته این رقم تا سال 2020 به دو برابر افزایش خواهد یافت.
امیدواری‌ها
مقاصد صادرات گاز ایران کجاست؟
ایران در حال حاضر سالانه حدود 8.9 میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه صادر می‌کند. به زودی عراق هم به‌عنوان یک مقصد بزرگ صادراتی، میزبان گاز ایران خواهد شد.
در ردیف‌های بعدی، پاکستان و عمان قراردادرند که قرار است تا سال 2020 از ایران گاز وارد کنند.
توافق جدید حاکی از این است که ایران در آینده، میزان صادرات گاز خود را 80 میلیون مترمکعب در روز (حدود 30 میلیارد مترمکعب در سال) افزایش خواهد داد. این میزان مشتمل است بر:
- قرارداد با عراق که سال گذشته‌ی میلادی امضا شد به حجم 25 میلیون مترمکعب در روز (9.12 میلیارد مترمکعب در سال) با هدف گازرسانی به نیروگاههای بغداد.
- توافق با عمان با حجم 10 میلیارد مترمکعب در سال
- توافق با پاکستان با حجم 8 میلیارد مترمکعب در سال
همچنین مذاکراتی با عراق برای صادرات گاز به بصره با حجم روزانه 35 میلیون مترمکعب (سالانه 12.8 میلیارد مترمکعب) صورت گرفته است.
خبرهایی منتشر شده که حاکی است امارات نیز به عنوان یک مشتری گاز، طالب دریافت گاز از ایران است.
عمان و امارات هردو تولیدکننده‌ی گاز و عضوی از GECF هستند، اما صادرات آنها کاملا متکی به تولید داخلی نیست.
عراق هم ذخایر فراوان گاز دارد و به عنوان عضو ناظر در این اجلاس حضور دارد.
با توجه به موارد فوق می‌توان نتیجه گرفت که ایران در عرصه‌ی مبادلات بین‌المللی گاز با همسایگان و حتی همقطاران خود در GECF، بیشتر در موضع تعامل است تا تقابل یا حتی «رقابت».
البته برخی مقامات ایران مانند منصور معظمی معاون برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزیر نفت ایران می گوید که ظرفیت تولید گاز به 1.3 میلیارد مترمکعب در روز هم خواهد رسید و برنامه ریزی برای صادرات روزانه 200 میلیون مترمکعب گاز طبیعی انجام شده است که اجرای آن نیازمند مشارکت بخش خصوصی است.
ایران به دنبال صادرات LNG
قطر یک غول گازی و بزرگ‌ترین صادرکننده‌ی LNG در جهان است. این کشور در سال 2014 بالغ بر 103.4 میلیارد مترمکعب LNG صادر کرده است. اما ایران نیز به دنبال آن است تا جایگاهی در صادرات LNG پیدا کند.
مشخصاً صادرات گاز به مقاصد دور (مانند اروپا) از طریق خط لوله خیلی مشکل‌تر از صادرات گاز از طریق LNG است. ایران بالغ بر 2.5 میلیارد دلار در یک تاسیسات 10 میلیون تنی LNG سرمایه‌گذاری کرده که ظرف سه سال به مدار تولید می‌رسد و هم‌اکنون بالای 50 درصد پیشرفت داشته است.
اما بازار گاز اساساً بازار شلوغی است. هم‌اکنون تعدادی از اعضای GECF در این بازار حضور داشته و حجم زیادی LNG روانه‌ی بازار می‌کنند (از جمله نیجریه، الجزایر، روسیه، ترینیدادوتوباگو و عمان که البته کشور عمان عضو ناظر است).
از سوی دیگر پروژه‌های بزرگی در کشور استرالیا در دست احداث است که تا سال 2019 به بهره‌برداری می‌رسد و از این رو انتظار بر این است که بازار جهانی LNG در همان سال‌ها به سطح اشباع برسد.
