۱۳۹۵ خرداد ۱۳, پنجشنبه

نبود فریز نفتی به نفع ایران و اوپک

مقاله اختصاصی دالغا خاتین اوغلو، مدیر اخبار ایران بخش انگلیسی خبرگزاری ترند برای روزنامه شرق
درحالی ‌که چند ماهی از آغاز افت قیمت نفت در بازارهای جهانی در نیمه اول سال ٢٠١٤ می‌گذشت، فشارهایی از محافلی در ایران بر وزارت نفت در راستای قانع‌کردن هم‌قطاران خود در اوپک برای کاهش سقف تولید سازمان اعمال می‌شد؛ موضوعی که باعث شد از یک طرف از سوی این محافل به مقامات نفتی دولت حسن روحانی به‌دلیل «انفعال» حمله شود و از طرف دیگر تحلیل‌های بین‌المللی مؤید این مسئله بود که ایران چندان تمایلی به کاهش سقف اوپک ندارد، چراکه خود را برای توافق هسته‌ای و افزایش تولید آماده می‌کند.
قبل از ورود به این مسئله، بهتر است کمی به عقب برگردیم؛ زمانی که در سال ٢٠٠٨ بازارهای جهانی با نفت مازاد مواجه شدند و قیمت نفت به‌سرعت سقوط کرد. در آن زمان تولید نفت اوپک در سطح کنونی و حتی بالاتر بود. کشورهای عضو برای حمایت از قیمت نفت، تولید روزانه خود را از ٣٢,٥‌ میلیون بشکه به زیر ٣٠‌ میلیون بشکه کاهش دادند و عربستان به‌عنوان بزرگ‌ترین تولید‌کننده سازمان که به‌تنهایی یک‌سوم نفت اوپک را تولید می‌کند، ١.٥‌ میلیون بشکه تولید خود را کاهش داد. به یاد داشته باشیم که هم‌اکنون تولید نفت اوپک با احتساب تولید ٧٣٠‌هزار‌بشکه‌ای اندونزی که عضو جدید این سازمان است، به ٣٢.٥‌ میلیون بشکه در روز هم نمی‌رسد.
از سال ٢٠٠٨ تاکنون، تولید نفت کشورهای اوپک نه‌تنها تغییری نکرده، بلکه مقداری کاهش هم یافته است؛ اما در این میان، تولید نفت دیگر کشورها به یُمن کاهش تولید اوپک و قیمت‌های بالای نفت حدود شش‌ میلیون بشکه در روز افزایش یافته که سهم آمریکا از این رقم حدود چهار‌ میلیون بشکه است. حالا دوباره به نیمه سال ٢٠١٤ برگردیم که تولید اوپک بسیار پایین‌تر از سطح ٢٠٠٨ بود، عربستان و دیگر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس آشکارا مخالف کاهش سقف تولید سازمان بودند و ایران نیز چندان تقلایی برای متقاعدکردن هم‌قطاران خود نمی‌کرد. اما طرح موضوع کاهش تولید سقف اوپک و شکست آن در پاییز ٢٠١٤ حرکت کاهش قیمت نفت را سرعت بخشید و در نهایت در اوایل سال جاری میلادی قیمت نفت به زیر ٣٠ دلار سقوط کرد.
اما نتیجه ادامه افتِ قیمت نفت در دو سال اخیر این بود که کشورهای غیراوپک که هزینه تولید نفت آنها به‌مراتب بیشتر از ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس است، تولید خود را کاهش دهند و میزان عرضه مازاد در بازار کاهش یابد. هم‌اکنون انتظار می‌رود که تولید کشورهای غیراوپک در سال جاری ٧٠٠‌ هزار بشکه کاهش یابد؛ به‌ویژه تولید نفت آمریکا به‌شدت سقوط خواهد کرد. از طرفی، برای سال آینده روند سقوط تولید کشورهای غیراوپک ادامه خواهد یافت و انتظار می‌رود تا آخر سال ٢٠١٧ بازارهای جهانی نفت به ثبات برسند؛ یعنی توازن میان عرضه و تقاضای نفت برقرار شود.
در این میان، دوباره برخی اعضای اوپک مانند ونزوئلا که هم هزینه استخراج نفت در آن بالاتر است و هم قیمت نفت تولیدی آن پایین‌تر است، در اوایل سال جاری تلاش کرد اعضای اوپک و روسیه را قانع کند فریز نفتی انجام دهند؛ موضوعی که در اجلاس قطر در ١٧ فوریه مطرح شد و به شکست انجامید؛ اما چندان تأثیری در قیمت نفت نداشت، چراکه بازار هم‌اکنون به سمت تعادل پیش می‌رود و دوباره قیمت‌های جهانی نفت به حدود ٥٠ دلار رسیده است.
از طرفی سرمایه‌گذاری‌های جهانی در حوزه بالادستی نفت که منجر به تولید نفت خام می‌شود، در دو سال گذشته تا ٤٠ درصد کاهش یافته که به معنی افت آهنگ رشد تولید جهانی نفت در سال‌های پیش‌رو است. از سال ٢٠٠٠ تا ٢٠١٣ سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه بالادستی نفت تا دو برابر افزایش پیدا کرد و به بالای ٥٠٠‌ میلیارد دلار در سال رسید. همین سرمایه‌گذاری‌های کلان بود که تولید نفت را به‌شدت افزایش داد و بازارها با نفت مازاد مواجه شدند. در سال‌های پیش‌رو بی‌تردید ثبات بازار بیشتر خواهد بود.
از طرفی ایران به‌غیر از اینکه اکنون تولید خود را به دوران پیش از تحریم‌ها رسانده است، برای پنج سال آینده برای جذب ٨٥‌ میلیارد دلار سرمایه در بخش بالادستی نفت برنامه دارد که تولید خود را افزایش دهد. در کل، شاید افت قیمت نفت در چند سال گذشته، فرصتی استثنایی برای ایران در دوران بعد از تحریم‌ها فراهم کرد.

۱۳۹۵ خرداد ۶, پنجشنبه

بعد از نفت منتظر سورپرایز گازی ایران باید بود

پس از افزایش روزانه حدود یک میلیون بشکه ای تولید و صادرات نفت ایران پس از برداشته شدن تحریمها در اواسط ژانویه امسال، حالا باید منتظر یک شگفتی در صنعت گاز این کشور باشیم.
تولید گاز تصفیه شده ایران سال گذشته به ۱۷۸ میلیارد متر مکعب رسید و راه اندازی فازهای جدید میدان گازی پارس جنوبی ظرفیت تولید گاز خام را به ۲۶۰ میلیارد متر مکعب افزایش داد.
ایران تولید گازخام از پارس جنوبی را درسال ۱۳۹۴ به بیش از۱۳۲ میلیارد متر مکعب افزایش داد. پنج فاز جدید پارس جنوبی نیز امسال به بهره برداری خواهند رسید. ظرفیت تولید این پنج فاز مجموعا ۵۵ میلیارد متر مکعب در سال است و تعدادی از این فازها هم اکنون با نیمی از ظرفیت در حال تولید هستند.
میدان پارس جنوبی با قطر مشترک است و بخش ایرانی این میدان به ۲۴ فاز تقسیم شده است. فازهای ۱ تا ۱۰، ۱۲، ۱۵ و ۱۶ به طور کامل به بهره برداری رسیده اند.
با عملیاتی شدن همه ی فازها تا سال ۲۰۱۹، ظرفیت تولید گاز خام ایران از ۲۶۰ میلیارد متر مکعب در سال کنونی به ۳۹۰ میلیارد متر مکعب خواهد رسید.
با این وجود، پارس جنوبی همه داستان صنعت گاز ایران نیست. این کشور توسعه ۴۹ میدان نفتی و گازی را بر مبنای مدل جدید قراردادهای نفتی اش (آی پی سی) به شرکت های خارجی پیشنهاد کرده است.
در میان این میدان ها، ۲۱ میدان گازی هست که دربین آنها تنها دو میدان قبلا بصورت مرحله ای تا حدودی توسعه یافته و اکنون ۲۸ میلیون متر مکعب در روز گاز تولید می کنند. توسعه همه این میدانها روزانه حدود ۳۸۰ میلیون متر مکعب به سطح تولید خواهد افزود. تولید گاز همراه از میدانهای نفتی در چهارچوب قرارداد جدید «آی پی سی» نیز بیش از ۲۰۰ میلیون متر مکعب در روز خواهد بود.
هنوز مشخص نیست شرکت های خارجی چه میزان در این میدانها سرمایه گذاری خواهند کرد، اما ایران امیدوار است ۳۰ میلیارد دلار در سال های آتی بر مبنای مدل جدید قراردادها سرمایه جذب کند. در مجموع، ایران برنامه ریزی کرده است تا مارس ۲۰۲۵ حدود ۲۳۱ میلیارد دلار (شامل سرمایه خارجی) در بخش بالادستی نفت و گاز جذب کند که بخش عمده این سرمایه گذاری (۱۳۷ میلیارد دلار) در بخش بالادستی گاز خواهد بود.
در حال حاضر، سهم گاز طبیعی در سبد مصرف انرژی ایران بیش از ۶۸ درصد است. این در حالیست که گاز رسانی به بیش از ۲ میلیون خانوار، سه برابر کردن تزریق گاز به میادین نفتی تا حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب در سال، و افزایش گاز رسانی به نیروگاهها تا بیش از ۲۰ میلیارد مترمکعب در سال با هدف کاهش مصرف سوخت مایع در این بخش در دستورکار است.
در مجموع، در نتیجه ی افزایش تولید گاز و اجرای برنامه های کاهش مصرف سوخت، ایران حجم زیادی گاز مازاد برای صادرات خواهد داشت. سازمان بهینه سازی مصرف سوخت ایران نیز در نظر دارد بیش از ۱۶ میلیارد دلار در پروژه های بهبود کارآیی انرژی هزینه کند تا ۱۷۰ میلیارد دلار –بیش از ده برابر- در مصرف سوخت صرفه جویی شود.
علاوه بر بخش بالادستی، ایران ۵۵.۸ میلیارد دلار پروژه در بخش ترانزیت گاز، شامل چند خط لوله سراسری که این کشور را قادر می سازد گاز را از مسیرهای مختلف صادر کند، برای ده سال آینده تعریف کرده است. در حال حاضر، ایران حدود ۹.۷ میلیارد متر مکعب گاز در سال به ترکیه صادر می کند، در حالیکه قرارداد صادرات حدود ۱۰۰ میلیون متر مکعب گاز درروز با عراق، پاکستان، و عمان نیز بسته است.
ایران، همچنین، یک پروژه تاسیسات تولید ال ان جی با ظرفیت ۱۰.۵ میلیون تن در سال نیز در حال انجام دارد که حدود ۵۰ درصد پیشرفت کرده است. هدف این پروژه مایع سازی ۱۴ میلیارد مترمکعب گاز در سال و صادرات آن به بازارهای خارجی، شامل اتحادیه اروپا، تا سال ۲۰۱۹ است.
مقاله اختصاصی دالغا خاتین اوغلو، کارشناس حوزه انرژی ایران در «نچرال گس یوروپ» و مدیر اخبار ایران بخش انگلیسی خبرگزاری ترند برای شانا