ایران در خصوص صادرات گاز به اروپا از طریق خط لوله، هنوز مصمم نیست. توسعه‌ی خط لوله‌ی نهم سراسری (یعنی همان خطی که گاز پارس جنوبی را به ترکیه می‌رساند) قریب بیش از 6 میلیارد دلار هزینه دارد و مضاف بر آن هزینهای حدود 10 میلیارد دلار برای توسعه‌ی یک سیستم جدید (یعنی امتداد خط لوله‌ی مزبور به اروپا) نیاز است.
یک امکان دیگر، کریدور گاز جنوبی است که گاز آذربایجان را به اروپا می‌رساند. حجم خالی موجود در بخش ترکیه (ترانس آناتولین» و همچنین حجم خالی خط لوله از غرب ترکیه تا اروپا (ترانس آدریاتیک) به ترتیب تنها 14 و 10 میلیارد مترمکعب در سال است؛ از طرفی مقامات ایرانی معتقدند نرخ حمل (ترانزیت) هم بالا است.
نگاه به سمت شرق؛ رقابتی با روسیه وجود ندارد
روسیه در حال حاضر هیج محموله‌ی مهمی از LNG به اروپا صادر نمی‌کند و قاعدتاً هیج تضاد منافعی در بازارهای منطقه آسیای پاسیفیک میان ایران و روسیه نیست. روسیه بیشتر بر روی صادرات گاز به چین و شمال پاکستان برنامه دارد و مقاصد گاز صادراتی ایران بیشتر به مناطق مرکزی-شرقی پاکستان و بازار هند است.
در این فضا شاید بتوان اظهار داشت خط لوله‌ی ایران-پاکستان (موسوم به خط لوله‌ی صلح) می تواند به بخشهایی از چین در مرزهای پاکستان و خود هند امتداد یابد. چندی قبل رئیس‌جمهور هند اعلام کرد «ما باید حداکثر استفاده را از فرصت‌های ناشی از توافق هسته‌ای ایران به عمل آوریم».
این مقام هندی در ادامه ضمن اشاره به «خط لوله‌ی ایران –پاکستان-هند» اظهار داشت که این خط لوله باید احیا شود؛ چرا که ایران عملیات احداث خط لوله را در داخل خاک خود انجام داده و چنین پروژه‌هایی می‌تواند عملاً «بازی‌ها» را در حوزه‌ی ژئواستراتژی تغییر دهد.
کشور چین 2.5 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در تجهیزات تبدیل گاز مایع به گاز طبیعی بندر گوادار پاکستان (در فاصله‌ی 80 کیلومتری بندر چابهار ایران) کرده و از همین بندر تا نوابشهر پاکستان نیز یک خط لوله احداث خواهد کرد.‎
این خط لوله می تواند به خط لوله صلح وصل شود و گاز ایران را تا نوابشهر برساند و از همین منطقه می‌توان خط لوله مذکور را به سمت چین یا هند ادامه داد.
سرمایه‌گذاری و فلرینگ
برای نیل به صادرات LNG نیاز به توسعه حوزه بالادستی و افزایش میران تولید گاز است. همچنین برای تحقق صادرات گاز طبیعی شبکه‌ سراسری خط لوله کشور باید توسعه یابد. طبق برنامه‌ها ایران آماده است تا 45 میدان نفتی و گازی را طی قرارادهای به ارزش 185 میلیارد دلار به کمپانی‌های خارجی به قرارداد بسپارد.
برآورد شده که از محل گاز طبیعی (و گاز همراه) این میادین، حدود 190 میلیون مترمکعب در روز (معادل 70 میلیارد مترمکعب در سال) به تولید گاز خام ایران افزوده خواهد شد.
از سوی دیگر تا پایان 2020 میزانی حدود 19.8 میلیون مترمکعب در روز (معادل بالای 7 میلیارد مترمکعب در سال) از محل جمع‌آوری گازهای فلر به دست خواهد آمد.
هم‌اکنون حجم فلرینگ میدان‌ها نسبتاً زیاد است. برای مثال فلرینگ برخی میدان‌ها به شرح ذیل است:
میدان یادآوران حدود 1.84 میلیون مترمکعب در روز
میدان سلمان حدود 2.64 میلیون مترمکعب در روز
فروزان 5.6 میلیون مترمکعب در روز
آزادگان 0.68 میلیون مترمکعب در روز