۱۳۹۴ اسفند ۸, شنبه

ايران گزينه‌ای بی ‌بديل برای تامين گاز اعراب و پاكستان


آغاز سال جاری میلادی پر از رویدادهای گازی در اطراف ایران، خصوصا خاورمیانه بود.
از آغاز به ساخت خط لوله تركمنستان-افغانستان-پاكستان-هند (تاپی)، هدفگذاری برای تكمیل سومین خط لوله انتقال گاز آسیای میانه به چین و آغاز چهارمین خط لوله، آغاز به لوله‌گذاری ٨٠٠ كیلومتر از خط لوله ترانس آناتولین در تركیه، اعلام آمادگی تركمنستان برای بررسی جدی‌تر خط لوله ترانس خزر، تلاش گرجستان برای دستیابی به منابع جدید گاز تا قرارداد ١٦ میلیاردی قطر و پاكستان برای صادرات گاز مایع و توافق عمان و شركت بی‌پی برای توسعه فاز دوم میدان گازی خزان. در این میان، خود ایران نیز مذاكراتی با عراق، تركیه، گرجستان، ارمنستان، عمان و پاكستان برای صادرات گاز خود آغاز كرده است.
به نظر می‌رسد قرارداد صادرات سالانه سه میلیون و ٧٥٠ هزار تن گاز مایع قطر به پاكستان (معادل ١٤ میلیون متر مكعب در روز) با قیمتی بسیار نازل، همچنین قرارداد ١٦ میلیارد دلاری شركت بی‌پی و عمان برای تولید روزانه ٤٢ میلیون متر مكعب كه بیش از نیمی از آن تا سال آینده محقق خواهد شد، بر معاملات گازی ایران با این دو كشور همسایه سایه افكنده باشد، اما در واقع هردو این كشورها در میان‌مدت چاره‌ای جز خرید گاز ایران ندارند.
ایران نیز به نظر من عجله چندانی برای صادرات گاز خود ندارد، چرا كه تا چند سال آینده تقریبا امیدی به افزایش قیمت نفت و گاز نیست و مهم‌تر از همه، ایران در بخش‌هایی نیاز عاجل به افزایش مصرف گاز دارد، از جمله در بخش تولید برق نیاز به افزایش مصرف روزانه ٦٠ میلیون متر مكعبی گاز برای توقف مصرف سوخت‌های مایع، همچنین افزایش تزریق گاز به میادین نفتی برای افزایش تولید نفت خام دارد. بیش از ٨٠ درصد میادین فعال نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و نیاز به تزریق حداقل ٢٣٠ میلیون متر مكعب گاز دارند تا آهنگ افت تولید آنها كندتر شود.
برای ایران نیز طی سال‌های آتی، احیای بازارهای نفت و بازگشت به سطح تولید دهه گذشته و حتی بالاتر از آن هدفگذاری شده است، لذا تاخیر در صادرات گاز ایران، مشكلی پیرامون افزایش تولید گاز در میان‌مدت نخواهد داشت.
فعلا تهران دو قرارداد گازی با عراق دارد و هر دو آنها می‌توانند به راحتی ظرف سه سال آینده با راه‌اندازی خط لوله ششم به‌طور كامل عملیاتی شوند و روزانه ٥٠ میلیون متر مكعب گاز ایران را راهی همسایه غربی كنند.
تا این فرصت، خطوط لوله انتقال گاز ایران به عمان و پاكستان نیز می‌تواند آغاز شود و به احتمال زیاد، كارخانه «ایران ال‌ان‌جی» نیز با ظرفیت تولید سالانه بالای ١٠ میلیون تن راه‌اندازی شود.
اخیرا قطر و پاكستان قرارداد «ال‌ان‌جی» امضا كردند كه براساس آن، شریك گازی ایران در پارس جنوبی قرار است سالانه ٣ میلیون و 750 هزار تن گاز مایع به پاكستان صادر كند.
پاكستان هم‌اكنون پروژه ساخت دو خط لوله (كراچی-لاهور و گوادر-نوابشاه) را دارد كه هر دو آنها با تحویل گاز مایع در دریای عمان و تبدیل آن به گاز طبیعی، نیازهای مناطق مركزی و شمالی كشور را تامین خواهند كرد. اما موضوع قابل توجه این است كه بندر گوادر تنها ٨٠ كیلومتر از مرز ایران فاصله دارد و به راحتی می‌تواند به خط لوله هفتم سراسری وصل شود. خانم شهزاد عمرزاد، معاون پارلمانی دولت پاكستان در امور انرژی هفته گذشته اعلام كرد كه پاكستان مصمم به واردات گاز از ایران است.
البته وی به قیمت‌ها نیز اشاره كرد و گفت كه قیمت گاز قطر پایین‌تر از قیمت گاز ایران است. اسلام‌آباد قرار بود ژانویه ٢٠١٥ گاز ایران را دریافت كند، اما تاكنون حتی اقدام به ساخت خط لوله نكرده است.
قطر قیمت گاز مایع خود را ١٣ ممیز ٣٧ درصد متوسط قیمت نفت برنت در سه‌ماهه قبل از تحویل محموله برای پاكستان در نظر گرفته است كه قیمتی باورنكردنی است. اگر قیمت برنت را ٣٤ دلار در نظر بگیریم، قیمت گاز قطر برای پاكستان به ازای هر ١٠٠٠ متر مكعب حدود ١٦٧ دلار می‌شود در حالی كه این رقم هم‌اكنون در بازارهای جهانی حول و حوش ٢١٠ دلار است. پاكستان طی سال گذشته برای واردات هر میلیون بی‌تی یو گاز مایع نزدیك به ٨ دلار پرداخت كرده است، به عبارتی قیمت هر هزار متر مكعب گاز وارداتی پاكستان تقریبا ٢٩٠ دلار بوده است.
در كوتاه‌مدت، شاید این موضوع انگیزه پاكستان برای واردات گاز ایران را كاهش دهد، اما نیم‌نگاهی به وضعیت كشور، حتی با عملیاتی شدن واردات از گاز تركمنستان از طریق خط لوله تاپی، اسلام‌آباد چاره‌ای جز واردات گاز ایران ندارد. هم‌اكنون پاكستان روزانه كمی بیش از ١١٠ میلیون متر مكعب تولید گاز و حدود ١٨٠ میلیون متر مكعب تقاضای گاز در بخش‌های مختلف دارد. اما تا سال ٢٠٢٠ تولید كشور به ٧٠ میلیون و نیاز كشور به حدود ٢٠٠ میلیون افزایش خواهد یافت و تا ١٠ سال آینده تولید كشور به ٥٥ میلیون و تقاضای داخلی به ٣٥٠ میلیون متر مكعب اوج خواهد گرفت.
این آماری است كه خود دولت پاكستان پیش‌بینی كرده است. در موضوع عمان نیز وضعیت مشابهی حاكم است. این كشور روزانه شش میلیون متر مكعب واردات گاز از قطر دارد، اما سالانه ١٠درصد به نیاز داخلی كشور افزوده می‌شود، به‌طوری كه سال ٢٠١٤ حدود ٢٣ درصد از ظرفیت تولید گاز مایع عمان به خاطر كمبود گاز، بلا استفاده ماند و برای سال گذشته و جاری، انتظار می‌رود كه این رقم افزایش یابد. شركت بی‌پی، احتمالا تا سال ٢٠٢٠ موفق شود ٤٢ میلیون متر مكعب گاز به تولید كنونی ٨٥ میلیون متر مكعبی عمان بیفزاید، اما نیاز داخلی نیز به همین میزان افزایش خواهد یافت و برای دهه آینده عملا این كشور چاره‌ای جز واردات گاز ایران نخواهد داشت.
این مقاله توسط دالغا خاتین اوغلو مدیر اخبار ایران بخش انگلیسی خبرگزاری ترند برای روزنامه اعتماد نوشته و منتشرشده است.