مصارف داخلی کشور
طی 20 سال اخیر مصرف گاز داخلی ایران همگام با افزایش تولید گاز کشور، همواره رو به تزاید بوده و به همین خاطر میزان مازاد تولید برای مصارف صادراتی ، عمدتاً محدود بوده است.
بنابراین مادامی که ایران فکری به حال بهینه‌سازی مصارف داخلی خود نکند، قاعدتاٌ تحقق برنامه‌های معطوف به صادرات گاز نیز با یک علامت سؤال بزرگ روبه‌رو خواهد بود.
در سال 2014 و بر اساس آمارهای شرکت بی.پی، تولید گاز ایران حدود 172.6 میلیارد مترمکعب و مصرف آن حدود 170.2 میلیارد مترمکعب بوده است. البته آمارهای منتشره‌ی رسمی حاکی است که میزان مصارف کشور حدود 20 تا 25 میلیارد مترمکعب بیش‌تر از رقم اعلام‌شده‌ی بی.پی است.
مصرف گاز در بخشهای مختلف
سال 93 (میلیارد متر مکعب)
سال 92 (میلیارد متر مکعب)
خانگی و صنایع غیرعمده
91
88.9
صنعتی
32.45
29.8
تولید برق
50.5
36.8
صادرات
10
9.7
گم شدن گاز بخاطر دستکاری در کنتورها، مشکلات فنی و غیره
9
9
تزریق به میادین نفتی
33.9
32.9
فلر
11.7
11.7
مجموع
238.55
218.8
واردات
7.5
3.5
گاز طبیعی حدود 67 درصد از مصرف انرژی در ایران را به خود اختصاص داده است. سالانه حدود 125 میلیارد مترمکعب به 73 هزار واحد صنعتی و 19 میلیون خانوارد عرضه می‌شود که طبق برنامه‌های توسعه‌ای جدید، قرار است 19 هزار واحد صنعتی و 3 میلیون خانوار جدید به این جمع اضافه شوند. همچنین سال گذشته 50 میلیارد متر مکعب گاز به نیروگاههای برقی ارسال شده و برای قطع مصرف سوخت مایع باید 20 تا 25 میلیارد مترمکعب گاز اضافی به این بخش تحویل داده شود.
برنامه‌هایی در دست اقدام است که طی آن مقرر شده تولید پتروشیمی‌ها به دو برابر افزایش پیدا کند و لذا سالانه حدود 25 میلیارد مترمکعب گاز اضافی برای تامین خوراک گاز و تجهیزات این پتروشیمی‌ها مورد نیاز است (تا تولید به سمت 120 میلیون تن در سال ارتقا یابد).
مقوله‌ی تزریق گاز به میادین نفتی نیز سالانه باید به 70 میلیارد مترمکعب برسد تا جلو افت تولید نفت به مقدار زیادی گرفته شود.
در هر حال انتظار بر این است که مصرف گاز تا سال 2020 به محدوده‌ی بین 330 تا 350 میلیارد مترمکعب در سال برسد؛ حال آنکه در همین بازه‌ی زمانی میزان تولید به سطح 400 میلیارد مترمکعب خواهد رسید.
دولت به دنبال افزایش کارآیی مصرف انرژی است و برنامه‌های متعددی را بدین منظور در دست اقدام دارد. برای اینکه مصارف کشور بتواند روزانه 50 میلیون مترمکعب کاهش یابد، بایستی حدود 200 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری صورت گیرد. اگر این اتفاق بیفتند آنگاه مصرف سالانه‌ی گاز حدود 18 میلیارد مترمکعب کاهش خواهد یافت.
به هر تقدیر اگر ایران موفق به اجرای بهینه‌سازی و افزایش بهره‌وری مصرف بشود، در این صورت حجم صادرات کشور هم افزایش قابل‌توجهی خواهد داشت و هدف 200 میلیارد مترمکعبی در سال، چندان هم غیرواقعی و دور از دسترس نخواهد بود.
در سال 2014 روسیه حدود 177 میلیارد و قطر هم 124 میلیارد مترمکعب صادرات خالص گازداشته اند که بدین ترتیب ایران نیز می‌تواند در کنار این دو کشور، جایگاه خودش را در سالهای پیش رو به دست آورد.

۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه

تلاش ایران برای افزایش ضریب بازیافت نفت

یکی از اولویت‌های ایران طی دو دهه گذشته، همواره موضوع افزایش ضریب بازیافت از میدان‌های نفت و گاز کشور بوده است.
ذخایر کشف‌شده نفت ایران هم‌اکنون حدود ۸۰۰ میلیارد بشکه است، اما این رقم در آمارهای بین‌المللی و خود ایران حدود ۱۵۸ میلیارد بشکه عنوان می‌شود، چرا که در حالت عادی، تنها بخش کوچکی از ذخایر نفت یک میدان قابل برداشت است. با توجه به آمارهای یاد شده در بالا، عملا ضریب بازیافت نفت ایران حدود ۲۰ درصد باقی مانده است.
بر اساس گزارش‌ها، در برنامه چهارم توسعه که قرار بود ضریب برداشت نفت تا یک درصد افزایش پیدا کند اما هیچ پیشرفتی انجام نشد. در ماده ۱۳۰ برنامه پنجم توسعه نیز که تا سال ۱۳۹۴ در نظر گرفته شده است، میزان افزایش ضریب برداشت حدود یک درصد عنوان شده است. ایران عملا تاکنون موفقیتی در این زمینه نداشته است.
سعید حافظی، مدیرعامل شرکت نفت فلات قاره، شنبه ۲۸ شهریورماه اعلام کرد که «میادین نفتی فلات قاره ضریب تخلیه از ۳ دهم درصد در میدان رسالت تا ۲۰ درصد در میدان هنگام متفاوت است. تمام مطالعات و هدفگذاری‌ها صورت گرفته تا بتوانیم در مجموع افزایش تولید ۴۰۰ هزار بشکه‌ای داشته باشیم البته باید توجه کرد که این ۴۰۰ هزار بشکه به میزان فعلی تولید اضافه نمی‌شود چرا که سالانه ۱۰ الی ۱۲ درصد کاهش طبیعی تولید داریم».
بیش از ۸۰ درصد از میادین نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و بنا به ارزیابی اداره اطلاعات انرژی آمریکا، سالانه ۸ تا ۱۲ درصد از تولید آنها به‌خاطر افت طبیعی فشار مخازن نفت کم می‌شود.
ایران برای کند کردن آهنگ افت تولید نفت این میادین، سالانه ۳۴ میلیارد متر مکعب گاز به آنها تزریق می‌کند، اما این رقم بسیار کم است و بنا به ارزیابی وزارت نفت باید دو برابر شود.
هم‌اکنون یکی از چالش‌های مهم ایران برای بازگشت به حجم تولید نفت به میزان قبل از تحریم‌ها (افزایش روزانه یک میلیون بشکه تولید نفت)، افت تولید نفت در میادین فعال کنونی است.
در این میان، اخیرا در سایه توافق جامع هسته‌ای و امید به لغو تحریم‌ها، ایران نیز امیدوار شده است که برنامه‌های عقب‌افتاده خود برای افزایش ضریب بازیافت نفت و ازدیاد برداشت را عملیاتی کند.
امیرحسین زمانی‌نیا، معاون امور بین‌الملل و بازرگانی وزیر نفت، ۱۸ شهریورماه و به دنبال ورود یک هیات بزرگ اتریشی به تهران، از آمادگی شرکت نفتی «او.ام.وی» اتریش برای همکاری با ایران پس از تحریم‌ها خبر داد و گفت که اتریش آماده همکاری برای افزایش برداشت از مخازن نفتی ایران است.
پس از دیدار بیژن زنگنه وزیر نفت ایران و راینر زله مدیرعامل شرکت او.ام.وی، مهم‌ترین‌ محور این مذاکرات در رسانه‌های ایران «برداشت بیشتر از مخازن» عنوان شد. به گفته زمانی‌نیا «این شرکت اعلام آمادگی کرد ضریب برداشت از مخازن نفت و گاز ایران را با به‌کارگیری تکنولوژی‌های جدید به دو برابر میزان فعلی برساند».
البته افزایش دو برابری ضریب برداشت موضوع چندان راحتی نیست و نیاز به ده‌ها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری دارد؛ موضوعی که از عهده شرکت «او.ام.وی» خارج است، چرا که این شرکت طی سال‌های اخیر در مجموع سالانه حدود ۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری انجام می‌داد که به‌خاطر افت قیمت‌ها نفت آن را تا سه سال آینده به کمتر از ۳ میلیارد دلار خواهد رساند.
از طرفی طی گفت‌وگویی که شنبه ۲۸ شهریورماه با رابرت لشنر سخنگوی شرکت نفت و گاز «او. ام..وی» داشتم، این شرکت اگرچه مذاکرات با ایران را آغاز کرده و به‌ گفته وی، تحولات پیرامون ایران را به دقت بررسی می‌کند، اما هنوز به تصمیم نهایی برای ورود دوباره به ایران نگرفته است.
لشنر می‌گوید که بعد از تحریم‌ها این شرکت دفتر خود در تهران را نبست، اما کماکان منتظر لغو تحریم‌ها و وضعیت بعد از آن است.
بر اساس گزارش  بریتیش پترولیوم، طی سال‌های گذشته متوسط ضریب بازیافت میادین نفت جهان حدود ۳۵ درصد بوده است. به عبارتی، ایران حتی با افزایش دو برابری ضریب بازیافت نفت، تقریبا به سطح کنونی متوسط جهانی خواهد رسید.
ارزیابی شرکتی بریتیش پترولیوم  این است که افزایش ۱۰ درصدی ضریب بازیافت نفت به معنی امکان استخراج هزار میلیارد بشکه نفت اضافی موجود در میادین کشف شده جهان است.
ایران هم‌اکنون بیش از ۹ درصد از کل ذخایر نفت متعارف قابل استخراج جهان را در اختیار دارد. با قیمت‌های کنونی نفت، افزایش هر یک درصد ضریب برداشت، حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد اضافی از استخراج نفت برای ایران خواهد داشت.

۱۳۹۴ شهریور ۹, دوشنبه

«مفت‌فروشی» برق؟ اختلاف وزارت نیرو و نفت


وزیر نفت ایران از وزارت نیرو خواسته است که صادرات برق ارزان را متوقف کند. بر اساس گزارشی که خبرگزاری مهر، چهارشنبه ۴ شهریورماه منتشر کرد پرونده اختلافات وزرای نفت ونیرو درباره صادرات برق وارد مرحله جدیدی شده و درحالی  که بیژن نامدار زنگنه، وزارت نیرویی‌ها را به ارزان‌فروشی برق متهم می‌کند، حمیدچیت چیان، صادرات برق را اقتصادی می‌داند.
بر اساس این گزارش، وزیران نفت و نیرو در دو نشست خبری جداگانه درباره صادرات برق واکنش‌های کاملا متفاوتی نشان دادند.
بر اساس گزارش رسمی وزارت نیرو، ایران در سال‌های گذشته حدود ۱۲ میلیارد کیلووات ساعت صادرات برق و نزدیک به ۴ میلیارد کیلووات ساعت واردات انرژی برقی داشته است. بر اساس گفته مقامات وزارت نیرو، حجم صادرات برق ایران به ۸۰۰ میلیون دلار در سال می‌رسد.
با این حال، تاکنون صادرات برق از چند منظر مورد انتقاد مقامات وزارت نفت و برخی نمایندگان مجلس بوده است.
موضوع مهم در این حوزه، بازدهی ۳۷ درصدی نیروگاه‌های ایران و هدر شدن ۱۴ درصد از برق تولید فرآیند نقل و انتقال باعث می‌شود که تبدیل گاز به برق و صادرات آن از طرف محافلی در ایران غیراقتصادی عنوان شود.
بر اساس گزارش رسمی وزارت نیرو، نیروگاه‌های حرارتی ایران به‌طور متوسط از هر مترمکعب گاز کمتر از ۳.۵ کیلووات ساعت برق تولید می‌کنند که رقم بسیار نازلی است. برای نمونه نیروگاه‌هایی با بازدهی ۵۵ درصد در خود ترکیه که مشتری گاز و برق ایران است، هر متر مکعب گاز را به ۵.۲ تا ۵.۵ کیلووات ساعت برق تبدیل می‌کنند.
از طرف دیگر، ایران به نیروگاه‌های داخلی قیمت گاز را بسیار پایین‌تر از قیمت گاز صادراتی تحویل می‌دهد. با توجه به مصرف سالانه نزدیک به ۵۰ میلیارد متر مکعب گاز و ۲۰ میلیارد لیتر گازوئیل و نفت کوره در بخش نیروگاهی، برخی مقامات ایران بر این نظر هستند که خام‌فروشی گاز بهتر از صادرات برق است.
بر اساس گزارش خبرگزاری مهر، بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت ایران می‌گوید که «با فرض اینکه ما هر مترمکعب گاز را به نرخ ٤٠ سنت به ترکیه صادر می‌کنیم، آنها عمده گازی که از ما می‌خرند را به برق تبدیل می‌کنند، در واقع از هر مترمکعب گازی که دریافت می‌کنند، پنج کیلووات ساعت برق تولید می‌کنند،  با احتساب اینکه هر کیلووات ساعت برق ۱۰.۵ (ده و نیم) سنت پای آن کشور آب بخورد، اگر ما برق را به قیمت هفت سنت به آنجا صادر کنیم، آیا دیگر ترکیه از ما گاز خواهد خرید؟».
ترکیه سالانه نزدیک به ۱۰ میلیارد مترمکعب گاز از ایران می‌خرد که بخش اعظم آن برای تولید برق به نیروگا‌های این کشور تحویل می‌شود. ترکیه به‌خاطر بهای گاز از ایران شکایت کرده است. این کشور طی سال‌های گذشته برای هر هزار متر مکعب گاز ایران حدود ۴۹۰ دلار پرداخت می‌کرد.
 ترکیه همچنین بیش از ۲۰ درصد کل برق صادراتی ایران را می‌خرد که حجم آن تقریبا به ۲.۵ میلیارد کیلووات ساعت در سال می‌رسد.
با این حال خبرگزاری مهر می‌نویسد که حمید چیت‌چیان هفته جاری در نشستی خبری در جمع خبرنگاران گفت که اگر ایران که بزرگترین دارنده ذخایر گاز جهان است، نتواند برق تولید و صادر کند، پس صادرات برق در کجای جهان و برای کدام کشورها اقتصادی است؟
به گفته وی اگر وزارت نفت همان قیمتی را که برای فروش گاز به پتروشیمی‌ها تعیین کرده، به نیروگاه‌ها اختصاص دهد، صادرات گاز کاملا دارای ارزش اقتصادی است.
اما وزیر نفت می‌گوید که گاز و برق هرگز نباید با یکدیگر رقابت کنند. «اگر بین دو دستگاه فضا رقابتی شود، در این صورت آنچه که در این میان متضرر می‌شود، منافع ملی است».
زنگنه یادآور شد: «البته پتروشیمی بحثش متفاوت است، زیرا یک شرکت پتروشیمی که از ما گاز دریافت می‌کند، عمدتا آن را به محصول تبدیل می‌کند، بنابراین ما اگر با هر قیمتی به پتروشیمی‌ها گاز بدهیم برای آنها سودمند خواهیم بود، زیرا این شرکت سرانجام محصول خود را به قیمت بین‌المللی در بازار‌های خارجی می‌فروشد
وزیر نفت با تاکید بر اینکه اگر قرار باشد که گاز تحویلی به نیروگاه‌ها با گاز صادراتی رقابت کند، کار درستی نیست، افزود: «اینکه ما گاز را به نیروگاه‌های داخلی ارزان بدهیم تا آنها بتوانند برق را به قیمت پایین صادر کنند، در واقع به ضرر منافع کشور است
منبع:
http://www.radiofarda.com/content/f8-iran-gas-electricity/27216674.html