۱۳۹۴ دی ۲, چهارشنبه

پروژه‌های نفت و گاز ایران در دریای خزر برای خارجی‌ها

در خلال دهمین نشست «کمیته‌ مشترک اقتصادی» که در ٢١ دسامبر (همین چند روز قبل) بین ایران و آذربایجان برگزار شد، دوطرف بر توسعه و تقویت روابط اقتصادی دوجانبه تأکید کردند. آن‌گونه که مقامات رسمی اقتصادی ایران اعلام کرده‌اند، حجم مبادلات اقتصادی دوطرف هم‌اکنون کمتر از نیم ‌میلیارد دلار است، حال آنکه مستندات گمرکی حاکی است رقم واقعی از ٣٠٠ ‌میلیون دلار تجاوز نکرده است. یکی از جنبه‌های مورد علاقه‌ دو کشور، مقوله‌ انرژی است. ایران ١٠‎ درصد از سهم میدان گازی «شاه‌دنیز» را در اختیار دارد.
همچنین دو کشور در حوزه‌ سوآپ انرژی نیز منافع مشترکی دارند. حجم سوآپ گاز حدود یک ‌میلیون مترمکعب در روز است و میزانی هم سوآپ برق بین دو کشور صورت می‌گیرد. نوامبر سال گذشته وزیر نفت ایران در یک مصاحبه‌ اختصاصی با «ترند» آذربایجان، از ابراز تمایل و منافع کشور متبوعش در توسعه‌ روابط انرژی با باکو خبر داد.
از منظر ایران، مهم‌ترین موضوع همانا توسعه‌ حدود ٥٠ میدان نفتی و گازی است که چند هفته قبل در اجلاس رونمایی از مدل جدید قراردادهای نفتی (موسوم به IPC) معرفی شده و از شرکت‌های خارجی برای ورود به آنها دعوت به عمل آمد. از این میادین، تعداد چهار مورد از آنها در دریای خزر قرار دارد (شامل بلوک‌های ٢٤ و ٢٦ و ٢٩ و همچنین میدان نفتی سردار جنگل). قرار است اکتشاف و توسعه‌ این میادین به طرف‌ها (شرکت‌های خارجی) واگذار شود. حوزه‌ اکتشاف بلوک‌‌ها و میادین ایران در دریای خزر به چهار منطقه تقسیم شده که مشتمل بر ٤٦ «ساختار» است که هشت بلوک از آنها در زمره‌ «اولویت‌دارها» قرار گرفته‌اند. همچنین در سال‌‌های ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ نیز مطالعات لرزه‌نگاری سه‌بعدی در گستره‌ حدود چهار ‌هزار کیلومترمربع در خزر توسط کشتی «پژواک» صورت گرفته که البته این کشتی در سال ٢٠٠٥ دچار حریق شد. در سال ٢٠١٢ ایران اعلام کرد در خلال حفاری سکوی امیرکبیر در لایه‌های زیر هزار متری سطح دریا، موفق به اکتشاف یک میدان گازی در عمق ٧٠٠ کیلومتری شده است. یک سال بعد اعلام شد این مخزن (که اسم «سردار جنگل» برای آن انتخاب شده بود) درواقع یک میدان نفتی بوده که یک لایه‌ گازی هم دارد.
در ماه مارس سال گذشته، جرثقیل این سکو سقوط کرد (باکو در چهار یارد کشتی‎سازی و ساخت و تعمیر سکو، تجهیزات لازم برای تعمیر جرثقیل را دارد). در طول سال‌ها، کشور آذربایجان حداقل دو بار مطالعات زیادی درباره سهم ایران در دریای خزر صورت داده است. یک‌بار در دوران شوروی سابق و یک‌بار هم در سال‌های ١٩٩٤ تا ١٩٩٥ که هدف از مطالعات، بررسی میزان ذخایر هیدروکربنی محتمل موجود در این دریا بوده است. کشور آذربایجان در زمینه‌ تجهیزات نفتی دریایی پیشرفت‌های خوبی داشته که از جمله می‌توان به محوطه‌ ساخت سکو، کارخانه‌ ساخت جکت، ساخت و تولید بارج (برای انتقال سکو و پلتفرم) اشاره کرد. همچنین در حوزه‎هایی مانند لوله‌گذاری زیر دریا، جرثقیل‌های غول‌پیکر، شبکه‌های لرزه‌‌نگاری دریایی، ارائه‌ انواع خدمات عملیاتی نیز توفیقات خوبی در آذربایجان حاصل شده است.
درباره میدان سردار جنگل نیز لازم به ذکر است این میدان در بلوک ٦ واقع شده و ابعاد آن ٢٤ در شش کیلومتر است. عمق آب در این قسمت حدود ٧٥٠ متر است. ایران تعداد دو چاه اکتشافی در این میدان حفر کرده و برآورد اولیه حاکی از حجم دو‌میلیارد بشکه نفت خام با درجه API حدود ٣٩ است. بلوک ٢٤ با وسعت حدود ٢٠٠ کیلومترمربع در فاصله ١٣٠ کیلومتری شمال بندر نوشهر واقع شده که عمق آب حدود ٦٠٠ تا ٨٠٠ متر است. بلوک ٢٦ با وسعت حدود ٣٨٤ کیلومترمربع در فاصله صد کیلومتری شمال شرقی بندر انزلی واقع شده که عمق آب حدود ٨٥٠ تا ٩٠٠ متر است. همچنین بلوک ٢٩ با وسعت حدود هزارو ٢٨ کیلومترمربع در فاصله ١٣٥ کیلومتری شمال بندر نوشهر واقع شده که عمق آب حدود ٨٠٠متر است.
* این مقاله بصورت اختصاصی برای روزنامه شرق نوشته شده است.