۱۳۹۴ مرداد ۲۸, چهارشنبه

شرط بزرگی ایران در بازار گاز کاهش ٥٠‌ درصدی شدت مصرف است


شدت مصرف انرژی ایران دو برابر متوسط جهانی است مصرف سالانه انرژی ایران معادل سالی ٢‌میلیارد بشکه نفت خام است.
پایگاه تخصصی «نچرال گس یوروپ» درتازه‌ترین گزارش تحلیلی خود درباره چشم‌انداز صادرات گاز ایران نوشته است که در دوسال گذشته، تولید گاز ایران به صورت محسوسی افزایش یافته است و تا سه‌سال آینده، تولید گاز ایران ٤٠٠‌میلیون متر مکعب در روز رشد خواهد داشت.
با این حال دراین خصوص یک تبصره در این گزارش آمده است که تبدیل ایران به بازیگری عمده در بازارهای گاز، نیازمند توجه جدی و سریع به موضوع بهینه‌سازی مصرف سوخت در داخل ایران است. این مقاله تحلیلی به قلم «دالغا خاتین اوغلو» کارشناس رسانه‌ای حوزه انرژی است که درباره صنعت نفت و گاز ایران اطلاعات خوبی در اختیار دارد و در این حوزه معتقد است که شتاب رشد مصرف گاز در ایران نگران‌کننده است. دالغا خاتین اوغلو، مدیر اخبار فارسی ترند و از کارشناسان و نویسندگان مسلط بر صنعت نفت ایران است. دررابطه با این نوشتار و برآورد او از آینده صنعت نفت و گاز ایران «شهروند» گفت‌وگویی با او ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید:
شما درباره صنعت گاز ایران نگاهی خوش‌بینانه را مطرح کردید. ابتدا توضیح دهید که در باره روند صنعت گاز در ایران چه برآوردی دارید؟

شتاب توسعه حوزه تولید و پالایش گاز در ایران طی دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی شگفت‌آور بوده است اما در عین حال مصرف افسارگسیخته انرژی در ایران نگران‌کننده است. ایران فورا باید چاره‌ای برای این مصرف پیدا کند و به‌طور خاص بر مقوله‌ «شتاب رشد مصرف گاز» توجه داشته باشد.

* در مورد جایگاه ایران در صنعت جهانی گاز چه دیدگاه و تحلیلی دارید؟

منابع سرشار گاز ایران نه‌تنها برای منطقه، بلکه کل جهان غیرقابل چشم‌پوشی است. در مقاله تحلیلی‌ام که در Natural Gas Europe منتشر شد، به آمارهای تولید گاز در ایران اشاره کردم. ایران در نظر دارد که تولید گاز خام خود را از میزان کنونی ٧٠٠‌میلیون متر مکعب در روز به ١١٠٠‌میلیون متر مکعب تا ‌سال ٢٠١٨ برساند، اما برنامه‌هایی در دستور کار قرار دارد که موج جدیدی از افزایش مصرف گاز در کشور را سبب خواهد شد و سایه بر توانایی‌های صادرات گاز ایران خواهد افکند، مگر این‌که در داخل کشور بهینه‌سازی مصرف سوخت انجام شود.
چه موضوعاتی باعث توجه شما به این ضعف ساختاری صنعت گاز در ایران شد؟

وزارت نفت ایران برنامه دارد تا ٣‌میلیون خانوار جدید را طی سه‌سال آینده از نعمت گاز برخوردار کرده و مضاف بر آن حدود ١٩‌هزار واحد صنعتی را به شبکه گاز متصل کند. این درحالی است که هم اکنون ١٩‌میلیون خانوار ایرانی از گاز برخوردارند و شمار واحدهای صنعتی استفاده‌کننده از گاز به ٧٣‌هزار مورد بالغ می‌شود. ایران طی‌ سال گذشته ١٧٤‌میلیارد مترمکعب گاز فرآوری شده مصرف کرده که بالغ بر ٩١‌میلیارد آن در بخش خانگی و ٣٤‌میلیارد مترمکعب در بخش صنعتی مصرف شده است، به عبارتی بیش از ٧٠‌درصد گاز فرآوری شده ایران در این دو بخش مصرف شده و افزایش مصرف این بخش به میزانی که اشاره شد بسیار چشمگیر خواهد بود. از طرفی هم ایران سالانه بیش از ١٢‌میلیارد مترمکعب گاز به بخش پتروشیمی تحویل می‌دهد و تولید پتروشیمی ایران به بالای ٤٤‌میلیون تن رسیده است. در عین حال اما پروژه‌هایی به ارزش ٧٠‌میلیارد دلار در دستور کار ایران است که تولید پتروشیمی را طی پنج‌سال آینده به ١٢٠‌میلیون تن و تا یک دهه آینده به ١٨٠‌میلیون تن خواهد رساند و طبیعتا نیاز به گاز طبیعی چندین برابر افزایش خواهد یافت.
* شما در نوشتارتان اشاره‌ای هم به مصارف صنعتی و نیروگاهی داشته‌اید، هدف شما از این بررسی‌ها بیان چه نکته‌ای بوده است؟
بخش نیروگاهی ایران‌ سال گذشته ٥٠‌میلیارد مترمکعب گاز مصرف کرده و هنوز ٢٠‌میلیارد باید به این رقم اضافه شود تا جلوی مصرف سوخت مایع در این بخش گرفته شود. از طرفی تولید برق ایران طی یک دهه گذشته تقریبا دو برابر شده است. ‌سال گذشته بیش از ٢٧٠٠ مگاوات به تولید برق ایران افزوده شد و برای‌سال جاری نیز تقریبا به همین میزان افزوده خواهد شد و اکثر نیروگاه‌های جدید از نوع حرارتی هستند و رشد مصرف گاز در این بخش سالانه به میزان انبوهی افزایش خواهد یافت. از سوی دیگر ٨٠‌ درصد میادین فعال نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و برای آهسته کردن آهنگ کاهش تولید نفت باید به این میادین گاز خام تزریق شود.
ایران‌ سال گذشته ٣٤‌ میلیارد متر مکعب تزریق گاز داشته است، اما این رقم کافی نیست و باید حداقل به دو برابر سطح کنونی برسد. پس همه برنامه‌های دولتی که در بالا اشاره شد، لازم‌الاجراست و برای کشور بسیار سودآور است، اما تنها راه ایران برای رهایی از مصرف چشمگیر گاز و افزایش توان صادرات گاز، بهینه‌سازی مصرف انرژی است و بدون توجه به این موضوع، توان صادرات گاز ایران همواره زیر سوال خواهد بود. در این‌خصوص بد نیست به گفته‌های مدیرعامل شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت ایران هم اشاره کنم که می‌گوید «فرصت کاهش ١٩‌درصدی شدت انرژی از‌ سال ٨٩ تا ٩٣ از دست رفته است و در این مدت ٣‌هزار و ٦٠٠‌میلیون بشکه معادل نفت خام از دست رفته است».

* برای این‌که ایران در بازارهای جهانی بتواند حضور داشته باشد اقدام اصلی چه خواهد بود؟

ایران سالانه بالای ٢‌میلیارد بشکه معادل نفت خام مصرف می‌کند که بیش از ٧٠‌درصد آن گاز طبیعی است. باید بدانید که شدت مصرف انرژی در ایران دو برابر متوسط جهانی است. ایران با کاهش ٥٠‌درصدی شدت مصرف انرژی می‌تواند به یک بازیگر بزرگ بازارهای جهانی گاز تبدیل شود، چراکه ایران با ٣٤ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی بزرگترین دارنده گاز جهان است.

۱۳۹۴ مرداد ۲۵, یکشنبه

خیز ایران برای افزایش «۲۵ درصدی» صادرات پتروشیمی


ایران می‌گوید که با رفع تحریم‌ها صادرات پتروشیمی خود را تا ۲۵ درصد افزایش خواهد داد، درآمدی که دست کمی از درآمدهای نفتی ندارد و طی سال‌های گذشته توجه چندانی به این موضوع نشده است.

مهدی شریفی نیک نفس، مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی، شنبه ۲۴ مردادماه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا گفت «پیش‌بینی می‌کنیم که در کوتاه‌مدت و بین یک تا یک سال و نیم، میزان صادرات محصولات پتروشیمی کشور، ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش پیدا کند».

 
ارزش صادراتی محصولات پتروشیمی در جهان بسیار بیشتر از خود نفت خام است. ارزش بازارهای جهانی پتروشیمی به بالای ۳ تریلیون دلار می‌رسد. از طرفی، نفت خام از نیمه دوم سال گذشته میلادی تاکنون، حدود ۶۰ درصد ارزش خود را از دست داده است، در حالی که این رقم بر اساس ارزیابی نشریه پلاتز، برای محصولات پتروشیمی کمی بیش از ۳۰ درصد بوده است.

خوراک اصلی پتروشیمی‌ها عمدتاً عبارت است از انواع گازها، خصوصاً اتان و میعانات گازی که نوعی نفت خام فوق سبک است. این محصولات به‌صورت خام یا نیمه‌خام  و با قیمت‌های نازل از سوی ایران راهی بازارهای بین‌المللی می‌شوند.