۱۳۹۴ آذر ۳, سه‌شنبه

ظرفیت‌های بالای گاز ایران در عصر جدید

ایران با در اختیار داشتن حدود ٣٤ تریلیون مترمکعب ذخایر گازی، درواقع رتبه اول مالکیت ذخایر را به خود اختصاص داده است. اما در عین حال چالش مصرف داخلی هم به نوبه خود موضوع بااهمیتی است. به همین خاطر است که باوجود تولید ٧٠٠‌میلیون مترمکعب در روز؛ عملاً میزان صادرات ایران در سطح حدود ٣٠‌میلیون مترمکعب در روز باقی مانده است.
اکنون با اتمام سومین اجلاس مجمع کشورهای صادرکننده گاز در تهران، قصد داریم نگاهی به همین دو مؤلفه با تأکید بر ظرفیت‌های تولید و صادرات گاز ایران داشته باشیم. رفع تحریم‌ها چشم‌انداز بسیار مطلوبی را فراروی صنعت گاز ایران قرار داده است و در نیمه اول ٢٠١٦ امیدواری‌های زیادی از این منظر ایجاد خواهد شد. همگام با توسعه فازهای پارس جنوبی، ایران می‌تواند در میان‌مدت یک «صادرکننده مهم گاز» باشد.
مزیت‌های ژئوپولیتیک و ژئولوژیک ایران، غیرقابل انکار است. از این حیث، فضای تعامل ایران با بقیه کشورهای عضو GECF عمدتاً ناظر بر «همکاری» و «تعاون» است تا «رقابت» و جلوه‌های این مهم را می‌توان در حوزه‌های تولید و صادرات و ارتباط با مشتریان به راحتی رصد کرد. برای مثال وزیر نفت روسیه (آقای الکساندر نوآک) چندی قبل اظهار داشت که شرکت گازپروم معامله‌ای را در قالب عرضه گاز به شکل سوآپ به ایران پیشنهاد داده است؛ بدین صورت که گاز به مناطق شمالی ایران حمل شده و در خلیج‌فارس نیز LNG تحویل داده شود.
پروژه احداث تأسیسات LNG ایران تاکنون بیش از ٥٠‌درصد پیشرفت دارد و ظرفیت آن حدود ١٠,٥‌میلیون تن (معادل ١٤٠‌میلیارد مترمکعب) است که طبق برنامه تا ‌سال ٢٠١٩ به مرحله بهره‌برداری می‌رسد. همچنین ایران و روسیه از طریق خط لوله گاز در ارتباط هستند. طول این خط لوله حدود ١٤٧٥کیلومتر بوده که از‌ سال ١٩٧١ وارد مدار شده است. چند‌ سال قبل کشور آذربایجان، قسمت‌هایی از این خط لوله را بازسازی کرد و ایستگاه تقویت فشار (کمپرسور) آستارا را در آن محل تأسیس کرد. اگرچه ظرفیت حمل این خط لوله محدود است و روسیه هم فقط می‌تواند حدود ٤‌میلیارد مترمکعب در‌ سال وارد این خط لوله کند (برای مصارف شمال غرب ایران).
ازسوی دیگر ایران برنامه‌ای برای احداث یک خط لوله ١٨٥٠کیلومتری به ظرفیت حدود ٤٠‌میلیارد مترمکعب در‌ سال (روزی حدود ١١٠‌میلیون مترمکعب) برای انتقال گاز به مناطق شمال‌غرب کشور دارد. قرار است صادرات گاز به اروپا (درصورت تحقق) از طریق همین خط لوله انجام گیرد. هزینه احداث این خط لوله (که نهمین خط لوله سراسری کشور است)، به مرز ٦‌میلیارد دلار بالغ می‌شود و هزینه‌های عملیاتی انتقال آن حجم گاز از پارس‌جنوبی به شمال‌غرب کشور نیز سالیانه به یک‌میلیارد دلار می‌رسد. برای انتقال گاز از پارس‌جنوبی به مناطق شمال‌شرق کشور نیز یک خط لوله سراسری دیگری تعریف شده که ارزش این پروژه حدود ٤‌میلیارد دلار است و هزینه‌های عملیاتی آن نیز به سطح ٢٥٠ تا ٣٠٠‌میلیون دلار در‌ سال بالغ می‌شود.
به هر تقدیر، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها را نباید الزاما «هزینه» تلقی کرد. همین زیرساخت‌ها هستند که روسیه را از طریق ترکمنستان به ایران و سایر بازارها وصل کرده و امکان حمل‌ونقل خط لوله‌ای گاز را فراهم می‌آورد. ظرفیت این زیرساخت در بخش روسیه- ترکمنستان- ایران، چندین برابر زیرساخت مشابه در بخش روسیه- جمهوری آذربایجان- ایران است.
مقامات ایران درنظر دارند تولید گاز را تا‌ سال ٢٠٢٠ به مرز ١,٣‌میلیارد مترمکعب در روز برسانند. ایران توافقات جدیدی برای صادرات حدود ٣٠‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال (یعنی حدود ٨٠‌میلیون مترمکعب در روز) را در دستور کار دارد.
از این جمله باید به قرارداد با عراق به حجم ٩,٢‌میلیارد مترمکعب در ‌سال (حدود ٢٥‌میلیون مترمکعب در سال) اشاره کرد که البته در‌ سال ٢٠١٣ منعقد شده بود. طی این قرارداد، تعداد سه نیروگاه در بغداد به گاز طبیعی متصل می‌شوند. همچنین دو کشور درحال مذاکره برای صادرات سالانه ١٣‌میلیارد مترمکعب گاز (روزی ٣٥‌میلیون مترمکعب) به شهر بصره هستند.
کشور عمان مذاکرات و توافقاتی برای واردات ١٠‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال از ایران داشته. کشور پاکستان نیز به دنبال واردات ٨‌میلیارد مترمکعب گاز در ‌سال (معادل روزانه ٢٢‌میلیون مترمکعب) از ایران است. کشور امارات هم به‌عنوان یک مشتری بالقوه، خواهان واردات گاز از ایران است. جالب است که بدانیم دو کشور عمان و امارات در اجلاس GECF به‌عنوان عضو ناظر حضور دارند و هر دو نیز «تولیدکننده گاز» هستند؛ منتها خطوط لوله‌ و تأسیسات صادراتی این دو کشور، عمدتا رنگ گاز تولیدی کشورشان را به خود ندیده‌اند. کشور عراق از ذخایر فراوان گاز برخوردار بوده و عضو ناظر GECF است.
همه اینها گواهی بر آن است که روابط گازی ایران با بسیاری از همسایگانش، هرگز بر مبنای «رقابت» و «تقابل» نبوده، بلکه بیشتر شکل «همکاری و «تعامل» دارد. در مورد کشور عمان ذکر این نکته لازم است که این کشور درحال حاضر روزانه حدود ٥‌میلیون مترمکعب گاز وارد می‌کند. وزیر نفت این کشور چندی قبل گفته بود که به‌واسطه توسعه سریع نیروگاه‌ها و صنایع و پروژه‌های پالایشگاهی، عملا نرخ رشد مصرف گاز طبیعی در این کشور از مرز ١٠‌درصد هم عبور می‌کند.
در مرحله بعد به کشور پاکستان می‌رسیم. شکی نیست که خط لوله گاز ایران به پاکستان (موسوم به خط لوله صلح) می‌تواند منبع بسیار مهم و پایداری برای تأمین نیازهای انرژی کشور هندوستان و چین هم باشد. پراناب موخرجی؛ رئیس‌جمهوری هند؛ در شهریورماه از این خط لوله تحت عنوان «خط لوله‌ ایران- پاکستان - هند» یاد کرد و اظهار داشت که ایران بخش اعظم کارهای احداث خط لوله را در خاک خود به پایان رسانده و اکنون باید این خط لوله را «احیا» کرد. البته قرار است شرکت دولتی گاز قطر در یک دوره پانزده ساله به‌طور متوسط در هر‌ سال حدود ٤,١٤‌میلیارد مترمکعب LNG (چیزی حدود ٣‌میلیون تن) به پاکستان عرضه کند. وزارت اقتصاد پاکستان برآورد کرده که آن کشور تا مقطع ٢٠٢٥ روزانه بالغ بر ٢٩٠‌میلیون مترمکعب گاز نیاز دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که پاکستان برای تأمین نیازهای انرژی خود، چاره‌ای جز توسل به ایران ندارد. البته این کشور گوشه چشمی هم به ترکمنستان (از طریق پروژه خط لوله TAPI) دارد. اما ظرفیت انتقال این خط لوله خیلی کمتر از نیازهای کشوری مانند پاکستان است.
از سوی دیگر لازم است که ایران توجه ویژه‌ای به پروژه‌های LNG خود داشته باشد و تا کمتر از ١٠‌سال آینده باید ظرفیت‌های تولید LNG را به شکل مطلوبی توسعه دهد. از این طریق علاوه بر مشتریان و بازارهای نزدیک و منطقه‌ای، امکان دسترسی به بازارهای دورتر و مشتریان بیشتر فراهم خواهد آمد. اما در مورد ایران باید به یک نکته بسار مهم عنایت داشت و آن «بهینه‌سازی مصرف انرژی» است. هم‌اکنون شدت مصرف انرژی در ایران بسیار بالا بوده و لذا این کشور باید در راستای تعدیل این نرخ اقدام کند.
سهم گاز طبیعی در مصرف اولیه انرژی در ایران حدود ٧٠‌درصد برآورد شده که این رقم چیزی در حدود ١,٦‌میلیارد بشکه معادل نفت خام (BOE) است. مصارف کنونی گاز در داخل کشور بسیار «زیاد» و «غیرمنطقی» است (خصوصا در بخش خانگی) که باعث می‌شود سهم گاز صادراتی کشور بسیار ناچیزتر از توان واقعی باشد. علاوه بر آن، افزایش مصارف داخلی و خانگی غیرمولد (که منبعث از ناکارآمد بودن بخش مصرف است) عملا سهم سایر بخش‌های مولد داخلی نظیر صنایع، نیروگاه‌ها، تزریق گاز به میادین نفتی (با هدف افزایش ضریب بازیافت چاه‌های نفتی) و خوراک پتروشیمی را در مضیقه‌ قرار می‌دهد. اگر ایران موفق به افزایش کارآیی مصرف شود، آنگاه قطعا می‌تواند به یک «صادرکننده بزرگ و تأثیرگذار جهانی» تبدیل شود. در این صورت هدف‌گذاری ٢٠٠‌میلیارد مترمکعب در سال، چندان غیرمعقول نخواهد بود. درحال حاضر حجم صادرات دو کشور روسیه و قطر به ترتیب ١٧٨ و ١٢٤‌میلیارد مترمکعب در ‌سال است و لذا ایران می‌تواند در سایه منطقی‌کردن مصارف داخلی؛ شانه‌به‌شانه این دو غول گازی بزند.
* این مقاله در روزنامه شهروند منتشر شده است.

۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

زوایایی از نقش ایران در GECF


مقاله بصورت اختصاصی برای خبرگزاری ایرنا نوشته شده است:
* دالغا خاتین اوغلو : مدیر بخش اخبار فارسی خبرگزاری ترند – آذربایجان – کارشناس پایگاه اطلاعاتی «نچرال گس یوروپ» در حوزه صنعت نفت ایران
* جان روبرتز : کارشناس ارشد پایگاه اطلاعاتی «نچرال گس یوروپ»، کارشناس و مشاور حوزه امنیت انرژی است که قبلا سردبیر نشریه های معتبری مانند فایننشال تایمز و پلاتز بوده است.
ایران در مورخ 23 نوامبر میزبان نشست کشورهای صادرکننده‌ی گاز است. این میزبانی با توجه به سابقه‌ی ایران و برنامه‌های این کشور در راستای افزایش صادرات گاز در آینده‌ی نزدیک، ابعاد و پیام‌های مهمی دارد؛ هرچند نرخ رشد مصرف داخلی گاز ایران، همواره رو به تزاید بوده است.
در این نشست کشورهای مهمی چون روسیه، قطر و الجزایر حضور دارند. در حال حاضر 12 کشور عضو GECF حدود 67 درصد از کل ذخایر گازی دنیا و 64 درصد از صادرات LNG و 42 درصد از صادرات خط لوله‌ای گاز دنیا را در اختیار خود دارند.
نشت آتی با توجه به توافق ایران و 1+5 نیز حائز اهمیت فراوانی است؛ چرا که این توافق، ناظر بر رفع تحریم های بین‌المللی علیه ایران است. ایران امیدوار است که رفع تحریم‌ها در نیمه‌ی اول سال 2016 صورت گیرد و این مهم برای کشوری که بزرگ ترین ذخایر گاز دنیا را کنترل می کند (بالغ بر 34 تریلیون متر مکعب فقط ذخایر اثبات‌شده)، امری بسیار حیاتی و مهم است. زیرا بدین واسطه و در سال‌های آتی، ایران نه تنها یک «تولیدکننده‌ی بزرگ»؛ بلکه یک «صادرکننده‌ی بزرگ» گاز خواهد شد.
توانایی‌ها و قابلیت‌های صادرات گاز
مقامات ایرانی گفته‌اند که ایران طی چهار سال می‌تواند روزانه 200 میلیون مترمکعب گاز صادر کند. این میزان معادل سالانه 73 میلیارد مترمکعب است. قطعاً ایران به‌آن‌اندازه ذخایر گازی دارد که توان صادرات چنین حجمی را داشته باشد. حوزه‌ی گازی پارس جنوبی با 14 تریلیون مترمکعب ذخیره در بخش ایرانی آن؛ به همراه تعداد زیادی از حوزه‌های دیگر، عملاً چنین توانی را برای ایران مهیا می‌سازد. این حوزه‌های یا در حال توسعه هستند و یا در نوبت توسعه قرار دارند. تولید گاز ایران از سال 1990 بنابر اعلام مراجع رسمی به شرح ذیل است:
شرکت نفت مناطق مرکزی ایران عملیات تعداد 14 میدان گازی و 11 میدان نفتی را در اختیار دارد و سالانه حدود 93میلیارد مترمکعب گاز غنی تولید می‌کند. توسعه 30 میدان گازی و 19 میدان نفتی دیگر نیز در حوزه عملیاتی این شرکت است. در حال حاضر شرکت فوق اقدام به اولویت‌بندی توسعه‌ی میادین کرده و 6 میدان گازی «گیشو»، «خارتنگ»، «هالگان»، «سپیدباغون»، «زیره» و «گردان» را در اولویت خود قرار داده تا از این طریق روزانه حدود 40 میلیون مترمکعب گاز (طی چند سال آینده) تولید کند. این میزان معادل 14.6 میلیارد مترمکعب گاز در سال است.
شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب نیز حدود 16 درصد از گاز کشور را تولید می‌کند. این شرکت برنامه هایی برای حذف گاز «فلرینگ» به حجم 6.2 میلیون مترمکعب در روز دارد که منجر به افزایش تولید گاز این شرکت خواهد شد.
شرکت نفت فلات قاره نیز برنامه‌هایی برای حذف فلرینگ (سوزاندن گاز در مشعلها) با حجم 10.2 میلیون مترمکعب در روز پیش‌بینی کرده است.
به طور کلی تولید گاز ایران (با احتساب گاز فلر و تزریقی) تا سال 2020 به رقم 1000 تا 1100 میلیون مترمکعب در روز خواهد رسید که معادل 365 تا 400 میلیارد مترمکعب در سال است.
ظرفیت کنونی تولید گاز ایران معادل 680 میلیون مترمکعب در روز (248 میلیارد مترمکعب در سال) با در نظر گرفتن گازهای «فلر» و «تزریق به میادین نفتی» است.
تولید گاز شیرین ایران هم‌اکنون حدود 550 میلیون مترمکعب در روز (200 میلیارد مترمکعب در سال) است که بالغ بر 300 میلیون از آن از محل حوزه‌ی پارس جنوبی تامین می‌شود (یعنی معادل 109.5 میلیارد مترمکعب در سال). البته این رقم تا سال 2020 به دو برابر افزایش خواهد یافت.
امیدواری‌ها
مقاصد صادرات گاز ایران کجاست؟
ایران در حال حاضر سالانه حدود 8.9 میلیارد مترمکعب گاز به ترکیه صادر می‌کند. به زودی عراق هم به‌عنوان یک مقصد بزرگ صادراتی، میزبان گاز ایران خواهد شد.
در ردیف‌های بعدی، پاکستان و عمان قراردادرند که قرار است تا سال 2020 از ایران گاز وارد کنند.
توافق جدید حاکی از این است که ایران در آینده، میزان صادرات گاز خود را 80 میلیون مترمکعب در روز (حدود 30 میلیارد مترمکعب در سال) افزایش خواهد داد. این میزان مشتمل است بر:
- قرارداد با عراق که سال گذشته‌ی میلادی امضا شد به حجم 25 میلیون مترمکعب در روز (9.12 میلیارد مترمکعب در سال) با هدف گازرسانی به نیروگاههای بغداد.
- توافق با عمان با حجم 10 میلیارد مترمکعب در سال
- توافق با پاکستان با حجم 8 میلیارد مترمکعب در سال
همچنین مذاکراتی با عراق برای صادرات گاز به بصره با حجم روزانه 35 میلیون مترمکعب (سالانه 12.8 میلیارد مترمکعب) صورت گرفته است.
خبرهایی منتشر شده که حاکی است امارات نیز به عنوان یک مشتری گاز، طالب دریافت گاز از ایران است.
عمان و امارات هردو تولیدکننده‌ی گاز و عضوی از GECF هستند، اما صادرات آنها کاملا متکی به تولید داخلی نیست.
عراق هم ذخایر فراوان گاز دارد و به عنوان عضو ناظر در این اجلاس حضور دارد.
با توجه به موارد فوق می‌توان نتیجه گرفت که ایران در عرصه‌ی مبادلات بین‌المللی گاز با همسایگان و حتی همقطاران خود در GECF، بیشتر در موضع تعامل است تا تقابل یا حتی «رقابت».
البته برخی مقامات ایران مانند منصور معظمی معاون برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزیر نفت ایران می گوید که ظرفیت تولید گاز به 1.3 میلیارد مترمکعب در روز هم خواهد رسید و برنامه ریزی برای صادرات روزانه 200 میلیون مترمکعب گاز طبیعی انجام شده است که اجرای آن نیازمند مشارکت بخش خصوصی است.
ایران به دنبال صادرات LNG
قطر یک غول گازی و بزرگ‌ترین صادرکننده‌ی LNG در جهان است. این کشور در سال 2014 بالغ بر 103.4 میلیارد مترمکعب LNG صادر کرده است. اما ایران نیز به دنبال آن است تا جایگاهی در صادرات LNG پیدا کند.
مشخصاً صادرات گاز به مقاصد دور (مانند اروپا) از طریق خط لوله خیلی مشکل‌تر از صادرات گاز از طریق LNG است. ایران بالغ بر 2.5 میلیارد دلار در یک تاسیسات 10 میلیون تنی LNG سرمایه‌گذاری کرده که ظرف سه سال به مدار تولید می‌رسد و هم‌اکنون بالای 50 درصد پیشرفت داشته است.
اما بازار گاز اساساً بازار شلوغی است. هم‌اکنون تعدادی از اعضای GECF در این بازار حضور داشته و حجم زیادی LNG روانه‌ی بازار می‌کنند (از جمله نیجریه، الجزایر، روسیه، ترینیدادوتوباگو و عمان که البته کشور عمان عضو ناظر است).