ایران قبل از تحریم‌ها سالانه بالای ۲۱ میلیون تن صادرات محصولات پتروشیمی داشت که ارزش آن بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار می‌شد. این رقم در سال ۹۱ و ۹۲ به ۱۴ میلیون تن سقوط کرد و نهایتاً در سال گذشته به خاطر برداشته شدن تحریم‌های پتروشیمی در آذرماه ۹۲، به حدود ۱۸ میلیون تن صعود کرد. آمارهای گمرکی ایران حاکی است که در چهارماهه اول سال جاری صادرات پتروشیمی بیش از ۱۲چ درصد افزایش یافته و به بالای ۸ میلیون تن رسیده است.

در این میان، ظرفیت تولید سالانه پتروشیمی ایران نیز حدود ۶۰ میلیون تن است، در حالی که بعد از تحریم‌ها ایران مجبور شد تولید خود را به ۴۰ میلیون تن کاهش دهد. سال گذشته این رقم به ۴۴ میلیون تن افزایش یافت و برای سال جاری انتظار می‌رود که به ۵۱ میلیون تن برسد.

شریفی نیک نفس می‌گوید که برخی واحدهای پتروشیمی در حال حاضر با ۶۰ تا ۷۰ ظرفیت خود فعالیت می‌کنند که با رفع تحریم‌ها و تسهیل صادرات، آنها قادر خواهند بود که با ظرفیت کامل خود کار کنند.

البته مشکلات پتروشیمی ایران به غیر از تحریم‌های غیرمستقیم، مانند تحریم‌های بانکی، بیمه و حمل و نقل، مسائل دیگری نیز هست که کمتر به آن پرداخته می‌شود.

اولاً، اختلاف عمیق پتانسیل تولید و تولید واقعی محصولات پتروشیمی در ایران، بیشتر تحت تأثیر کمبود خوراک و فرسودگی واحدهای تولید است. ایران در فصول زمستان هنوز هم با کمبود گاز مواجه است و برای جلوگیری از قطعی گاز خانه‌ها، مجبور به کاهش تحویل گاز به بخش پتروشیمی است.

همچنین ایران به غیر از کمبود گاز طبیعی (متان) با کمبود اتان که در واحدهای پتروشیمی به‌عنوان خوراک استفاده می‌شود نیز مواجه است. طی سال گذشته تنها ۲٫۸ میلیون تن اتان به واحدهای پتروشیمی تحویل داده شد و سال جاری به خاطر راه‌اندازی فازهای جدید پارس جنوبی، قرار است این رقم به ۴٫۲ میلیون تن برسد.

از مشکلات دیگر پتروشیمی‌های ایران موضوع فرسودگی آن است. ایران به‌تازگی اعلام کرده است که ۷۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری برای پروژه‌های پتروشیمی تا یک دهه آینده لازم خواهد بود تا حجم تولید را به ۱۲۰ میلیون و سپس به ۱۸۰ میلیون تن در سال برساند. بی‌تردید، موضوع واردات قطعات جدید برای نوسازی پتروشیمی‌های موجود نیز در دستور کار خواهد بود.

اما مشکل عمده‌تر پتروشیمی ایران، صادرات محصولاتی است که ارزش افزوده کمتری دارند، به عبارتی محصولاتی نیمه‌خام هستند.

با نگاهی به آمارهای گمرک ایران، ارزش هر تن محصولات پتروشیمی صادراتی ایران در ماه گذشته خورشیدی کمی بیشتر از ۵۷۴ دلار بوده است، در حالی که متوسط قیمت هر تن محصولات پتروشیمی در بازارهای جهانی بر اساس برآورد نشریه پلاتز در ماه گذشته کمی بیشتر از ۱۰۰۰ دلار بوده است.

این آمارها نشان از دو واقعیت دارد: اول اینکه همانطور که مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی گفته،‌ «با لغو تحریم‌ها هزینه‌های جانبی صادرات» از بین می‌رود و دیگر ایران ناچار نیست برای صادرات برخی محصولات  تا «بیش از ۲۰ درصد هزینه اضافی» بدهد.

واقعیت دوم در آمارهای تفصیلی گمرک خود را نشان می‌دهد و اینکه محصولات پتروشیمی صادراتی ایران، عمدتاً محصولاتی ابتدایی، نیمه‌خام و با ارزش افزوده نازل است.

روز جمعه اداره اطلاعات انرژی آمریکا ارزیابی خود از وضعیت انرژی ایران را منتشر کرد و این گزارش حاکی است که ایران هم‌اکنون ۳۰ میلیون بشکه نفت خام بی‌مشتری ذخیره شده در نفتکش‌ها دارد که بیش از نیمی از آن میعانات گازی است.

ایران حتی با رفع تحریم‌ها نیز در فروش میعانات گازی دچار مشکل خواهد شد، چرا که بازار میعانات گازی جهان کاملاً اشباع شده است. اما می‌توان این محصول خام نفتی را به بنزین جت، محصولات پلیمری با ارزش افزوده بسیار بالا و محصولات دیگر تبدیل کرد و در بازارهای بین‌المللی نیز تقاضا برای این محصولات بسیار بالا است.
این مقاله برای رادیو فردا نوشته شده است.