از سوی دیگر پروژه‌های بزرگی در کشور استرالیا در دست احداث است که تا سال 2019 به بهره‌برداری می‌رسد و از این رو انتظار بر این است که بازار جهانی LNG در همان سال‌ها به سطح اشباع برسد.
ایران در خصوص صادرات گاز به اروپا از طریق خط لوله، هنوز مصمم نیست. توسعه‌ی خط لوله‌ی نهم سراسری (یعنی همان خطی که گاز پارس جنوبی را به ترکیه می‌رساند) قریب بیش از 6 میلیارد دلار هزینه دارد و مضاف بر آن هزینهای حدود 10 میلیارد دلار برای توسعه‌ی یک سیستم جدید (یعنی امتداد خط لوله‌ی مزبور به اروپا) نیاز است.
یک امکان دیگر، کریدور گاز جنوبی است که گاز آذربایجان را به اروپا می‌رساند. حجم خالی موجود در بخش ترکیه (ترانس آناتولین» و همچنین حجم خالی خط لوله از غرب ترکیه تا اروپا (ترانس آدریاتیک) به ترتیب تنها 14 و 10 میلیارد مترمکعب در سال است؛ از طرفی مقامات ایرانی معتقدند نرخ حمل (ترانزیت) هم بالا است.
نگاه به سمت شرق؛ رقابتی با روسیه وجود ندارد
روسیه در حال حاضر هیج محموله‌ی مهمی از LNG به اروپا صادر نمی‌کند و قاعدتاً هیج تضاد منافعی در بازارهای منطقه آسیای پاسیفیک میان ایران و روسیه نیست. روسیه بیشتر بر روی صادرات گاز به چین و شمال پاکستان برنامه دارد و مقاصد گاز صادراتی ایران بیشتر به مناطق مرکزی-شرقی پاکستان و بازار هند است.
در این فضا شاید بتوان اظهار داشت خط لوله‌ی ایران-پاکستان (موسوم به خط لوله‌ی صلح) می تواند به بخشهایی از چین در مرزهای پاکستان و خود هند امتداد یابد. چندی قبل رئیس‌جمهور هند اعلام کرد «ما باید حداکثر استفاده را از فرصت‌های ناشی از توافق هسته‌ای ایران به عمل آوریم».
این مقام هندی در ادامه ضمن اشاره به «خط لوله‌ی ایران –پاکستان-هند» اظهار داشت که این خط لوله باید احیا شود؛ چرا که ایران عملیات احداث خط لوله را در داخل خاک خود انجام داده و چنین پروژه‌هایی می‌تواند عملاً «بازی‌ها» را در حوزه‌ی ژئواستراتژی تغییر دهد.
کشور چین 2.5 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در تجهیزات تبدیل گاز مایع به گاز طبیعی بندر گوادار پاکستان (در فاصله‌ی 80 کیلومتری بندر چابهار ایران) کرده و از همین بندر تا نوابشهر پاکستان نیز یک خط لوله احداث خواهد کرد.‎
این خط لوله می تواند به خط لوله صلح وصل شود و گاز ایران را تا نوابشهر برساند و از همین منطقه می‌توان خط لوله مذکور را به سمت چین یا هند ادامه داد.
سرمایه‌گذاری و فلرینگ
برای نیل به صادرات LNG نیاز به توسعه حوزه بالادستی و افزایش میران تولید گاز است. همچنین برای تحقق صادرات گاز طبیعی شبکه‌ سراسری خط لوله کشور باید توسعه یابد. طبق برنامه‌ها ایران آماده است تا 45 میدان نفتی و گازی را طی قرارادهای به ارزش 185 میلیارد دلار به کمپانی‌های خارجی به قرارداد بسپارد.
برآورد شده که از محل گاز طبیعی (و گاز همراه) این میادین، حدود 190 میلیون مترمکعب در روز (معادل 70 میلیارد مترمکعب در سال) به تولید گاز خام ایران افزوده خواهد شد.
از سوی دیگر تا پایان 2020 میزانی حدود 19.8 میلیون مترمکعب در روز (معادل بالای 7 میلیارد مترمکعب در سال) از محل جمع‌آوری گازهای فلر به دست خواهد آمد.
هم‌اکنون حجم فلرینگ میدان‌ها نسبتاً زیاد است. برای مثال فلرینگ برخی میدان‌ها به شرح ذیل است:
میدان یادآوران حدود 1.84 میلیون مترمکعب در روز
میدان سلمان حدود 2.64 میلیون مترمکعب در روز
فروزان 5.6 میلیون مترمکعب در روز
آزادگان 0.68 میلیون مترمکعب در روز
مصارف داخلی کشور
طی 20 سال اخیر مصرف گاز داخلی ایران همگام با افزایش تولید گاز کشور، همواره رو به تزاید بوده و به همین خاطر میزان مازاد تولید برای مصارف صادراتی ، عمدتاً محدود بوده است.
بنابراین مادامی که ایران فکری به حال بهینه‌سازی مصارف داخلی خود نکند، قاعدتاٌ تحقق برنامه‌های معطوف به صادرات گاز نیز با یک علامت سؤال بزرگ روبه‌رو خواهد بود.
در سال 2014 و بر اساس آمارهای شرکت بی.پی، تولید گاز ایران حدود 172.6 میلیارد مترمکعب و مصرف آن حدود 170.2 میلیارد مترمکعب بوده است. البته آمارهای منتشره‌ی رسمی حاکی است که میزان مصارف کشور حدود 20 تا 25 میلیارد مترمکعب بیش‌تر از رقم اعلام‌شده‌ی بی.پی است.
مصرف گاز در بخشهای مختلف
سال 93 (میلیارد متر مکعب)
سال 92 (میلیارد متر مکعب)
خانگی و صنایع غیرعمده
91
88.9
صنعتی
32.45
29.8
تولید برق
50.5
36.8
صادرات
10
9.7
گم شدن گاز بخاطر دستکاری در کنتورها، مشکلات فنی و غیره
9
9
تزریق به میادین نفتی
33.9
32.9
فلر
11.7
11.7
مجموع
238.55
218.8
واردات
7.5
3.5
گاز طبیعی حدود 67 درصد از مصرف انرژی در ایران را به خود اختصاص داده است. سالانه حدود 125 میلیارد مترمکعب به 73 هزار واحد صنعتی و 19 میلیون خانوارد عرضه می‌شود که طبق برنامه‌های توسعه‌ای جدید، قرار است 19 هزار واحد صنعتی و 3 میلیون خانوار جدید به این جمع اضافه شوند. همچنین سال گذشته 50 میلیارد متر مکعب گاز به نیروگاههای برقی ارسال شده و برای قطع مصرف سوخت مایع باید 20 تا 25 میلیارد مترمکعب گاز اضافی به این بخش تحویل داده شود.
برنامه‌هایی در دست اقدام است که طی آن مقرر شده تولید پتروشیمی‌ها به دو برابر افزایش پیدا کند و لذا سالانه حدود 25 میلیارد مترمکعب گاز اضافی برای تامین خوراک گاز و تجهیزات این پتروشیمی‌ها مورد نیاز است (تا تولید به سمت 120 میلیون تن در سال ارتقا یابد).
مقوله‌ی تزریق گاز به میادین نفتی نیز سالانه باید به 70 میلیارد مترمکعب برسد تا جلو افت تولید نفت به مقدار زیادی گرفته شود.
در هر حال انتظار بر این است که مصرف گاز تا سال 2020 به محدوده‌ی بین 330 تا 350 میلیارد مترمکعب در سال برسد؛ حال آنکه در همین بازه‌ی زمانی میزان تولید به سطح 400 میلیارد مترمکعب خواهد رسید.
دولت به دنبال افزایش کارآیی مصرف انرژی است و برنامه‌های متعددی را بدین منظور در دست اقدام دارد. برای اینکه مصارف کشور بتواند روزانه 50 میلیون مترمکعب کاهش یابد، بایستی حدود 200 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری صورت گیرد. اگر این اتفاق بیفتند آنگاه مصرف سالانه‌ی گاز حدود 18 میلیارد مترمکعب کاهش خواهد یافت.
به هر تقدیر اگر ایران موفق به اجرای بهینه‌سازی و افزایش بهره‌وری مصرف بشود، در این صورت حجم صادرات کشور هم افزایش قابل‌توجهی خواهد داشت و هدف 200 میلیارد مترمکعبی در سال، چندان هم غیرواقعی و دور از دسترس نخواهد بود.
در سال 2014 روسیه حدود 177 میلیارد و قطر هم 124 میلیارد مترمکعب صادرات خالص گازداشته اند که بدین ترتیب ایران نیز می‌تواند در کنار این دو کشور، جایگاه خودش را در سالهای پیش رو به دست آورد.